صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

هرمس: شخصیتی مبهم در تاریخ و اساطیر

منشأ دقیق شخصیت هرمس تریس‌مجیستوس، مانند بسیاری از آموزه‌های او در هاله‌ای از رمز و راز و بحث‌های جاری قرار دارد. نام و هویت او نماد ترکیب خدای یونانی هرمس و خدای مصری تحوت است.
شخصیت اسرارآمیز «هرمس تریس‌مجیستوس» که در مصر و یونان باستان به‌عنوان تجسم خرد مورد احترام بود، به شخصیت بنیان‌گذار یک سنت فلسفیِ شناخته‌شده به نام «هرمتیسم» تبدیل شد که قرن‌ها بر اندیشه غربی اثر عمیق گذاشت.
 
به کمک متونی مانند «لوح زمرد» که شامل اصل مشهور «همان‌گونه که در بالا است، در پایین نیز هست» می‌باشد، آموزه‌های هرمتیسم جهانی از تطابق بین خردجهان و کلان‌جهان را پیشنهاد می‌کرد، جایی که ذهن و ماده در هماهنگی الهی در هم تنیده‌اند. اگرچه این جریان عرفانی بیشتر در سایه‌های تاریخ تفکر عمل می‌کرد، اما همچنان نحوه درک رابطه بین آگاهی، طبیعت و کیهان را در طول قرن‌ها شکل داده است. 

هرمس تریس‌مجیستوس که بود؟ 

هرمس تریس‌مجیسوس، اثر ژان-لوئیس دوران، ۱۶۷۵

منشأ دقیق شخصیت هرمس تریس‌مجیستوس، مانند بسیاری از آموزه‌های او در هاله‌ای از رمز و راز و بحث‌های جاری قرار دارد. نام و هویت او نماد ترکیب خدای یونانی هرمس و خدای مصری تحوت است. 
 
در حالی که هرمس پیام‌آور خدایان یونانی بود و اطلاعات را به موجودات الهی و انسانی منتقل می‌کرد، تحوت خدای خرد و دانش مصر باستان بود. او از دست‌کم سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد مورد ستایش قرار می‌گرفت و به او اختراع خط هیروگلیف، ستاره‌شناسی، معماری، هندسه و دیگر حوزه‌های مطالعات باستانی نسبت داده می‌شد. 
 
به این ترتیب، ترکیب این دو خدا همان‌طور که توسط حکیم هرمس تریس‌مجیستوس نشان داده شده، نماد انتقال دانش مخفی و کهن بود. از آنجا که هر دو خدا با نوشتن، جادو و واسطه‌گری بین قلمروی الهی و انسانی مرتبط بودند، محتواهای آموزه‌های هرمس تریس‌مجیستوس الهام‌گرفته از الهام الهی در نظر گرفته می‌شد. 
 
این پرسش مطرح می‌شود که آیا هرمس تریس‌مجیستوس خود خدا بود یا خیر. پاسخ بسته به سنت متفاوت است. برخی او را خدایی دارای شکل جسمانی که دانش آسمانی را با بشر به اشتراک گذاشته بود توصیف می‌کنند، در حالی که برخی دیگر او را حکیم انسانی الهام‌گرفته از خدا می‌دانند که با خرد فوق‌العاده‌اش به تعالی روحانی دست یافته بود. 
 
لقب «تریس‌مجیستوس» به معنای «سه‌گانه بزرگ» نیز تفسیرهای متفاوتی را برانگیخته است. برخی معتقدند این لقب به تسلط او بر سه بخش خرد جهانی باستان: کیمیاگری، ستاره‌شناسی و جادو اشاره دارد. برخی دیگر پیشنهاد می‌کنند این لقب بیانگر نقش سه‌گانه او به‌عنوان فیلسوف، کاهن و پادشاه است یا برتری والای او در اندیشه، گفتار و کردار. 
 
از دید نمادنگاری، تصاویر هرمس تریس‌مجیستوس در طول قرن‌ها تکامل یافتند. تصاویر اولیه او را بیشتر با ویژگی‌های تحوت، مانند سر ایبیس یا همراهی یک میمون نشان می‌دادند، در حالی که تصاویر بعدی یونانی‌رومی او را به‌عنوان حکیمی ریش‌دار با کادوسئوس، عصایی پیچیده با مارها که نماد شفا و تحول بود، نشان می‌دادند. 

هرمتیکا چیست؟ 

جلد کتاب کیبالین، ۱۹۰۸

«هرمیتیکا» مجموعه‌ای متنوع از نوشته‌ها و آموزه‌هاست که به هرمس تریس‌مجیستوس نسبت داده می‌شود. هسته اصلی آن «کورپوس هرمیتیکوم» است که مجموعه‌ای از ۱۷ رساله فلسفی بین حدود سال‌های ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلادی است، اگرچه بیشتر منشأ آن‌ها به بینش‌های پیامبری قدیمی‌تر نسبت داده می‌شود. 
 
این متون مفاهیم عمیق متافیزیکی را از راه دیالوگ‌ها و مکاشفات بررسی می‌کنند و بیشتر هرمس را در حال آموزش شاگردان در خرد الهی نشان می‌دهند. گفته می‌شود بسیاری از این متون به قرن‌های ۲ و ۳ میلادی بازمی‌گردند، اما تا قرن یازدهم توسط فیلسوف بیزانسی «مایکل پسلوس»، جمع‌آوری و تدوین نشده بودند. 
 
«کورپوس» یک سیستم فلسفی پیچیده ارائه می‌دهد که ایده‌های افلاطونی را با عناصر مذهبی مصری و عرفان یونانی ترکیب می‌کند و به پرسش‌های بنیادین درباره الوهیت، کیهان‌شناسی و پتانسیل روحانی انسان برای فراتر رفتن از ابعاد معمولی می‌پردازد. 
 

لوح زمرد اثر هاینریش کونرات، ۱۶۰۹

شاید مشهورترین متن در هرمیتیکا «لوح زمرد» باشد. این متن کوتاه اما عمیق، خرد هرمتی را به مجموعه‌ای از گزاره‌های رمزی خلاصه می‌کند که به‌شکل فرضی اصول کلیدی آموزه‌های هرمس تریس‌مجیستوس را در بر دارند. 
 
اصل مشهور آن، «آن‌چه بالاست از آن چیزیست که در پایین است و آن‌چه پایین است از آن چیزیست که در بالاست» که همواره به شکل ساده‌تر «همان‌گونه که بالا است، در پایین نیز هست» بیان می‌شود، اصل همخوانی عناصر مخالف و مختلف جهان را بیان می‌کند. این اصل همچنین پیشنهاد می‌دهد که الگوها و فرآیندهای رخ‌داده در یک قلمرو از وجود، در همه سطوحِ واقعیت منعکس می‌شوند و چارچوب کیهانی همیشه حاضر و درهم‌تنیده‌ای ایجاد می‌کنند. 
 
کنار این بخش‌های عمیق معنوی هرمیتیکا، متون عملی متعددی درباره کیمیاگری، ستاره‌شناسی و تکنیک‌های جادویی وجود داشتند. در حالی که متون فلسفی، تحول روحانی و درک کیهانی را بررسی می‌کنند، نوشته‌های فنی راهکارهایی برای دستکاری نیروهای طبیعی از راه دانش غیبی ارائه می‌دهند. 

حفظ هرمتیسم توسط اسلام

مایکل پسلوس، گردآورنده بیزانسی کورپوس هرمیتیکا، صومعه پانتوکراتور، حدود قرن ۱۲-۱۳ میلادی

نخستین جوامع اسرارآمیز که هرمس تریس‌مجیستوس را ستایش می‌کردند در مصر هلنیستی شکل گرفتند، جایی که آموزه‌های او میان حلقه‌های صمیمی شاگردان وفادارش گسترش یافت. این جویندگان به‌شکل منظم گرد هم می‌آمدند تا خرد مقدس را مطالعه کنند و در تمرینات تفکر عمیق شرکت کنند، همگی با هدف دست‌یابی به تحول روحانی و درک الهی. 
 
این پیروان اولیه با تلاش‌های وفادارانه‌شان، این آموزه‌ها را در متون مقدس حفظ کردند که در نهایت پایه و اساس «کورپوس هرمیتیکوم» را تشکیل داد. با گذر تمدن کلاسیک به دوران میانه، احتمال داشت این دانش گران‌بها از دست برود، البته اگر تلاش‌های دقیق دانشمندان و مترجمان مسلمان نبود. 
 
این اندیشمندان اسلامی ارزش عمیق خرد هرمتی را شناختند و آن را در سنت‌هایِ در حال توسعه‌ی کیمیاگری و ستاره‌شناسی خود وارد کردند. احترام آن‌ها به این دانش با باور گسترده‌ای که هرمس را همان ادریس پیامبر مندرج در قرآن بود می‌دانست، تقویت شد. این ارتباط جایگاه آموزه‌های او را ارتقاء داد و سبب شکوفایی آن‌ها در مراکز بزرگ علم در جهان اسلام شد. 
 
ترجمه‌های دقیق عربی و تفسیرهای روشنگر بر متون هرمتی به‌عنوان حلقه‌های حیاتی در زنجیره پیوسته انتقال دانش طی قرن‌ها عمل کردند.
 
به‌ویژه در مراکز چندفرهنگی مانند بیزانس، اسپانیا و سیسیل، دانشمندان از سنت‌های مختلف تعامل بیشتری داشتند، دانش خود را به اشتراک گذاشتند و همکاری کردند که این امکان را فراهم کرد تا خرد هرمتی دوباره در خاک فکری غرب ریشه بدواند و در نهایت در دوره رنسانس شکوفا شود. 

هرمتیسم و رنسانس

کورپوس هرمیتیکا، ترجمه شده توسط مارسلیو فیسینو، ۱۴۷۱

این تبادل فرهنگی و بازکشف خرد باستانی تا حد زیادی رنسانس را تعریف کرد و احیای چشمگیر هرمتیسم را رقم زد که زندگی فکری اروپا را دگرگون کرد. نقطه عطف سال ۱۴۶۳ رخ داد، زمانی که «مارسیلیو فیچینو» با حمایت «کوزیمو دِ مدیچی» ترجمه لاتین کورپوس هرمیتیکوم از نسخه‌های یونانی گردآوری‌شده توسط مایکل پسلوس را به پایان رساند. 
 
ترجمه فیچینو در زمان تاریخی مناسبی ارائه شد، زمانی که متفکران رنسانس به دنبال جایگزین‌هایی برای سلطه طولانی‌مدت فلسفه و تفکر کلیسا بودند. این امر موجی از علاقه به فلسفه هرمتی را در قرن‌های ۱۵ و ۱۶ ایجاد کرد. 
 
با نفوذ ایده‌های هرمتی در محافل فکری اروپا، قرون بعدی شاهد تکامل طبیعی این تأثیر از راه شکل‌گیری جوامع سری و انجمن‌هایی با ادعای خط هرمتی بودند. 
 
سازمان‌هایی مانند رزی‌کروشن‌ها و شاخه‌هایی از فراماسونری این خرد باستانی را پذیرفتند و سیستم‌های آیینی پیچیده‌ای برپایه اصول هرمتی توسعه دادند.  این جریان زیرزمینیِ اندیشه هرمتی در قرن ۱۹ با انرژی تازه‌ای دوباره ظهور کرد و به‌شکل طبیعی در حساسیت‌های معنوی جنبش رمانتیک جریان یافت و سبب احیاء چشمگیر علائق عرفانی شد. 
 
این احیاء علاقه عرفانی در سازمان‌هایی مانند انجمن هرمتی طلوع طلایی و جامعه تئوسوفی تجلی یافت که هرمتیسم سنتی را با دیگر جریان‌های عرفانی ترکیب کردند و سیستم‌های جادویی و تمرینات معنوی برای عمل‌کنندگان مدرن ایجاد کردند. 
 
در این دوره شخصیت‌های پیشگامی مانند الیفاس لِوی، الیستر کرالی و دیون فورچون بر این پایه فعالیت خود را آغاز کردند و سیستم‌های جادویی پیشرفته‌ای مبتنی بر اصول هرمتی توسعه دادند و خرد باستانی را برای نیازهای معنوی و فکری عصر صنعتی و علمی تطبیق دادند. 

اصول بنیادین هرمتیسم

متن لوح زمرد، یوهانس پتریوس، ۱۵۴۱

هرمتیسم در طول توسعه خود، بر تجارب آغازین و حالات تغییریافته‌ی آگاهی تأکید داشته و پیروان آن از مراقبه، تجسم، و آیین‌های گوناگون برای دست‌یابی به بصیرت معنوی مستقیم و ارتباط با نیروهای الهی استفاده می‌کنند. 
 
راه هرمتی همواره بر تحولِ آگاهی به‌عنوان کلید درک واقعیت تأکید می‌کند و معتقد است برخی حقایق تنها از راه تجربه شخصی قابل‌فهم کامل هستند و نه تنها از راه مطالعه عقلانی. 
 
اصل همخوانی نیز از اصول مرکزی فلسفه هرمتی است. این مفهوم بیانگر تقارن بنیادین بین کلان‌جهان و خردجهان است: جهان گسترده و انسان. هرمتیست‌ها بر این باورند که الگوهای موجود در قلمروهای آسمانی در قلمروهای زمینی بازتاب می‌یابند و شبکه‌ای از ارتباطات معنادار در تمام سطوح وجود ایجاد می‌کنند. 
 
مفهوم بنیادین دیگر در هرمتیسم طبیعت الهی ذهن انسان است. «کورپوس هرمیتیکوم» می‌آموزد که انسان‌ها دارای جرقه‌ای از عقل الهی هستند که به آن‌ها امکان درک اسرار کیهانی و دستیابی به «گنوسیس» یا دانش مستقیم الهی را می‌دهد. این دیدگاه انسان را شریک بالقوه در آفرینش با نیرو یا ذات الهی معرفی می‌کند که قادر به مشارکت در آفرینش و تحول واقعیت از راه اراده و تخیل متمرکز است. 
 
مکمل این اصول، فهم هرمتی از دوگانگی و ریتم است. هرمتیست‌ها بر این باورند که همه پدیده‌ها دارای تضادهای خود هستند و در تعادل پویا با یکدیگر وجود دارند: روشنایی و تاریکی، آفرینش و نابودی، انرژی‌های مردانه و زنانه. سنت هرمتی این تضادهای ظاهری را جنبه‌های مکمل یک وحدت بزرگ‌تر می‌بیند. 
 
کاربرد عملی اصول هرمتی در مفهوم «تبدیل» تجلی می‌یابد، توانایی تغییر یک حالت وجود به حالت دیگر از راه قصد آگاهانه و عمل آیینی. با اینکه این اصل همواره با تلاش‌های کیمیاگران برای تبدیل فلزات عادی به طلا شناخته می‌شود، کاربرد آن بسیار فراتر از مسائل مادی است. 

تأثیر هرمتیسم بر اندیشمندان برجسته

ایزاک نیوتن، اثر توماس فیلیپس، ۱۶۸۹

تأثیر عمیق هرمتیسم بر تاریخ اندیشه قرن‌ها ادامه داشته و ذهن فلاسفه، دانشمندان، هنرمندان و روانشناسان را شکل داده است. برخلاف تصور عمومی که هرمتیسم را تنها «غیبی» می‌داند، علم مدرن اولیه نیز به‌شدت با اصول هرمتی درهم تنیده بود. 
 
«پاراسلسوس»، شخصیت انقلابی در پزشکی، به‌شکل برجسته از اصل هرمتی «همان‌گونه که در بالا است، در پایین نیز هست» استفاده می‌کرد و درمان‌هایی برپایه تطابق سیارات و اندام‌های انسان توسعه داد. حتی ایزاک نیوتن در حالی که پیشگام فیزیک و ریاضیات بود، وقت قابل‌توجهی به آزمایش‌های کیمیاگری اختصاص داد. اسناد خصوصی او نشان می‌دهند که او مطالعات گسترده‌ای درباره متون هرمتی داشته و اغلب روش‌های بکارگیری هرمتیسم در آثار خود را مخفی نگاه می‌داشته است. 
 
تأثیر هرمتیسم محدود به تحقیقات علمی نمیشد؛ بلکه در بیان خلاقانه هم شکوفا شد. نمادهای هرمتی در هنر و معماری رنسانس نفوذ داشتند و هنرمندان تصاویر رمزی اسرارآمیز را در آثار خود می‌گنجاندند. 
 

ویلیام بلِیک، اثر توماس فیلیپس، ۱۸۰۷

شاعران و نویسندگان بعدی نیز این سنت را ادامه دادند. شعر عرفانی ویلیام بلیک مفاهیم هرمتیِ تخیل الهی را بازتاب می‌دهد و گوته در فاوست به تحول کیمیاگری پرداخته است. دابلیو. بی. ییتس نیز نمادهای هرمتی را در اشعار خود گنجاند و به انجمن هرمتی طلوع طلایی پیوست. 
 
این جریان اسرارآمیز در نهایت به تفکر روانشناسی مدرن راه یافت، به‌ویژه از طریق آثار کارل یونگ. یونگ اهمیت روانشناختی هرمتیسم را شناخت و فرآیندهای کیمیاگری را استعاره‌ای برای فردیت‌یابی و مسیر به سوی کمال روانی تفسیر کرد. 
 
یونگ متون کیمیاگری را جمع‌آوری و نمادهای آن‌ها را تحلیل کرد و دریافت که مفاهیم تحول هرمتی با تلفیق عناصر آگاه و ناآگاه در روان مطابقت دارد. در طول تاریخ، این اندیشمندان با هرمتیسم نه‌تنها به‌شکل نظری بلکه به‌شکل عملی تعامل داشتند و آزمایش‌های کیمیاگری انجام دادند، طلسم ساختند و آیین‌هایی برای بهره‌برداری از انرژی‌های کیهانی اجرا کردند. 
 
منبع: فرادید
ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200