عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - شکست رئال مادرید برابر بنفیکا نتیجه یک اشتباه مقطعی یا اتفاقی در دقایق پایانی نبود، بلکه حاصل مجموعهای از نارساییهای ساختاری در مدیریت بازی، سازمان دفاعی و تصمیمگیری تیمی بود. این مسابقه بیش از هر چیز، ضعف رئال مادرید در کنترل شرایط بحرانی را نشان داد.
یکی از عوامل کلیدی در شکست رئال مادرید، ناهماهنگی در درک وضعیت جدول و پیامد نتیجه مسابقه بود. شواهد نشان میدهد که در دقایق پایانی، بخشی از بازیکنان تصور دقیقی از جایگاه تیم و حساسیت نتیجه نداشتند. این مسئله باعث شد شدت فشار، ریسکپذیری و تمرکز تیم در لحظات تعیینکننده کاهش پیدا کند.
اطلاعات مربوط به تغییر شرایط جدول، با تأخیر و بهصورت ناقص به زمین منتقل شد. این ضعف در مدیریت اطلاعات، مستقیماً روی رفتار تیم در دقایق پایانی اثر گذاشت و مانع از واکنش بهموقع رئال مادرید شد.
در صحنه گل چهارم بنفیکا، رئال مادرید با وجود برتری عددی، دچار فروپاشی کامل در سازمان دفاعی شد. تنها سه بازیکن بهطور فعال در محوطه جریمه یارگیری میکردند، در حالی که پنج بازیکن بنفیکا بدون فشار مؤثر در محوطه حضور داشتند.
عدم تعریف نقش مشخص برای بازیکنان هجومی در فاز دفاع ایستگاهی، یکی از نقاط ضعف اصلی رئال مادرید در این مسابقه بود. نگهداشتن چند بازیکن در جلو برای ضدحمله، بدون فشردگی و پوشش مناسب در عقب زمین، تعادل دفاعی تیم را بهطور کامل از بین برد.
در دقایق پایانی، رئال مادرید با فاصله زیاد بین خطوط بازی میکرد. خط حمله عملاً از جریان دفاعی جدا شده بود، خط میانی پوشش مناسبی روی توپ دوم نداشت و خط دفاعی با اضافهبار عددی مواجه شد.
این وضعیت نشاندهنده نبود یک رهبر درون زمین برای ساماندهی تیم در شرایط بحرانی بود. در چنین لحظاتی، تیم نیاز به بازتعریف اولویتها دارد؛ تمرکز بر دفاع جمعی و حفظ ساختار. این نقش در رئال مادرید بهدرستی ایفا نشد.
گل چهارم بنفیکا نتیجه یک اشتباه تصادفی نبود، بلکه پیامد طبیعی مجموعهای از ضعفها بود: ناهماهنگی اطلاعاتی، سازمان دفاعی ناقص، قطع ارتباط بین خطوط و تصمیمگیری نادرست در لحظات حساس. این شکست نشان داد که مشکل رئال مادرید بیش از آنکه فردی باشد، ساختاری و مدیریتی است؛ ضعفی که در بازیهای بزرگ میتواند بهسرعت به نتیجه منفی منجر شود.