عصر ایران؛ مجله تصویری سلاح - در ماه های پایانی جنگ جهانی دوم، زمانی که آسمان آلمان تحت سلطه بمب افکن های متفقین بود و لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) بهترین خلبانان و منابع خود را از دست داده بود، نازی ها در جستجوی یک «معجزه» بودند. نتیجه این جستجو، یکی از عجیب ترین و در عین حال خطرناک ترین هواپیماهای تاریخ بود: هاینکل هی 162 (Heinkel He 162) معروف به فولکس یگر (Volksjäger) یا «جنگنده مردم».
در سال 1944، آلمان نازی در حال فروپاشی بود. کمبود شدید فلزات استراتژیک مانند آلومینیوم و از دست رفتن برتری هوایی، سران نازی را به سمتی سوق داد که طرحی جسورانه و تا حدی جنون آمیز را تصویب کنند: ساخت یک جت جنگنده ارزان قیمت که به جای فلز از چوب ساخته شود و به قدری ساده باشد که حتی نوجوانان عضو «جوانان هیتلری» (Hitler Youth) بتوانند با کمترین آموزش با آن پرواز کنند.
شرکت هاینکل با وعده ساخت این هواپیما در کمتر از 3 ماه، برنده قرارداد شد. مهندسان در رقابتی مرگبار با زمان، ایمنی را فدای سرعت کردند و بدین ترتیب، «سالاماندر» متولد شد.
روند توسعه هاینکل هی 162 یک رکورد تاریخی است. سفارش طراحی در 29 سپتامبر 1944 ثبت شد و اولین نمونه تنها 69 روز بعد، در 6 دسامبر 1944 به پرواز درآمد.
مشخصات فنی خیره کننده اما ناپایدار:
پیشرانه: موتور توربوجت BMW 003 که برخلاف طرح های معمول، در بالای بدنه و درست پشت کابین خلبان نصب شده بود.
بدنه ترکیبی: بال ها از چوب ساخته شده بودند که با چسب های بی کیفیت به هم متصل می شدند.
تسلیحات: دو توپ 30 میلی متری که قدرت تخریب بالایی داشتند.
سرعت: این هواپیما می توانست به سرعت خیره کننده 890 کیلومتر بر ساعت برسد.
شتاب زدگی در ساخت، هزینه ای سنگین داشت. در اولین پرواز آزمایشی، درپوش چرخ دماغه به دلیل چسب نامرغوب کنده شد. در دومین پرواز، فاجعه رخ داد؛ بال هواپیما در آسمان متلاشی شد و خلبان آزمایش کننده جان خود را از دست داد. با این حال، تعصب کورکورانه مقامات نازی اجازه نداد تولید حتی یک روز متوقف شود.
ارنست هاینکل بعدها این ایده که نوجوانان بتوانند پس از آموزشی کوتاه با این جت های ناپایدار پرواز کنند را «تعصب نامتعادل آن روزها» خواند. واقعیت تلخ تر از رویا بود:
نیروی کار اجباری: کارخانه ها از اسرا برای مونتاژ استفاده می کردند که بر کیفیت نهایی اثر منفی داشت.
کمبود سوخت: حتی خلبانان باتجربه هم سوختی برای تمرین نداشتند.
صندلی پران مرگبار: اگرچه هاینکل هی 162 یکی از اولین هواپیماهای مجهز به صندلی پران بود، اما نزدیکی موتور به مسیر خروج خلبان باعث شد نیمی از خروج های اضطراری به مرگ خلبان منجر شود.
در فوریه 1945، این هواپیما وارد خدمت شد اما تاثیر آن صفر بود. از 13 فروند در یک گروه آموزشی، 10 فروند به دلیل نقص فنی و اتمام سوخت سقوط کردند و تنها 2 فروند توسط دشمن ساقط شدند.
زمانی که آلمان در ماه می 1945 تسلیم شد، حدود 1000 بدنه نیمه تمام در کارخانه ها رها شده بود. متفقین پس از جنگ این هواپیما را مطالعه کردند و اگرچه نوآوری هایی در آن یافتند، اما آن را طرحی «بنیادین اما ناقص» توصیف کردند.
فولکس یگر نماد مطلق استیصال نازی ها بود؛ ماشینی که در فانتزی پیروزی پسران آموزش ندیده بر خلبانان کهنه کار متولد شد، اما در واقعیت، تنها نمادی از فروپاشی رایش سوم بود.