صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۸۰۷۱
تاریخ انتشار: ۲۲:۰۵ - ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - 03 February 2026

وقتی پلنگ‌ها به روستا می‌آیند... این خبر خیلی بد است

نمونه‌هایی نشان می‌دهد حضور پلنگ در مناطق انسانی معمولاً اتفاقی تصادفی یا عادی نیست، بلکه نشانه فشارهای جدی بر زیستگاه اوست. با این حال، آنچه درباره پلنگ مشاهده‌شده در ماسال مطرح می‌شود، فراتر از یک ورود ساده به محدوده روستایی است.
 
عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ مشاهده پلنگی در ارتفاعات استان گیلان و حوالی ماسال، بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت نگران‌کننده این گونه ارزشمند جلب کرده است. آنچه این مشاهده را متفاوت می‌کند، آرامش غیرمعمول حیوان است؛ پلنگی که نه رفتار تهاجمی دارد و نه تلاشی برای فرار از انسان نشان می‌دهد. این در حالی است که پلنگ‌ها معمولاً در مواجهه با حضور انسانی، به‌ویژه در محیط‌های روستایی، دچار استرس شدید می‌شوند و واکنش‌هایی عصبی، تهاجمی یا فرارگونه از خود نشان می‌دهند. آرامش این پلنگ، بیش از آنکه نشانه امنیت باشد، زنگ خطری جدی تلقی می‌شود.
 
پیش‌تر نیز موارد متعددی از ورود پلنگ به روستاهای ایران گزارش شده است. در یکی از این نمونه‌ها، پلنگی در نزدیکی دماوند وارد یک روستا و با سگ‌های محلی درگیر شد. این حیوان پس از زخمی کردن چند سگ، روستا را ترک کرد و گریخت. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد حضور پلنگ در مناطق انسانی معمولاً اتفاقی تصادفی یا عادی نیست، بلکه نشانه فشارهای جدی بر زیستگاه اوست. با این حال، آنچه درباره پلنگ مشاهده‌شده در ماسال مطرح می‌شود، فراتر از یک ورود ساده به محدوده روستایی است.
 
به‌طور کلی، دیدن پلنگ در روستاها خبر خوبی محسوب نمی‌شود. پلنگ ذاتاً حیوانی انسان‌گریز است و به‌طور طبیعی از نزدیک شدن به جوامع انسانی پرهیز می‌کند. ورود او به روستا نشان‌دهنده کاهش شدید طعمه‌های طبیعی و قرار گرفتن حیوان تحت فشار گرسنگی و ضعف است؛ شرایطی که او را ناچار می‌کند برای دسترسی به غذا، به دام‌های اهلی یا حاشیه سکونت‌گاه‌های انسانی نزدیک شود. این وضعیت معمولاً با خسارت به دام‌ها، درگیری با روستاییان و گاه زخمی یا کشته شدن انسان‌ها همراه است؛ اتفاقاتی که اغلب واکنش‌های تلافی‌جویانه را در پی دارد و در نهایت به مرگ پلنگ ختم می‌شود.
 
در یک دهه اخیر، گزارش‌های مربوط به مشاهده پلنگ در نزدیکی روستاها افزایش یافته است. این روند نشان می‌دهد که شکار بی‌رویه همچنان ادامه دارد و طعمه‌های اصلی پلنگ، از جمله کل و بز، قوچ و میش و به‌ویژه گراز، یکی پس از دیگری کاهش می‌یابند. با وجود تلاش‌های سازمان محیط‌زیست برای مقابله با شکار غیرقانونی، فشار بر منابع غذایی پلنگ همچنان بالاست. در چنین شرایطی، پلنگ گرسنه ناچار می‌شود به دام‌ها حمله کند یا وارد روستا شود؛ نقطه‌ای که تعارض میان انسان و حیات‌وحش به اوج می‌رسد.
 
پلنگ از جمله حیواناتی است که به‌ندرت دیده می‌شود. پنهان‌کاری، تحرک هوشمندانه و تمایل ذاتی به دوری از انسان، او را به گونه‌ای «نامرئی» تبدیل کرده است. اما زمانی که زیستگاهش تخریب می‌شود، جاده‌ها مسیرهای حرکتی‌اش را قطع می‌کنند و پوشش طبیعی برای اختفا از بین می‌رود، این ویژگی‌ها دیگر کارایی ندارند. در چنین شرایطی، دیده شدن پلنگ نه نشانه حضور پررنگ، بلکه نشانه آغاز زوال است.
 
پلنگ ایرانی در مناطق کوهستانی و جنگلی کشور پراکنش دارد؛ از البرز مرکزی، پارک ملی لار و فیروزکوه گرفته تا زاگرس، جنگل‌های هیرکانی گیلان و مازندران، خراسان شمالی و پارک ملی ساریگل. همچنین گزارش‌هایی از حضور این گونه در استان‌هایی مانند سیستان‌وبلوچستان، فارس، بوشهر، یزد، سمنان و حتی اطراف تهران ثبت شده است. با این حال، در اغلب این مناطق، جاده‌سازی گسترده، معدن‌کاری و تغییر کاربری اراضی، زیستگاه پلنگ را به‌شدت تکه‌تکه کرده است.
 
در کنار تخریب زیستگاه، شکار غیرقانونی پلنگ برای دستیابی به پوست و اندام‌های بدنش همچنان ادامه دارد. تصادفات جاده‌ای نیز به یکی از عوامل اصلی مرگ این گونه تبدیل شده است. آمارهای موجود نشان می‌دهد از حدود ۹۰ مورد مرگ ثبت‌شده پلنگ در ۲۲ استان کشور، بیش از نیمی از تلفات ناشی از عوامل انسانی بوده است؛ به‌گونه‌ای که ۷۶ درصد این موارد به شکار غیرقانونی و مسموم‌سازی عمدی مربوط می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که سالانه بین ۳۰ تا ۵۰ پلنگ در ایران جان خود را از دست می‌دهند؛ رقمی نگران‌کننده برای گونه‌ای که در فهرست در معرض خطر انقراض قرار دارد و جمعیت آن کمتر از ۸۰۰ قلاده تخمین زده می‌شود.
 
کاهش جمعیت پلنگ پیامدهای جدی برای تعادل اکوسیستم دارد. حذف شکارچی رأس هرم غذایی باعث افزایش بی‌رویه طعمه‌ها و برهم خوردن چرخه‌های طبیعی می‌شود. در چنین شرایطی، فشار بر منابع طبیعی افزایش می‌یابد و آسیب‌های محیط‌زیستی گسترده‌تری شکل می‌گیرد.
 
با این حال، پلنگ مشاهده‌شده در ماسال رفتاری متفاوت از بسیاری نمونه‌های مشابه دارد. آرامش او نه نشانه اهلی بودن است و نه الزاماً دلالت بر بیماری خاص. در این فصل از سال، اغلب پلنگ‌های ماده آبستن هستند و در آستانه زایش توله‌ها قرار دارند. تخریب زیستگاه و کمبود طعمه باعث می‌شود ماده‌های آبستن، با تحرک کمتر و احتیاط بیشتر، به مناطق انسانی نزدیک شوند. این احتمال وجود دارد که پلنگ ماسال نیز ماده‌ای باشد که برای تأمین غذایی که انسان از زیستگاهش دریغ کرده، ناچار به نزدیک شدن به روستا شده است.
 
در چنین شرایطی، بهترین تصمیم پرهیز از هرگونه خشونت است. تماس با محیط‌بانان و سازمان محیط‌زیست می‌تواند به بازگرداندن امن این پلنگ به زیستگاه طبیعی‌اش کمک کند. برای جلوگیری از تکرار این حوادث، نیازی به کشتن پلنگ یا استفاده از طعمه‌های مسموم نیست؛ راه‌حل واقعی، حفاظت از زیستگاه، حفظ طعمه‌های طبیعی و احترام به حق حیات گونه‌ای است که بقای آن، به بقای طبیعت گره خورده است.
ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200