آبسیدین از هزاره هشتم پیش از میلاد در تپهجیک چیفتلیک برای ساخت ابزارهای کاربردی و دستسازههای غیرکاربردی مانند آینهها و زیورآلات استفاده شده است.
این آینهها که به خاطر شکل دایرهای زیبا و سطوح بازتابنده خود معروف هستند، گنجینههایی بسیار نادری هستند و تنها ۵۶ نمونه شناختهشده از آنها در شش مکان باستانشناسی در آناتولی مرکزی و یک مکان در شام کشف شده است. البته این آینهها ابزارهای کاربردی نبودهاند، بلکه اشیایی با معنای نمادین بودهاند.
موقعیتهایی که این آینهها در آنها یافت شدهاند (اغلب در محیطهای تدفینی و آیینی) نشان میدهد هدف آنها چیزی فراتر از بازتاب تصویر بوده است. احتمال دارد این آینهها نمادهای وضعیت اجتماعی، ابزارهای آیینی یا حتی دارای اهمیت معنوی بودهاند.
اکنون تپهجیک چیفتلیک بهعنوان یک مکان حیاتی برای درک تولید این آینهها مطرح است. این سکونتگاه در دشت ملندیز در کاپادوکیه واقع شده و از دوران نوسنگی تا اوایل دوره مس سنگی (حدود ۷۰۰۰ تا ۶۰۰۰ پیش از میلاد) مسکونی بوده است. نزدیکی آن به منابع طبیعی آبسیدین، توسعه یک صنعت ویژه برای برش و صیقل دادن این ماده آتشفشانی را تسهیل کرده است.
حفاریها در تپهجیک چیفتلیک نه تنها منجر به کشف آینههای تمامشده، بلکه پیشساختهایی در مراحل مختلف تولید نیز شده که به پژوهشگران این امکان را میدهد که فرایند ساخت را دقیق بازسازی کنند. این موضوع تپهجیک چیفتلیک را به تنها مکان شناختهشدهای تبدیل میکند که تولید محلی آینههای آبسیدینی در آن بهطور حتم مستند شده، در حالی که در سایر مکانها عمدتاً محصولات تمامشده پیدا شده، به این معنا که شاید آینههای آنجا وارداتی بودند.
نقشهای که مکانهای آناتولیایی را نشان میدهد که در آنها آینههای آبسیدینی یافت شده (دایرههای سیاه) و منابع آبسیدین کاپادوکیه (ستارههای قرمز)
تحقیقات با تمرکز روی درک نحوه ساخت و استفاده از این آینهها از راه تحلیلهای فناوری انجام شده که شامل شناسایی جایگاههای شکستگی و تراشههای موجود روی هستهها و محصولات برای شناسایی تکنیکها و فرایندهای ساخت میشود. هدف تحلیل اینست که توالی کامل تولید آینهها بازسازی شود.
فرایند تولید این آینهها یک پروسه پیچیده بوده است. باستانشناسان حداقل هشت مرحله متمایز را بر اساس تحلیل مصنوعات شناسایی کردهاند. ابتدا قطعهای آبسیدین با سطح نسبتاً صاف و شکل نیمدایره انتخاب میشد. لبههای تیز و برآمدگیهای آن را از بین میبردند و سپس خطوط آن را صیقل میدادند. سنگی دانهدرشت برای شروع صاف کردن سطح به کار میرفت و پس از آن مواد ساینده ریزتر مانند شن یا خاکستر مخلوط با آب، چربی و چرم برای تصحیح بافت استفاده میشد. گمان میرود برخی آینهها با چربی و پارچههای نرم بیشتر صیقل داده میشدند تا درخشندگیشان بیشتر شود.
نتیجه نهایی یک شیء قابلحمل با سطح بازتابنده بود که قادر به بازتاب تصویر بیننده بود. کشف این آینهها در زمینههای مختلف نشان میدهد استفاده از آنها فراتر از کاربردهای عملی بوده است. در چاتالهویوک، یکی از مکانهای مهم نوسنگی، آینهها کنار رنگدانههای درخشان در گورها یافت شدهاند که نشاندهنده نقش احتمالی آنها در آیینهای زیباسازی مردگان است.
برخی محققان گمان میکنند آینهها ممکن است بهعنوان دستگاههای سیگنالدهی یا ابزارهایی برای هدایت نور استفاده شده باشند. با این حال، نظریه غالب اینست که آنها نماد وضعیت اجتماعی افراد نخبه بودهاند، چرا که تولید پیچیده و توزیع محدود آنها نشان میدهد فقط برای مناسبتهای ویژه بکار میرفتند.
الگوهای توزیع آینههای آبسیدینی نوسنگی پرسشهایی را درباره وجودشان در سراسر مناطق بهوجود میآورد. احتمالاً بیشتر آینهها در آناتولی در تپهجیک چیفتلیک تولید میشدند و از آنجا به دیگر سکونتگاهها منتقل شدهاند.
در مورد آینههای یافتشده در دوموزتپه و تل کبری که دور از منابع آبسیدین هستند، وضعیت پیچیدهتر است. در دوموزتپه مصنوعات آبسیدینی دیگری کشف شده که نشاندهنده دسترسی به مواد خارجی و تکنیکهای پیشرفته صیقلدهی است، هرچند منبع دقیق آینهها هنوز روشن نیست. تل کبری در شام از منابع طبیعی آبسیدین فاصله دارد و تنها آینهی یافتشده در آنجا احتمالاً وارداتی از آناتولی بوده که نشان میدهد این اشیاء بهعنوان کالاهای لوکس در شبکههای تجاری اولیه، مسافتهای زیادی را طی کردهاند.
مطالعات در تپهجیک چیفتلیک نشان داد که تقریباً ۷۰٪ از ابزارهای مجموعه اولیه مس سنگی دارای آسیبهای سطحی قابلتوجهی بودند که ناشی از تغییرات سطحی پس از دفن (PDSM) بود. این تغییرات ناشی از فرایندهای سنگوارهشناسی مختلف و شرایط نادرست نگهداری بوده که شامل نقاط روشن، خطچینهای متقاطع و فرورفتگیهای میکروسکوپی میشود.
آینههای تمامشده و ناتمام که در تپهجیک چیفتلیک یافت شدهاند
تحقیقات بهطور موفقیتآمیزی هر مرحله از توالی تولید آینهها در تپهجیک چیفتلیک را شناسایی و مستند کردهاند. این یافتهها به درک بهتر تکنیکهای ساخت و استفاده از آینههای آبسیدینی در آناتولی باستان کمک میکند و دیدگاههای ارزشمندی برای مطالعات آینده در این زمینه فراهم میکند. این کار نمایانگر یک پیشرفت قابلتوجه در تحلیل مصنوعات ماقبلتاریخی است و اهمیت رویکردهای میانرشتهای در تحقیق باستانشناسی را برجسته میکند.
در پایان، تحلیل جامع آینههای آبسیدینی از تپهجیک چیفتلیک نه تنها تکنیکهای پیچیده تولید و اهمیت فرهنگی این مصنوعات نادر را روشن میکند، بلکه شبکههای تجاری پیچیده و سلسلهمراتب اجتماعی جوامع نوسنگی را هم برجسته میکند و راه کاوشهای بیشتر در زمینه تعامل فرهنگ مادی و هویت در آناتولی باستان را هموار میسازد.
منبع: فرادید