صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۰۷۸۰۲۳
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۰ - ۱۱ مرداد ۱۴۰۴ - 02 August 2025
باب دوم حکایت چهل و چهار

با سعدی در گلستان : خویِ بد در طبیعتی که نشست / ندهد جز به وقتِ مرگ از دست (+صدا)

پیرمردی لطیف در بغداد / دخترک را به کفشدوزی داد / مردکِ سنگدل چنان بگزید لبِ دختر، که خون از او بچکید

این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر این‌جا بشنوید

عصر ایران ــ حکایتی درباره خوی بد انسان‌ها که گاهی تا مرگ هم از بین نمی‌رود

پیرمردی لطیف در بغداد
دخترک را به کفشدوزی داد

مردکِ سنگدل چنان بگزید
لبِ دختر، که خون از او بچکید

بامدادان پدر چنان دیدش
پیش داماد رفت و پرسیدش

کای فرومایه، این چه دندان است؟
چند خایی لبش؟ نه اَنبان است

به مِزاحت نگفتم این گفتار
هَزْل بگذار و جِدّ از او بردار:

خویِ بد در طبیعتی که نشست
ندهد جز به وقتِ مرگ از دست

ارسال به تلگرام