عصر ایران؛ علی رفسنجانی - قطع سراسری اینترنت در کشور، افزون بر وارد آوردنِ خسارات دهها هزار میلیارد تومانی به کسبوکارهای دیجیتال، فضای رسانهای و جریان اطلاعرسانی را نیز بهشدت مختل کرده است. دراینبین، تنها ذینفعانِ واقعی وضع موجود، اپراتورها و برخی سرویسدهندگان بودهاند که همچنان بابت دانلود محتوای حجیم از صفحات و کانالهای موجود، بیهیچ وقفهای هزینههای گزاف دریافت میکنند.
بااینحال، تصمیمسازان معتقدند که قطعی اینترنت، ابزاری برای مدیریت التهابات اجتماعی، قطع حلقههای ارتباطی مرتبط با وقایع اخیر و کنترل هیجانات عمومی بوده است؛ همان رویکرد محتاطانه و تکرارشوندهای که پیشتر نیز بارها آزموده شده، بیآنکه به راهحلی پایدار منجر شود.
اینکه چرا نظام حمکرانی تاکنون نتوانسته تدبیری مؤثر و ایجابی برای مدیریت فضای مجازی در شرایط بحران ارائه دهد و همواره به حذف صورتمسئله پناه میبرد، مجالی مستقل برای بحث میطلبد. با اینحال، محدودسازی رسانههای داخلی در شرایط کنونی، حتی از منظر «جنگ شناختی» (مفهومی که همواره مورد تأکید محافل داخلی بوده) پیامدهایی معکوس و زیانبار به همراه دارد.
عدم دسترسی آزادانه به رسانههای جمعی، عملاً جامعه را در برابر دو گزینه قرار میدهد؛ پذیرش روایتهای رسمی، محدود و کنترلشده از کانالها و پایگاههای داخلی، یا رفتن بهسمتِ شبکههای ماهوارهای و رسانههای برونمرزی و قرارگرفتن در معرض رادیکالترین و بعضاً مخربترین روایتهای ممکن!
اگر حکمرانانِ «وضع موجود» -که بخش قابلتوجهی از نارضایتیها ریشه در نوع نگاه و تصمیمسازی حلقههای بسته و وابسته به آنان دارد- بر این باورند که جامعه صرفاً روایت رسمی را میپذیرد و هیچ کنجکاویای برای دسترسی به روایت های دیگر ندارد، لازماست بازنگری جدی در نگرش خود داشته باشند؛ در غیر این صورت، باید بپذیرند که جامعه بیش از هرچیز به اقناع، تبیین و شفافیت نیاز دارد، نه تحدید و انسداد؛ چراکه فضای رسانهای دیر یا زود گشوده میشود و سیل اطلاعات، مهارنشدهتر از پیش، به سوی افکار عمومی سرازیر خواهد شد.
با توجه به شیوه مدیریت حلقههای نزدیک به جریانهای سیاسی و حکمرانیِ «وضع موجود» و ناتوانی آنان در پذیرش واقعیتهای اجتماعی، تکرار ناآرامیها -همانند گذشته و اخیر- چندان دور از انتظار نیست.
برایناساس پیشنهاد میشود یک برنامه اساسی در زمینه مدیریت فضای مجازی و حفظ ابتکارعمل رسانهها تدوین شود؛ برنامهای که در شرایط بروز التهابات اجتماعی، نه کسبوکارها را زمینگیر کند و نه مسیر ارائه روایتهای اقناعکننده و مؤثر به جامعه را مسدود سازد.