عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- زندگی سرشار از فراز و نشیبهایی است که دیر یا زود کودکان نیز با آنها مواجه خواهند شد. پنهان کردن حقایق یا سکوت در برابر این موضوعات، تنها بر ترس و ابهام کودک میافزاید. هنگامی که والدین فضایی امن برای گفتوگو با کودکان درباره موضوعات دشوار ایجاد میکنند، به فرزند خود میآموزند که میتواند در هر شرایطی روی حمایت اش حساب کند. این اعتماد، پایهای محکم برای ارتباط در سالهای نوجوانی و بزرگسالی خواهد بود.
وقتی با فرزندان مان صحبت می کنیم، این مکالمات به تقویت مهارتهای تفکر انتقادی، حل مسئله و صحبت درباره مسائل سخت در کودک کمک میکند.
آنها میآموزند که احساسات خود را شناسایی و بیان کنند، که این خود گامی اساسی در بنای تابآوری (Resilience) است.
همچنین، این فرصت را دارید که ارزشها و باورهای خانوادگی خود را در بستر واقعی زندگی به کودک منتقل کنید.
پیش از شروع گفتوگو، اندیشیدن به آن میتواند به هدایت بهتر مکالمه کمک کند.
در وهله اول، خود را از نظر عاطفی آماده کنید. ممکن است موضوع برای شما نیز دردناک باشد، اما نشان دادن پریشانی شدید میتواند کودک را بترساند.
اگر احساس میکنید کنترل کافی بر احساسات خود ندارید، مشورت با یک مشاور یا یک دوست قابل اعتماد میتواند مفید باشد.
جایی آرام و خصوصی که هردوی شما احساس راحتی کنید و زمان کافی در اختیار داشته باشید.
اگر خبر ناخوشایندی دارید، سعی کنید خودتان آن را به کودک منتقل کنید و این کار را به تاخیر نیندازید.
در آغوش گرفتن کودک و حفظ تماس فیزیکی اطمینانبخش در طول صحبت، به او احساس امنیت میدهد.
صحبت کردن با کودک در مورد مسائل پیچیده در سنین مختلف
درک کودک از جهان اطراف و توانایی پردازش احساسات پیچیده، به شدت وابسته به سن و مرحله رشدی اوست. بنابراین، زبان و محتوای گفتوگو درباره موضوعات دشوار باید متناسب با سن کودک باشد.
کودکان در این سن احساسات پایه مانند شادی، غم، ترس و عصبانیت را درک میکنند، اما برای فهم احساسات پیچیدهتر نیاز به همراهی و اطمینانخاطر دارند.
آنها تفکر عینی دارند و جهان را در قالب ملموسها میفهمند. بنابراین، در مکالمه درباره موضوعات سخت با آنها باید از جملات کوتاه، واضح و بر پایه احساسات آشنا استفاده کرد.
مثال در مورد مرگ: «مادربزرگ فوت کرده و دیگه اون رو نمیبینیم. من خیلی ناراحتم.»
مثال در مورد جدایی: «ما همیشه دوستت داریم، اما پدر و مادر فکر میکنند اگر در خونههای جدا زندگی کنند، همه خوشحالتر خواهند بود.»
در این مرحله، کودکان درک عمیقتری از احساسات دارند، اگرچه گاهی ممکن است احساسات جدید آنها را احاطه کند.
دنیای آنها با ورود به مدرسه و مواجهه با رسانهها گستردهتر شده و سوالات پیچیدهتری میپرسند.
در گفتوگو با کودکان درباره موضوعات دشوار در این سن میتوان با جزئیات بیشتر و منطقیتر صحبت کرد.
مثال در مورد مرگ: «مرگ یعنی زنده نبودن دیگه، مثل گلی که پژمرده میشه و دیگه رشد نمیکنه. همه موجودات زنده یه روز میمیرند.»
مثال در مورد تولد نوزاد: «برای به دنیا اومدن یه بچه، سلولی از پدر به نام اسپرم و سلولی از مادر به نام تخمک با هم ترکیب میشن.»
آگاهی از آنچه کودک در مدرسه میشنود یا در رسانهها میبیند، به شما فرصت میدهد پیش از آنکه او سوال کند، موضوع را پیش بکشید و مسیر درک آن را هدایت کنید.
یک فرآیند چهارمرحلهای برای سخن گفتن درباره مسائل سخت
یک روش ساختاریافته میتواند به والدین در مدیریت این مکالمات کمک کند:
۱. بپرسید کودک چه میداند: گفتوگو را با پرسشی باز شروع کنید. مثلاً: «در مورد اون اتفاقی که امروز تواخبار دیدیم، چه چیزهایی شنیدی؟» یا «دیدی دیروز وقتی تلفن زدم چقدر ناراحت شدم؟» این کار به شما کمک میکند نقطه شروع و سطح درک کودک را ارزیابی کنید.
۲. شفافسازی و ارائه اطلاعات (بدون زیادهگویی): اطلاعات را به زبانی ساده، صادقانه و متناسب با سن کودک ارائه دهید. از دادن جزئیات غیرضروری یا هولانگیز خودداری کنید. مثلاً: «یه بیماری جدی گرفته و دکترها دارن بهش کمک میکنن، اما گاهی حتی با کمک دکترها هم بدن افراد ضعیف میمونه.»
۳. به سوالات پاسخ دهید و اطمینانبخشی کنید: به تمام سوالات کودک با حوصله پاسخ دهید. اگر جوابی نمیدانید، صادق باشید و بگویید: «سوال خوبی پرسیدی. منم جوابش رو نمیدونم، بذار با هم اطلاعات بیشتری پیدا کنیم.» سپس بر روی ایمنی و حمایت فعلی تمرکز کنید: «مهم اینه که ما الان در کنار هم در امنیت هستیم و همدیگه رو دوست داریم.»
۴. پیگیری کنید: گفتوگو درباره موضوعات دشوار اغلب یکباره تمام نمیشود. چند روز بعد دوباره سراغ موضوع بروید و بپرسید: «در مورد حرفهایی که زدیم، چیزی به ذهنت میرسه؟» این به کودک فرصت پردازش و پرسش سوالات جدید را میدهد.
صداقت محور اصلی است: حتی در بیان دردناکترین حقایق، صداقت داشته باشید، اما آن را با ملایمت بیان کنید. دروغ یا پنهانکاری اعتماد کودک را از بین میبرد.
شنوندهای فعال باشید: پس از آغاز گفتوگو، به کودک فرصت صحبت دهید. تماس چشمی برقرار کنید و خود را همسطح او قرار دهید. احساساتش را بازتاب دهید: «میبینم که از شنیدن این موضوع ناراحت شدی.»
از ابزارهای کمکی استفاده کنید: کتابهای داستان مناسب سن کودک که به موضوعاتی مانند طلاق، از دست دادن یا ترس میپردازند، میتوانند سرآغاز خوبی برای گفتوگوی والدین با کودکان درباره موضوعات دشوار باشند.
تجربیات مشترک را مرور کنید: در مواجهه با یک رویداد ناخوشایند جدید، میتوانید به یادآوری کنید که در گذشته چگونه بر یک مشکل مشابه غلبه کردید. این کار به کودک امید و قدرت میدهد.
صحبت کردن با کودک در مورد مسائل پیچیده اگرچه چالشبرانگیز است، اما سرمایهگذاری بیبدیلی برای رابطه والد-فرزندی و سلامت روان کودک محسوب میشود.
با پذیرش این مسئولیت، به فرزند خود میآموزید که در زندگی هیچ موضوعی آنقدر ترسناک نیست که نتوان درباره آن صحبت کرد.
این مهارت، هدیهای ماندگار به کودک است که در سراسر زندگی همراه او خواهد بود و به او کمک میکند فردی تابآور، متفکر و با ارتباطی عمیق با عزیزانش شود.
به یاد داشته باشید که در این مسیر، شما تنها نیستید و در صورت نیاز میتوانید از کمک متخصصان روانشناسی کودک بهره ببرید.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@