عصر ایران ؛ نهال موسوی - وقتی اسم رابرت ردفورد میآید، خیلیها یاد یک بازیگر خوشچهره و کاریزماتیک از دوران طلایی هالیوود میافتند؛ کسی که در فیلمهای کلاسیکی بازی کرده و سالها ستاره محبوب سینما بوده است.
اما حقیقت این است که رابرت ردفورد خیلی فراتر از یک ستاره بود. او کسی است که نهتنها در سینما درخشید، بلکه مسیر سینمای مستقل را هم برای همیشه تغییر داد. به او میتوان این لقبها را داد:
«کسی که به فیلمهای کوچک فرصت بزرگ داد» یا «وقتی یک بازیگر ستاره تصمیم گرفت آینده سینما را نجات بدهد» ، «مردی که سینمای مستقل را از سایه بیرون کشید»، «ستارهای که به هالیوود نه گفت» و ...
از شهرت تا دغدغه انسانی
ردفورد در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی به اوج شهرت رسید. بازی در فیلمهایی مثل Butch Cassidy and the Sundance Kid یا The Sting او را به یکی از چهرههای پولساز و محبوب هالیوود تبدیل کرد. اما نکته جالب اینجاست که او هیچوقت اسیر شهرت نشد. برخلاف خیلیها که بعد از ستارهشدن ترجیح میدهند در همان مسیر امن بمانند، ردفورد مدام به دنبال معنا و تأثیر بود.
او به این فکر میکرد که سینما فقط برای سرگرمکردن نیست؛ سینما میتواند حرف بزند، سؤال بپرسد و حتی جامعه را به فکر فرو ببرد. همین نگاه باعث شد سراغ نقشهای متفاوت برود و بعدها پشت دوربین هم قرار بگیرد. اولین تجربه کارگردانیاش، فیلم Ordinary People، آنقدر موفق بود که اسکار بهترین کارگردانی را برایش به ارمغان آورد. این موفقیت نشان داد ردفورد فقط یک بازیگر محبوب نیست، بلکه فیلمسازی جدی با نگاه انسانی است.
یک سؤال مهم: فیلمسازان مستقل کجا دیده شوند؟
در همان سالها، ردفورد متوجه یک مشکل بزرگ در سینمای آمریکا شد. فیلمسازان جوان، خلاق و مستقل، جایی برای دیدهشدن نداشتند. هالیوود بیشتر دنبال فیلمهای پرخرج و مطمئن بود و کمتر ریسک میکرد. خیلی از فیلمهایی که حرف تازهای برای گفتن داشتند، یا ساخته نمیشدند یا در سکوت گم میشدند.
ردفورد بهجای گلایهکردن، تصمیم گرفت کاری بکند. او باور داشت اگر ساختار درستی ایجاد شود، استعدادها خودشان شکوفا میشوند. همین فکر ساده اما عمیق، پایهگذار یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ سینما شد.
تولد ساندنس؛ یک پناهگاه برای ایدههای تازه
در سال ۱۹۸۱، رابرت ردفورد «مؤسسه ساندنس» را تأسیس کرد. هدفش خیلی روشن بود: حمایت واقعی از سینمای مستقل. این حمایت فقط در حد جایزهدادن یا نمایش فیلم نبود. ساندنس کارگاههای آموزشی برگزار میکرد، به فیلمنامهها کمک میکرد، فیلمسازان را به هم وصل میکرد و فضایی امن برای تجربهکردن میساخت.
بعدها جشنواره فیلم ساندنس هم شکل گرفت؛ جشنوارهای که خیلی زود به مهمترین رویداد سینمای مستقل آمریکا تبدیل شد. ساندنس جایی بود که فیلمهای کوچک اما صادقانه دیده میشدند و فیلمسازان جوان برای اولین بار احساس میکردند کسی صدایشان را میشنود.
ساندنس و تغییر چهره سینما
اگر امروز اسم کارگردانهایی مثل کوئنتین تارانتینو، استیون سودربرگ یا دارن آرونوفسکی را میشنویم، نباید نقش ساندنس را فراموش کنیم. بسیاری از این فیلمسازان اولین موفقیت جدی خود را در همین جشنواره به دست آوردند. ساندنس نهتنها استعدادها را معرفی کرد، بلکه نگاه تماشاگران را هم تغییر داد.
فیلمهایی که در ساندنس نمایش داده میشدند، اغلب درباره موضوعات واقعیتر بودند: هویت، تبعیض، روابط انسانی، مشکلات اجتماعی و صداهای کمتر شنیدهشده. این دقیقاً همان چیزی بود که ردفورد به آن باور داشت. او میخواست سینما بازتابی از زندگی واقعی مردم باشد، نه فقط یک رؤیای پرزرقوبرق.
رابرت ردفورد؛ پشت صحنه اما تأثیرگذار
نکته قابلتوجه این است که ردفورد هیچوقت ساندنس را به نام خودش مصادره نکرد. او همیشه ترجیح داد در پشت صحنه بماند و فضا را در اختیار دیگران بگذارد. با این حال، حضور و نگاهش در تمام تصمیمهای مهم ساندنس احساس میشد. بزرگداشت اخیر جشنواره از او، در واقع تشکر از کسی بود که سالها بیسروصدا برای آینده سینما زحمت کشید.
امی ردفورد، دختر رابرت ردفورد در همین مراسم بزرگداشت جشنواره ساندنس گفت: «وقتی پدرم میتوانست یک امپراتوری بسازد، تصمیم گرفت یک آشیانه ایجاد کند. موسسه ساندنس برای حمایت، محافظت و پرورش استعدادها شکل گرفت و سپس آنها را آزاد کرد. هیچ جایی را بیشتر از نشستن کنار یک فیلمساز جوان دوست نداشت.
پدرم از آنچه داشت برای اصلاح آنچه نادرست بود استفاده کرد. اگر میخواهید او را گرامی بدارید، این بهترین مسیر است. بسیاری گفتهاند که او چراغ راه بود؛ و در زمانه تاریکی، نور یعنی امید.»
میراثی فراتر از فیلمها
رابرت ردفورد فقط با فیلمهایی که بازی یا کارگردانی کرده در تاریخ نمانده است. میراث اصلی او، ساختن راهی برای دیگران است. او ثابت کرد موفقیت واقعی زمانی معنا دارد که دست دیگران را هم بگیری. امروز هر فیلم مستقلی که دیده میشود و هر فیلمساز جوانی که فرصت بروز پیدا میکند، بهنوعی مدیون نگاه و جسارت ردفورد است.
شاید به همین دلیل است که بزرگداشت ساندنس از رابرت ردفورد، فقط یک مراسم نبود؛ بلکه یادآوری این حقیقت بود که یک نفر هم میتواند مسیر یک هنر را عوض کند، اگر به آن ایمان داشته باشد.