صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۵۱۶۷
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۰ - ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - 25 January 2026

امروز با شاملو: باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد...

باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد، که مادران ِ سیاه‌پوش ــ داغ‌داران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب و باد ــ هنوز از سجاده‌ها   سر برنگرفته‌اند!

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد...

عاشقان

سرشکسته گذشتند،

شرم‌سار ِ ترانه‌های بی‌هنگام ِ خویش.

و کوچه‌ها

بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

سربازان

شکسته گذشتند،

خسته 

 بر اسبان ِ تشریح،

و لَتّه‌های بی‌رنگ ِ غروری

نگون‌سار 

 بر نیزه‌های‌شان.

تو را چه سود 

 فخر به فلک بَر 

 فروختن

هنگامی که 

 هر غبار ِ راه ِ لعنت‌شده نفرین‌ات می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس‌ها 

 به داس سخن گفته‌ای.

آن‌جا که قدم برنهاده باشی

گیاه 

 از رُستن تن می‌زند

چرا که تو

تقوای خاک و آب را 

 هرگز

باور نداشتی.

فغان! که سرگذشت ِ ما

سرود ِ بی‌اعتقاد ِ سربازان ِ تو بود

که از فتح ِ قلعه‌ی روسبیان 

 بازمی‌آمدند.

باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد،

که مادران ِ سیاه‌پوش

ــ داغ‌داران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب و باد ــ

هنوز از سجاده‌ها 

 سر برنگرفته‌اند!

                                         

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200