ناآرامیهایی که از روز هفتم دیماه، آنهم از راستههای بازار تهران و در اعتراض به بیثباتیهای اقتصادی و وضعیت بازار ارز شروع شد، هر چند بر مدار نارضایتیهای اقتصادی به شهرهای دیگر نیز کشید، همانند اعتراضات پیشین در برخی مناطق با درگیریهایی نیز همراه بود. در این میان، اپوزیسیون و رسانههایشان هر کدام کوشیدند ماهی خود را از این آب گلآلود بگیرند.
به گزارش ایرنا، همزمان با حضور معترضان در کف خیابانها، شبکههای اجتماعی پر است از اخبار و تصاویر مربوط به ناآرامیها؛ رویدادهایی که جرقه آن اعتراض برخی بازاریان به نوسانهای مداوم بازار ارز بود.
در روزهای گذشته که عملیات روانی دولت «دونالد ترامپ» علیه ایران به اوج خود رسیده و «صدای آمریکا» به نقل از مشاور ارشد ناظر بر تلویزیون فارسی این رسانه، از جستوجوی «آلترناتیو» توسط وزارت امور خارجه ترامپ «در داخل ایران» خبر داده، تلاش رسانههای اپوزیسیون وارد فاز تازهای شده تا خود را مورد وثوق و مطلوب معترضان نشان بدهند.
آنچه از مطالبات و شعارهای معترضان در رسانههای اپوزیسیون بازتاب مییابد، گویای این تقلا است؛ به عبارت دیگر هر رسانهای آن بخشی از شعارها، فریاد زدنها و شعارنویسیها را در رسانه و کانالهای مجازی خود منتشر میسازد یا دست کم برجسته میکند که در راستای اهداف و منافعش قرار میگیرد و با آن همسازی دارد.
البته ادعاهایی درباره صداگذاری بر ویدئوهای اعتراضات نیز در فضای مجازی مطرح میشود که به دلیل دشوار بودن بررسی این ادعاها، از روشی مستند برای بررسی بازنمایی شعارها استفاده شده است.
برای بررسی نحوه بازتاب مطالبات و شعارهای مطرح در ناآرامیهای اخیر، پژوهشگر ایرنا محتوای کانال تلگرامی رسانههای فارسیزبان خارجی «بی بی سی فارسی»، «ایران اینترنشنال»، «رادیو فردا»، «رادیو زمانه» و «ایندیپندنت فارسی» را واکاوی کرده و ابتدا پستهای تلگرامی حاوی محتوای نوشتاری، زیرنویسهای خبری، کپشن تصاویر و ویدئوها و نیز فتوتیترهای مربوط به اعتراضات را در هر رسانه جمعآوری و سپس آنها را زیر ذرهبین قرار داده است. البته پیش از این در بهمن ماه ۱۴۰۱ در گزارشی، رویکرد رسانههای فارسیزبان خارجی نسبت به پهلوی مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه این بررسیها، تلاش چشمگیر رسانههای منتسب و نزدیک به پهلویها برای گنجاندن خود در میان اصلیترین شعارها و مطالبات مطروحه است.
نگاهی کوتاه به کانالهای تلگرامی و دیگر صفحات مجازی «تلویزیون منوتو» اینگونه القا میکند که نه تنها اغلب معترضان که اکثر مردم ایران خواهان بازگشت بازماندگان رژیم پهلوی به کشور هستند. از میان ۵۸ پست تلگرامی که طی بازه زمانی اول تا پنجم ژانویه ۲۰۲۶ (یازدهم تا پانزدهم دیماه) در کانال «ایندیپندنت فارسی» به عنوان رسانه هواخواه پهلوی در مورد مضمون شعارها منتشر شده، ۳۵ پست بازگشت این دودمان را بازتاب داده است.
در برابر این آمارِ حدود ۶۰ درصدی، رویکرد رسانهای مانند «رادیو زمانه» قابل تامل است. در انواع محتواهای انتشار یافته در کانال این رسانه درباره شعار و خواسته معترضان، هیچ اثری از پهلوی دیده نمیشود و حتی سویههای ضدپهلوی هم در این شعارها به چشم میخورد.
در مطلبی از تارنمای رادیو زمانه که در کانال این رسانه نیز منعکس شده میخوانیم: «پادشاهیخواهان در قیاس با سایر گروههای اپوزیسیون صدای بلندتری داشته، بهتر دیده و شنیده {می}شوند. در طرف مقابل، جمهوریخواهان مجموعهای از تشکلهای متفرق و افراد پراکنده هستند.»
این تارنما همچنین در مطلبی دیگر به کنشگری سیاسی این جریان اشاره کرده و مینویسد: «فضای ضددمکراتیک و ضدحقوق بشری از سوی طیفهای طرفدار پهلوی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ایجاد شده و با نفرتپراکنی سازمانیافته علیه اتنیکها، بهویژه ترکها، همراه است.»
نگاهی به دیگر رسانهها و کانالهای تلگرامی نشان میدهد مضامین هواخواهی از پهلوی در آنها، با هم به شکل چشمگیری ناهمخوان است. برخی دست به برجستهسازی این مضامین زدهاند و برخی به عنوان مشت نمونه خروار به آنها هم اشارههایی داشتهاند.
در کانال «ایران اینترنشنال» غلظت هواداری از پهلوی بالاست؛ به نحوی که حدود نیمی از پستهای تلگرامی مربوط به اعتراضات در این رسانه، شعارهای مرتبط با حمایت از دودمان پادشاهی است.
در «بی بی سی فارسی» این میزان به یکباره نصف میشود و سایر شعارها اعم از سیاسی، اقتصادی-معیشتی، وطنخواهی، جلب حمایت نیروی انتظامی و ... هم به بسیار به چشم میآید.
در پستهای تلگرامی «رادیو فردا» تقریبا یک سوم محتوا ناقل شعارهای حامیان پهلوی است؛ در حالی که رسانهای مانند رادیو زمانه تنها مفاهیمی مانند مطالبات معیشتی، حقوق زنان و اقلیتها، آزادی، دموکراسی، اعتراضات سیاسی، دانشگاهی و بازاری را در میان شعارها و شعاردهندگان بازتاب داده است.
علاوه بر بررسیهای کمّی درباره محتواهای رسانهای که به آن اشاره شد، بررسی کیفی تصاویری که در رسانههای مختلف بازتاب مییابد، دوگانگی مورد اشاره درباره بازنمایی وزن و نقش پهلویها در شعارها را نمایان میسازد؛ برخلاف شعارهایی که به صورت متکثر در مراسم تشییع کشتهشدگان ناآرامیها یا مطالبات سیاسی و اقتصادی که از کف خیابانها به گوش میرسد، غالبا پهلویطلبیها محدود به شعارهای تک نفره، دیوارنویسی یا معدود معترضانی است که به صورت کلونی و دستههایی یکجا در نقاط پردرگیری و ملتهب ظاهر شده و بازگشت پهلوی را فریاد میکشند.
این در حالی است که نگاهی متوازن به محتوای رسانههای مختلف و نه آنچه الگوریتمهای برخی شبکههای اجتماعی آن را پیش چشم مخاطبان به تصویر میکشند، در کنار آنچه در گفتوگوهای عمومی به گوش میرسد، ناظر بر نگرانیهای اقتصادی و دغدغههای بسیار پررنگ معیشتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در عالم واقعیت و جدای از غوغاهای رسانهای و تبلیغاتی، باید دید برای چه میزان از شهروندان بازگشت یک دودمان سلطنتی در میان دنیایی از مشکلات و چالشهای فردی، اجتماعی و ملی میتواند حائز اهمیت باشد؟