صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۳۸۸۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۴ - ۳۰ دی ۱۴۰۴ - 20 January 2026

چند قطره sms ته لیوان‌های خالی!

اینجا بود که باز یاد صحبت‌های دوست و همکارم افتادم. ته لیوان ارتباطی کشورحالا می‌شد آبی پیدا کرد. شاید نمی‌شود از این چند قطره آب به‌عنوان «نیمه پر لیوان» یاد کرد، اما بعد از ۲۰۰ ساعت بی‌خبری و لیوان‌های خالی‌ می‌شد به همین چند قطره sms ته لیوان دلخوش کرد.
 بهنام صابرنعمتی در روزنامه پیام ما نوشت: یک دوستی داریم، همیشه و در هر ماجرایی تأکید می‌کند آدم باید نیمه پر لیوان را نگاه کند. البته نه اینکه دقیقاً همین جمله را بگوید، اما وقتی کسی در تحریریه از موضوعی انتقاد می‌کند، دوست و همکار عزیز با صدایی رسا می‌گوید: «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» این یعنی ای کسانی که انتقاد می‌کنید، شما دارید نیمه خالی لیوان را می‌بینید و از نیمه پر آن غافل شده‌اید!
 
همین نهیب «همش نیمه خالی همش نیمه خالی!» باعث می‌شود منتقد یا منتقدان سعی کنند نوع نگاهشان را تغییر بدهند و سعی در دیدن نیمه پر لیوان داشته باشند. اگرچه شاید اوضاع این ماه‌ها و این سال‌های مملکت به‌گونه‌ای‌است که کمتر بتوان در حوزه‌های مختلف لیوانی با نیمه پر پیدا کرد، اما به‌هرحال تا همین هفته پیش، می‌شد هفته‌ای یا ماهی چند لیوان با نیمه پر پیدا کرد برای ادامه دادن و امیدوار بودن.
 
اما روز پنجشنبه هفته گذشته در یک ساعتی تمام راه‌های ارتباطی داخلی-داخلی و داخلی-خارجی به‌طور کامل قطع شد. وقتی می‌گویم به‌طور کامل، نه اینکه اینترنت ملی شده باشد و یا فیلترشکن‌ها از کار افتاده باشند، نه خیر! نه‌تنها اینترنت داخلی و ملی قطع شد، که حتی تماس تلفنی و سیستم پیام کوتاه یا همان که ما به آن می‌گوییم sms و فرهنگستان ادب فارسی اسمش را گذاشت «پیامک» هم قطع شد!
 
دقیقاً از همان ساعت قطع شدن تمام راه‌های ارتباطی داخلی و خارجی، صدای دوستمان را در سرم می‎شنوم که درباره نیمه خالی لیوان نهیب می‌زد یعنی حواستان به نیمه پر لیوان باشد!
 
از همان ساعت من در همه لیوان‌هایی که به ذهنم می‌رسید، دنبال اینترنت ملی گشتم. شما بگویید دریغ از یک قطره اینترنت! لیوان پیام‌رسان‌های داخلی را با دقت بررسی کردم. حتی لیوان بله و ایتا و سروش و بقیه پیام‌رسان‌هایی که در سال‌های گذشته هزاران میلیارد تومان از بودجه مردم خرجشان شده بود که در مواقع ضروری و قطعی اینترنت به کارمان بیایند هم خالی خالی بود! خشک خشک! لیوان پیامک را هم برداشتم و با دقت نگاه کردم. خالی بود، خالی‌تر از همیشه! حتی sms بانک هم قطع بود. در عین ناباوری حتی از قبض‌های همراه اول و ایرانسل هم که برای پنج هزار تومان ناقابل، با sms گوشی آدم را سوراخ می‌کردند هم خبری نبود!
 
تا همین چند ساعت پیش که بعد از بیش از ۲۰۰ ساعت، نوتیفیکیشن sms یکی از دوستانم را روی صفحه گوشی دیدم! آه از آن لحظه! آه از آن دقیقه و ثانیه. اولش که باورم نمی‌شد. چند بار پلک زدم، چند ضربه‌ای البته آرام به صورتم زدم. بیدار بودم و آنچه روی گوشی می‌دیدم، یک sms واقعی بود. نه از بانک و وزارت کشور و وزارت اطلاعات و پلیس و نهادهایی ازاین‌دست؛ یک sms واقعی، از دوست واقعی.
 
اشتباه نمی‌کردم، این اشک شوق بود که در چشمانم حلقه زده بود. بعد از حدود ۲۰۰ ساعت، یک راه ارتباطی غیر از تماس تلفنی با دیگران باز شده بود. حالا می‌شد با sms هم از حال دوست و آشنا با خبر شد. حس خوب و شیرینی بود. حس ارتباط با دیگری از طریق پیامک. حسی که شاید اگرچه همه ما سال‌ها پیش آن را تجربه کرده بودیم، اما یادمان رفته بود همین sms زدن خودش نعمتی بود که ما بعد از ظهور اینترنت غربی و پیام‌رسان‌های غرب‌زده‌، فراموشش کرده بودیم.
 
اینجا بود که باز یاد صحبت‌های دوست و همکارم افتادم. ته لیوان ارتباطی کشورحالا می‌شد آبی پیدا کرد. شاید نمی‌شود از این چند قطره آب به‌عنوان «نیمه پر لیوان» یاد کرد، اما بعد از ۲۰۰ ساعت بی‌خبری و لیوان‌های خالی‌ می‌شد به همین چند قطره sms ته لیوان دلخوش کرد.
ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200