عصر ایران ؛ جعفر محمدی - چند سال پیش، انیمیشن طنزی در فضای مجازی منتشر شد که محتوایش آنقدر دور از ذهن بود که اولاً می شد به خلاقیت سازنده اش آفرین گفت که چنین چیزی را "تخیل" کرده است و ثانیاً می شد کلی بدان خندید و برای دیگران هم فرستاد تا اسباب شادی جمعی شود.
حال و هوای انیمیشن، این بود که فردی لب مرز یا به آن طرف مرز می رفت و فیلم دانلود می کرد و می آورد یا پیام مردم را می گرفت و لب مرز ایمیل می کرد و دستمزدی هم می گرفت.
حالا بعد از گذشت چند سال رسیده ایم به نسخه بروز شده آن "طنز تخیلی" که البته این بار نه طنز است و نه تخیل، بلکه "واقعیت تلخ" است.
صف تاجران برای استفاده از اینترنت در اتاق بازرگانی
در روزهایی که خطوط تلفن بین الملل قطع بود، بسیاری از ایرانی ها سمت مرزها می رفتند تا بلکه بتوانند از آن نقطه با خطوط خارجی مانند ترکسل به عزیزان شان در خارج کشور زنگ بزنند یا به اینترنت وصل شوند ؛
همین الان هم یک تاجر که تمام کار و کسب و دارایی اش روی هواست و برای ارتباط با دنیا و پیگیری کارهایش نیاز به اینترنت دارد باید از جاهای مختلف کشور به اتاق بازرگانی تهران برود، کارت ملی و کارت بازرگانی نشان دهد، تعهدنامه امضا کند، کلی در صف بایستد تا نهایتاً به او اجازه دهند که 20 دقیقه به اینترنت جهانی وصل شود، ایمیل هایش را چک کند و کارهایش را پی بگیرد!
مجوز شهربانی کل کشور برای استفاده از رادیو - دهه 20 خورشیدی
غم انگیز است ولی واقعیت دارد. وقتی فرم تعهدنامه تحقیرآمیز استفاده از اینترنت برای تاجران قرن بیست و یکمی را دیدم، یاد مجوز نگهداری رادیو افتادم که روزگاری در این کشور باب بود؛
شگفتاً که تا همین چند روز پیش به آن مجوز می خندیدیم و امروز گرفتار این وضعیت شده ایم که بازرگان ایرانی، برای یک ایمیل ساده باید تعهدنامه پر کند که از اینترنتی که به عنوان "امتیاز"(!) در اختیار او قرار داده شده است، سوء استفاده نکند و الّا با او برخورد قضایی می شود و کارت بازرگانی اش نیز معلق خواهد شد!
چند سال پیش، آن انیمیشن را برای هم می فرستادیم برای "شادی جمعی" و امروز تصاویر اتاق بازرگانی را برای "غصه جمعی".
زیاده عرضی نیست!