صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۶۹۱۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۶ - ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - 31 January 2026

ترومای جمعی چیست و چگونه از آن عبور کنیم؟ (بررسی علمی + راهکارهای فردی و اجتماعی)

در این روزها که قلب جامعه در هم فشرده است، و بهمنی از داغ و رنجِ جمعی کمر ایران مان را خم کرده است، دیگر ترومای جمعی نه واژه ای دانشگاهی و تخصصی که ضرورتی انسانی است؛ تنها با درک این رنج است که می‌توانیم دوباره مسیر التیام و بازسازی را آغاز کنیم.

عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی - رویدادهای تلخ و خشونت بار اخیر در خیابان‌های چهارگوشه ی وطن مان، هر یک از ما را به نحوی دستخوش شوک و داغی جمعی کرده است. بسیاری از شهروندان در حالت شوک روانی، سوگ، خشم و بی‌اعتمادی و ترس به سر می‌برند. روان‌شناسان این وضعیت را نمونه‌ی آشکار ترومای جمعی می‌دانند؛ زخمی که نه تنها بر پیکر افراد بلکه بر روح مشترک یک ملت باقی می‌ماند.

 اکنون بیش از همیشه لازم است از خود بپرسیم: چگونه می‌توان از این درد عبور کرد؟ چگونه جامعه‌ای زخم‌خورده می‌تواند خود را روان خود را بازسازی و احیا کند، بدون آنکه حافظه‌ی رنجش را از خود براند؟

نوشتار پیش‌رو، بر پایه‌ی پژوهش‌های متخصصانی چون جوردن بیکر (2024) و دکتر لیا سالتزمان (دانشگاه تولین)، تلاش دارد ضمن تبیین علمی مفهوم ترومای جمعی، راه‌هایی برای ترمیم روان جمعی و بازگشت امید اجتماعی ارائه دهد؛ چراکه امروز، بیش از هر زمان، ایران نیازمند گفت‌وگو، همدلی و فهم مشترک درد است.

ترومای جمعی

در سال‌های اخیر، اصطلاح ترومای جمعی (Collective Trauma) بیش از هر زمان دیگری در روان‌شناسی اجتماعی و سازمانی مورد توجه قرار گرفته است. از جنگ‌ها و فجایع طبیعی گرفته تا بحران‌های اقتصادی و پاندمی‌هایی مانند کووید–۱۹، جوامع متعددی در سراسر جهان با درد مشترکی روبه‌رو شده‌اند که تنها به یک فرد محدود نیست، بلکه کل گروه یا جامعه را در بر می‌گیرد.

به گفته‌ی جوردن بیکر (Jordan Baker، محقق حوزه‌ی سلامت رفتاری، ۲۰۲۴)، درک دقیق این پدیده به ما کمک می‌کند تا بتوانیم «پس از رویدادهای گسترده‌ی آسیب‌زا، مسیر احیای روانی و اجتماعی را آغاز کنیم».

تعریف ترومای جمعی از دیدگاه متخصصان

ترومای جمعی به گفته‌ی دکتر لیا سالتزمان (Leia Salzman, PhD, LCSW) از دانشکده‌ی مددکاری اجتماعی دانشگاه تولین (Tulane University School of Social Work)، به رویداد یا مجموعه‌ای از وقایع اطلاق می‌شود که احساس امنیت گروهی از انسان‌ها را در هم می‌شکند.

این رویداد می‌تواند ناگهانی و ویرانگر باشد — مانند فاجعه‌ی طبیعی، تیراندازی جمعی، یا همه‌گیری جهانی. وجه مشترک همه‌ی آن‌ها، احساس از دست رفتن کنترل و امنیت جمعی است.

نمونه‌هایی از ترومای جمعی

رویدادهایی که ترومای جمعی ایجاد می‌کنند، می‌توانند بسیار متفاوت باشند اما در همه‌ی آن‌ها یک عنصر مشترک وجود دارد: شوک ناگهانی و حس بی‌پناهی جمعی.

از جمله:

بلایای طبیعی (زلزله، سیل، طوفان)
جنگ‌ها و خشونت‌های سازمان‌یافته
نابرابری و تبعیض سیستماتیک
همه‌گیری‌های جهانی مانند کووید–۱۹

به عنوان مثال، در همه‌گیری کرونا، جوامع کم‌برخوردار با دسترسی محدود به خدمات درمانی، آسیب شدیدتری دیدند. این رخداد شکاف‌های عمیق در عدالت سلامت را آشکار کرد و نشان داد چگونه فقر و محرومیت می‌تواند ترومای جمعی را تشدید کند (Baker, 2024).

نشانه‌های ترومای جمعی در رفتار فردی و جمعی

روان‌شناسان حوزه‌ی سلامت رفتاری تأکید می‌کنند که آثار ترومای جمعی در دو سطح ظاهر می‌شود: فردی و اجتماعی.

الف) در سطح فردی
به گفته‌ی سالتزمان (2024)، تجربه‌ی مشترک تروما باعث می‌شود افراد با مجموعه‌ای از واکنش‌های روانی و جسمی روبه‌رو شوند، از جمله:

ترس و اضطراب مداوم
کم‌خوابی یا کابوس‌های تکرارشونده
احساس بی‌قدرتی
حساسیت شدید نسبت به تهدیدها (Hypervigilance)
تغییر در باورها نسبت به جهان و آینده

اگر این علائم بدون مداخله‌ی حرفه‌ای ادامه یابد، احتمالاً منجر به اختلالات جدی مانند افسردگی، PTSD یا وابستگی به مواد برای تحمل فشارهای روانی می‌شود.

ب) در سطح اجتماعی
در سطح جامعه، آثار تروما عمیق‌تر و پایدارتر هستند. جامعه‌شناسان این پدیده را در قالب زخم جمعی حافظه تاریخی تحلیل می‌کنند. به مرور زمان، این زخم می‌تواند منجر به:

افزایش بی‌اعتمادی اجتماعی
بحران هویت جمعی
انتقال ترس و اضطراب از نسلی به نسل دیگر
از بین رفتن همبستگی و معنا در سطح فرهنگی
تأثیرات بلندمدت و انتقال بین‌نسلی ترومای جمعی

تحقیقات Jordan Baker (2024) نشان می‌دهد که آسیب‌های جمعی در صورتی که با مداخله‌ی روانی و اجتماعی درست درمان نشوند، به شکل ترومای بین‌نسلی منتقل می‌شوند.

برای نمونه، فرزندان بازماندگان جنگ‌ها یا بحران‌های سیاسی، حتی اگر خودشان آن رویداد را تجربه نکرده باشند، احساس ناامنی و اضطراب میراثی را درونی می‌کنند.

مطالعات دانشگاه هاروارد نیز تأیید می‌کند که حس «گناه بازمانده» و «واکنش شدید به تهدیدهای جدید» از ویژگی‌های اصلی نسل‌های پس از بحران‌های جمعی است.

چگونه از ترومای جمعی عبور کنیم؟

ترمیم زخم‌های جمعی فرآیندی چندلایه است و به همکاری افراد، سازمان‌های سلامت روان و ساختارهای اجتماعی نیاز دارد. محققان (Baker & Salzman, 2024) پیشنهاد می‌کنند این روند در سه سطح دنبال شود:

۱. پذیرش و بازشناسی رنج جمعی

اولین گام در درمان ترومای جمعی، پذیرش وجود درد است. انکار یا سرکوب رنج تنها زخم را عمیق‌تر می‌کند. جوامعی که اجازه می‌دهند اعضا احساسات خود را آزادانه بیان کنند، در واقع مسیر التیام را باز می‌کنند.

۲. ایجاد گفت‌وگوی اجتماعی و همدلی جمعی

به گفته‌ی روان‌شناس آمریکایی دکتر لین نورا (2025)، گفت‌وگو درباره‌ی تجربه‌های مشترک، احساس معنا و تعلق اجتماعی را بازسازی می‌کند. حمایت‌های گروهی، روایت‌گری و شنیدن تجربه‌های متنوع می‌تواند چرخه‌ی سکوت را بشکند و همدلی را جایگزین قضاوت کند.

۳. نقش سازمان‌ها و نهادهای سلامت رفتاری

نقش سازمان‌های سلامت رفتاری در این فرایند اساسی است. بر اساس گزارش Behavioral Health Alliance (2025)، این مراکز باید:

گروه‌های روان‌درمانی جمعی تشکیل دهند
آموزش مواجهه با اضطراب جمعی ارائه دهند
برنامه‌های آگاهی‌رسانی برای عموم اجرا کنند

به ویژه در مناطق کم‌برخوردار، خدمات مشاوره در دسترس فراهم کنند
به گفته‌ی جوردن بیکر: «وقتی سازمان‌های سلامت رفتاری در کنار جامعه می‌ایستند، مردم احساس می‌کنند تنها نیستند، و همین احساس همبستگی، خود درمان است.»

۴. بازسازی اعتماد اجتماعی و هویت فرهنگی

اعتماد، سرمایه‌ی روانی یک جامعه است. باید شفافیت، گفت‌وگو و همکاری میان نهادهای اجتماعی تقویت شود. برگزاری جشن‌های محلی، احیای آیین‌های فرهنگی و روایت دوباره‌ی امید در رسانه‌ها، به بازسازی «معنای جمعی» کمک می‌کند.

۵. رشد فردی و تاب‌آوری در دل بحران

به‌گفته‌ی دکتر سالتزمان، تاب‌آوری یعنی توانایی یافتن معنا در رنج و استفاده از درد برای رشد. افراد می‌توانند با تمرین mindfulness، مشارکت در داوطلبی اجتماعی، و وقت‌گذرانی با خانواده احساس تسلط دوباره بر زندگی کسب کنند.

این اقدامات ساده، اما مؤثر، به مغز کمک می‌کند تا احساس کنترل و امید را بازسازی کند — دو مؤلفه‌ای که در تروما سخت آسیب می‌بینند.

تولد دوباره از دل زخم جمعی

درک مشترک از درد، پیش‌شرط درک مشترک از امید است

ترومای جمعی پایان نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از رشد آگاهی و همبستگی است.

جامعه‌ای که درد خود را انکار نمی‌کند بلکه آن را به فرصت بازسازی تبدیل می‌کند، در واقع در مسیر بلوغ اجتماعی گام برمی‌دارد. همان‌گونه که بیکر (2024) اشاره می‌کند، «درک مشترک از درد، پیش‌شرط درک مشترک از امید است.»

عبور از ترومای جمعی یک فرایند زمان‌بر اما ممکن است؛ با ترکیب درمان علمی، گفت‌وگوی اجتماعی و بازسازی فرهنگی، ملت‌ها می‌توانند از دل فاجعه، معنا و وحدت تازه‌ای بیافرینند.

کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200