عصر ایران؛ مهدی مالمیر- در باب اعتراضات اخیر، یادداشتِ تحلیلی، گزارش و مصاحبه با صاحب نظران در رسانهها فراوان به چشم می خورد.
مضمون تکرار شونده (موتیف) در همه هم این است که راه گفتوشنود میان شهروندان و دولت/حاکمیت ناهموار است و صدای مردم را چنان که بایسته است نمیشوند یا دیرهنگام به خواستهای مردم گوش میسپارند.
راه گفت و شنود اما بسیار روشن است و نیاز نیست همانندِ کشف آتش دوباره به عزمِ کشفِ آن جهان را از زیر پاشنه بگذرانیم!
«دیوید ایستون» نظریه پرداز سیاسی، نظام سیاسی را به سیستمی تشبیه کرده که همانند هر سیستم دیگر نیازمند اطلاعاتِ ورودی از فضای اطراف است.
این اطلاعات در برگیرندۀ میزان «خواستها و پشتیبانی»های مردم است که از طریق احزاب و رسانههای حرفهای و آزاد به سیستم( بوروکراسی- دولت/حکومت) منتقل میشود و به زبان فنی بدان « درون سپاری» گفته میشود؛ چندان که میتوان گفت نیازهای مردم در زمینه نوسانات ارزی، دستمزد کارگران، آلودگی هوا و...خواستهای مردم از نظام سیاسی است.
با این همه، اطلاعاتی که به سیستم درونسپاری میشود همیشه از جنس و فلزِ "خواست" نیست. پشتیبانیها هم جزو اطلاعاتی است که از طریق مثلا پرداخت بههنگام مالیات، رأی دادن و ثبت نام در ارتش به هنگام نیاز در زمرۀ اطلاعاتی است که میزان و کیفیت پشتیبانی شهروندان از یک نظام سیاسی را نشان میدهد.
این اطلاعات وقتی وارد سیستم می شود باز هم از طریق اعضای احزابی که در دولت دست بالا را از طریق انتخابات به دست آوردهاند، همچنین به میانجی لابیها، کارآفرینان بزرگ و گروههای صاحب نفوذ در فرایندی تبدیل به قانون میشود.
مثلا قانون خدمت نظام وظیفه یا قانون ایمنی در هنگام کار در معادن برآمده از پروسۀ کار و تحقیق و چانه زنی خواستها در داخل نظام سیاسی است.
اطلاعاتی که در درون نظام سیاسی بر روی آن کار میشود و رخت قانون به تن میکنند، بازخورد (فیدبک) هم دارند و نیازهای جدید و پشتیبانیهای تازه را به صورت خواستها پدید میآورند تا باز به صورت درونسپاری به درون نظام سیاسی وارد شوند و چرخۀ حک و اصلاح خواستها و تبدیل آن به خروجیِ دوباره و دوباره تکرار شود.
در این چرخه نقش احزاب، مطبوعات آزاد و خبرنگاران کاربلد، اعضایِ احزاب جا سنگین و اساسا سیاستگران حرفهای از نان شب واجبتر و ضروریتر به نظر میرسد.
این چرخه، تنها چرخهای است که بیآنکه نام گفتوگو را با خود به یدک کشد، به بهترین شکل، گفت و شنود را میان شهروندان، بازاریان، کاسبان خُرد و همه آنهایی که خواستی دارند، با دولت وقت سر و سامان میبخشد.
این چند روز بر ضرورت گفت و شنود میان ناراضیان و کار به دستان گرفته است اما به نظر میآید منظور از گفت وگو همان خوش وبش میان دو دوست و همکار و اعضای خانواده در یک میهمانی خانوادگی و فامیلی فرض گرفته شده اما، چنان که ذکر آن رفت،گفت و شنود سازکار خود را در پهنه سیاست در طول سالیان دراز پیدا کرده است.
به عبارت دقیقتر، بدون اعتنا به احزاب، بدون برخورداری از رسانه های آزاد درون سپاریها یا اطلاعات از محیط پیرامون نظام سیاسی ، فرایند تصمیمگیری بدل به خروجی هایی به صورت قانون خواهد شد که فرسنگ ها با نیاز جامعه، حال و هوای آن، میزان صبر و استقامت مردم در برابر مشکلات ریز و درشت و... فاصله دارد و چرخه ی اعتراض و بیان خواستها سرِ دراز پیدا خواهد کرد و به تناوب دوران کُمون و آشکارگی را خواهند پیمود.
احزاب و مطبوعات آزاد، ابزاری برای گفت و شنود هستند نه ابزاری تجملی که گهگاه سیاستمداری برای خالی نبودن عریضه از فقدان آن در عرصه سیاست یاد کند و لزوم حرکت به سوی برپایی احزاب و مطبوعات آزاد را به یاد بیاورد.
حرکتی چنان کُند و بی رمق که حکایت قدیمی ای را به یاد می آورد: لاک پشتی چهار دست و پایش را در پوست گردو کرده بود و سلانه سلانه راه می سپرد! رندی از او پرسید کجا به سلامتی؟ لاک پشت گفت: به چین و ماچین! رند هم بی درنگ پاسخ داد: عجب! با این پر و پاچین، به چین و ماچین؟!
در طول همۀ این سالها حرکت به سوی حزب و سیاستورزیِ حرفهای همانند لاک پشتی بوده که دست و پایش را در پوست گردو گذاشته و امیدوارند در شرایط فقدان ابزارهای سیاست ورزی حرفهای، به سر منزل مقصود( چین و ماچین) هم برسد!