صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۲۸۳۵
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ - ۲۶ دی ۱۴۰۴ - 16 January 2026
سلسله یادداشت هایی درباره دی ماه غم انگیز 1404

غفلت از «اعتراضات»، بازی در زمین «اغتشاشات» است / اصلاحات فراگیر داخلی، تنها راه جلوگیری از مداخله خارجی

هر چند تعداد شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضی، میلیونی نبود، ولی همان تجمعات، اعتراض قریب به اتفاق 90 میلیون ایرانی به وضع موجود را نمایندگی می کرد.

عصر ایران ؛ جعفر محمدی - آنچه در هفته های اخیر، در ایران رخ داد و با تجمعات اعتراض آمیز بازاریان شروع شد و به کشتاری خونین در برخی شهرها رسید، در دل خود نکات بسیار بسیار مهمی دارد که در یک سلسله یادداشت ها برخی از آنها را در حد مقدورات، مرور می کنیم.

لطفا بخش نخست را بخوانید:

1 - ماجرا با "اعتراض" آغاز شد که حقی است کاملاً قانونی. ابتدا برخی از کسبه با بستن مغازه های خود در خیابان ها تجمع و راهپیمایی کردند. آنها می گفتند با وضعیت بد اقتصادی و افزایش مهار گسیخته قیمت دلار، کار و کسب هایشان دچار رکود شده است و مردم دیگر قدرتی برای خرید ندارند.

دولت هم در اقدامی -که پیش از این، کمتر شاهدش بودیم- با نمایندگان اصناف قرار گذاشت، اعتراضات و شکایات شان را شنید و توافقاتی برای کاهش مشکلات شان حاصل شد.

اما اعتراضات به اصناف محدود نماند و مردم، به تجمعات و راهپیمایی ها ادامه دادند. خواسته هایشان نیز کاملا بحق بود؛ آنها می خواستند حکومت شرایط را به گونه ای اصلاح کند که بتوانند مانند مردم همه کشورهای متعارف دنیا، یک زندگی معمولی داشته باشند، نه این که شب بخوابند و صبح بیدار شوند و ببیند که ارزش پول توی جیب شان نسبت به دیروز کمتر شده است.

آن ها از این که انرژی محدود کشور درگیر تنازعات بی حاصل بین المللی است شاکی بودند، آنها از این که بودجه کشورشان - یعنی پول خودشان - صرف نهادهایی می شود که خروجی خاصی برای مردم ندارند، ناراضی بودند، آنها از این که ساز و کارهای انتخاباتی به سمتی رفته که نمی توانند نمایی از جامعه واقعی را در مجلس -که «خانه ملت» است- ببینند، دلخور بودند، آن ها از این که صدایشان، در رسانه های داخلی، بازخورد ندارد و تک صدایی بر رسانه های رسمی حاکم است، خشمگین بودند، آنها به خاطر سوالات بی پاسخ شان آرزده خاطر بودند، مثل این که چطور شد کسی مانند بابک زنجانی با میلیاردها دلار حیف و میل بیت المال و محکومیت به اعدام، ناگهان بر صدر نشست و مدعی شد که برای نجات مردم آمده است یا طبری چرا زندان نیست و فلان سیاسیون چرا هنوز در حبس اند و ... .

همه این ها، زیربنای اعتراضاتی بودند که مردم ایران برای ابراز آنها به خیابان ها آمدند و هیچ کس، نمی تواند و اساساً حق ندارد این اعتراض ها را نادیده بگیرد یا وقعی به آنها ننهد.

تا این جای کار، ایران با یک اعتراض مدنی گسترده مواجه بود، اعتراضی که نشان می داد جامعه ایران، چقدر زنده و میهن دوست است.

هر چند تعداد شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضی، میلیونی نبود، ولی همان تجمعات، اعتراض قریب به اتفاق 90 میلیون ایرانی به وضع موجود را نمایندگی می کرد چه آن که مثل روز روشن است که اکثر ایرانی ها از وضعیت نابسامان کشورشان ناراضی اند.

اما وقتی این اعتراضات شکل گرفت، ناگهان موج سواران مفت بَر از راه رسیدند و دقیقاً از همان زمان، شکل اعتراضات به کلی تغییر کرد: اگر تا دیروز، مردم شعار می دادند و مانند همه اعتراضات کلاسیک در دنیا، درگیری هایی در حد پرتاب سنگ به ماموران و بستن راه ها و ... داشتند، ناگهان و در کمال شگفتی صحنه هایی مانند سر بریدن و زنده زنده آتش زدن انسان ها و کشتن وسیع مردم و ماموران را شاهد شدیم؛ چیزی که در هیچ کدام از اعتراضات قبلی مردم ایران و حتی کشورهای دیگر سابقه نداشت.

بی آن که بخواهیم وارد بازی شعاری رسانه های حکومتی شویم و همه آنچه گذشت را در همین صحنه آخر محدود کنیم، باید عاقلانه و واقع گرایانه بگوییم که گروه های مسلح و آموزش دیده، وارد اعتراضات شدند و آن را به بیراهه ای که می خواستند کشیدند.

این راهبرد دو فایده برای آنها داشت: اول این که صدای اعتراضات واقعی مردم ایران در هیاهوی کشتارها به محاق رفت تا کوچک ترین شانسی برای رسیدگی و اصلاح نداشته باشند و دوم این که زمینه را برای مداخله نظامی خارجی فراهم می ساخت، کما این که ترامپ مدام می گفت آمار کشته ها بالا برود، مداخله می کنیم!

خلاصه کلام تا بدین جا این است که در ماجراهای اخیر، با دو صحنه مواجه بودیم: «اعتراضات» و «اغتشاشات» که نادیده گرفتن هر کدام از این ها، حماقت محض است.

با این حال، بعد از حضور روز سه شنبه مردم در راهپیمایی کشوری محکومیت پروژه ناامن سازی ایران، آنچه در رسانه های رسمی و مشخصاً صدا و سیما و خبرگزاری ها شاهدش هستیم، تمرکز صرف بر روی بخش "اغتشاشات" است که البته باید هم در این باره روشنگری شود اما تمرکز صرف بر روی "اغتشاشات" و غفلت از "اعتراضات" ادامه همان مسیر ناامن سازی است.

به نظر می رسد تعمداً یا از روی غفلت، به اعتراضات و مطالبات مردم، توجهی نمی شود و همه همّ و غم این است که فقط یک روی سکه نشان داده شود!

تجاهل نسبت به اعتراضات مردم، یعنی پاک کردن صورت مسأله و صد البته وقتی چنین شود، به حل مسأله نخواهیم رسید.

حال که آرامش به کشور برگشته و جریان های خارجی نتوانستند به آنچه می خواستند برسند، زمان آن است که در کنار روشنگری در باب "اغتشاشات" به خواسته های مردم که علت "اعتراضات" بود، به طور جدی و بنیادین، رسیدگی شود و "بدون فوت وقت" پروژه "اصلاحات فراگیر داخلی" که هدف اول آن، مهیاسازی ورود نمایندگان واقعی مردم به مجلس و دولت است، هر چه سریع تر با تضمین مقامات عالیرتبه کشور در دستور کار قرار گیرد.

علت این تاکید آن است که قدرت های خارجی، دقیقاً از جایی وارد می شوند که اشکالی مردم آزار در ساختار داخلی وجود دارد و عقل و تدبیر حکم می کند، با رفع آن اشکال، هم مردم راضی شوند و هم راه ورود بیگانه مسدود شود.

هشدار که بی توجهی به این مهم و دل خوش کردن به این که مردم آمدند و غائله خوابید، حل مسأله نیست، بلکه پنهان کردن آتش زیر خاکستر است تا زمانی که بار دیگر، مهیب تر و سوزاننده تر بیرون بزند، درست مانند آنچه در 1401 شاهدش بودیم و مساله فقط مدیریت شد و حل نشد و کار کشید به ماجراهای غم انگیز و خونبار 1404 !

و امید که ایران عزیز ما، دیگر چنین روزهای پرمصیبتی را نبیند.

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200