صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۳۸۱۹۰
تاریخ انتشار: ۰۴:۴۰ - ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - 04 February 2026

روز چهارم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس)

در روز چهارم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) 3 فیلم سینمایی کوچ، گیس و سرزمین فرشته‌ها با حضور عوامل آن نمایش داده شد.

عصر ایران - روز چهارم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی کوچ (محمد اسفندیاری)، گیس (محسن جسور) و سرزمین فرشته‌ها (بابک خواجه پاشا) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ دادند.

 

کوچ

کارگردان: محمد اسفندیاری
ترکیب بازیگران: نادرفلاح، علی‌محمد رادمنش، محمدرضا مسعودی، ندا حسینی، علی نفیسی، یدالله شادمانی، مسعود رحیم‌پور، حسین شریفی، زهرا مرادی، حدیث اسماعیلی و ...

داستان فیلم درباره زندگی حاج قاسم سلیمانی است و متمرکز بر بخش‌هایی از نوجوانی اوست که برای کمک به حل بدهی بانکی پدرش تصمیم می‌گیرد همراه دوستانش راهی سفری به شهر شود. این سفر، که در ظاهر ساده به نظر می‌رسد، تبدیل به تجربه‌ای نو از مسئولیت، مواجهه با زندگی و بلوغ شخصی برای او می‌شود و ...

برخلاف فیلم‌های این روزها که سعی دارند پرتعلیق و هیجانی باشند، «کوچ» ریتمی متفکرانه و ملایم دارد که باعث می‌شود تماشاگر فرصت تأمل درباره رفتار و انتخاب‌های شخصیت‌ها را داشته باشد.

یکی از نقاط قابل تحسین فیلم این است که از ارائه پیام‌های مستقیم یا کلیشه‌ای خودداری می‌کند و به‌جای آن بر تجربه‌های ملموس و ساده زندگی تأکید دارد. 

جالب است که در این فیلم می‌بینیم قهرمان نه در صحنه‌های بزرگ، بلکه در لحظات کوچک ساخته می‌شود و اتفاقا به همین دلیل است که به عنوان یک فیلم زندگینامه‌ای موفق عمل می‌کند.

فیلم در نشان دادن جزئیات موفق است و شاید تنها اشکال فیلم این است که از اواسط ان هم لحن و هم فضا دچار تغییری می‌شود که یکدستی فیلم را مخدوش می‌کند. نقش آفرینی بازیگران و فضا سازی‌های فیلم قابل توجه است.

فیلمساز می‌توانست از موقعیت‌های موجود در همین داستان بهره بیشتری در ادامه داستان ببرد مانند آن ماجرای معلم و عکس ابتدایی فیلم کاملا پتانسیل استفاده بسیار بیشتری در فیلم را داشت.

معمولا در آثار تولید نهادها و ارگان‌ها محصول ساخته شده جندان جالب توجه نیست اما کوچ به عنوان یک اثر بیوگرافی درام توانسته است در حد معقول و متناسب ظاهر شود.

( امتیاز 2.5 از 5 )

گیس

کارگردان: محسن جسور
ترکیب بازیگران:  حامد بهداد، الهه حصاری، بهنوش طباطبایی، عرفان ناصری، علیرضا آرا، حسین پورکریمی، سپهر گندمی و ...

داستان «گیس» از حادثه انفجار و شرایط بازسازی پتروشیمی مارون آغاز می‌شود، جایی که پس از حادثه و بازسازی‌های سریع، تضاد منافع میان گروه‌ها، کارگران، سیاست‌گذاران و ذی‌نفعان اقتصادی مطرح می‌شود.

بزرگترین مشکل فیلمنامه این است که انگار خواسته چند فیلم موفق سالهای گذشته با جنین سوژه‌ها و تم‌هایی را کنار هم، در این حادثه بوشهر جمع کند و از هرکدام چیزی را آورده است به همین دلیل آشفتگی زیادی در سراسر فیلم جاری است.

فیلم می‌خواهد از تحریم، تکیه بر توان داخلی، اعتراض، مشکلات معیشتی، خیانت، سودجویی و ... بگوید اما در واقع فقط یک اشاره به آنهاست و به هیچ سرانجام مشخصی هم ختم نمی‌شود. تمرکز اصلی فیلم دقیقاً بر کدام مسئله است: حادثه صنعتی، فساد سیستماتیک، اعتراضات کارگری یا روابط انسانی و ...؟

بزرگترین مشکل فیلمی مانند «گیس» این است که سعی دارد با تکیه بر به رخ کشیدن خودنمایی کند، به رخ کشیدن موقعیت پیچیده، بازیگران معروف، تولید پرهزینه و ... اما در واقع یک محصول ناقص الخلقه به وجود آورده است که انگار موجودی است که سرش دوبرابر پاهایش بزرگ است و دست ندارد اما 5 پای کوتاه دارد و ...

بازی حامد بهداد انصافا بد نیست اما در این بلبشویی که فیلم ساخته است شاید تنها چیزی که نتوان بر روی آن تمرکز کرد نقش آفرینی بازیگران فیلم است. شخصیت‌ها اغلب تیپیکال و فاقد پرداخت روان‌شناختی هستند. کاراکترها بیش از آن‌که کنش‌مند باشند، حامل دیالوگ‌ها و پیام‌های مستقیم‌اند. این مسئله باعث می‌شود فیلم به‌جای روایت، به بیانیه‌خوانی سینمایی نزدیک شود.

«گیس» جدای از فیلمنامه در کارگردانی هم یک کپی کولاژ از چند فیلم سینمای ایران است که هیچ حرفی برای گفتن ندارد، حیف از آن همه زحمت، هزینه و ...

( امتیاز 0.5 از 5 )

سرزمین فرشته‌ها

کارگردان: بابک خواجه پاشا
ترکیب بازیگران: سولاف فواخرجی، فاطمه المعصومه زریق، فاطمه مریش، زهرا فاضل، علی ذیب، محمد اسد و ...

داستان فیلم در شرایطی روایت می‌شود که غزه زیر حملات موشکی ویرانه شده و بسیاری از کودکان، خانواده‌هایشان را از دست داده‌اند. در این بین زن معلمی که او هم خانواده‌اش را از دست داده، تلاش می‌کند برای بچه‌های بی‌سرپرست مادری کند. او بچه‌ها را در جایی پناه می‌دهد و برای محافظت و غذا رساندن به آنها به مشکل برمی‌خورد.

تم اصلی فیلم یک موضوع جهانی است و سعی بر این است که درامی انسانی با تأکید بر امید و مقاومت که تلاش دارد با بهره‌گیری از تجربه‌های احساسی، تماشاگر را در مواجهه با موضوعات بزرگ انسانی شریک کند.

اما مشکل اصلی فیلم این است که درام شکل نمی‌گیرد بیشتر از اینکه فیلمی دراماتیک باشد به یک گزارش از مشکلات و مصیبت‌هایی که وجود دارد بسنده کرده است.

اساسا اینجا پرسش این است که چرا برای چنین اتفاقاتی از زبان بیانی سینما استفاده شده است؟ سینما چه کمکی به بازگویی این اتفاقات و روایت‌ها کرده است اگر نتواند آنرا دراماتیک کند؟

کاملا پیداست که این اثر به‌جای اتکا به درام‌های پرتعلیق، روی لحظات احساسی، عناصر انسانی و پیام‌های اجتماعی تمرکز می‌کند، موضوعی که می‌تواند هم نقطه قوت و هم چالشی برای جذب مخاطب بیشتر باشد چون واقعا چنین فیلمی را دیگر نمی‌توان گفت برای مخاطب خاص ساخته‌اند!

نکته مثبت فیلم بازیگر زن نقش اصلی آن است، سولاف فواخرجی با گریمی که روی صورت دارد، موقعیت زنی تنها در میدان جنگ را به‌خوبی درک کرده و با تمام وجود توانسته است احساساتی نظیر خستگی، اندوه، ترس، گرسنگی، دلتنگی و استیصال را به تصویر بکشد.

( امتیاز 2 از 5 )

 

حاشیه‌های روز چهارم در سینما رسانه

*در نشست خبری فیلم کوچ در پردیس سینمایی ملت (سینمای رسانه) اسفندیاری کارکردان فیلم در ابتدا گفت: جان باختن هموطنان را در اتفاق‌های اخیر تسلیت و عید امروز (نیمه شعبان) را هم تبریک می‌گویم.

*کارگردان این اثر درباره شباهت بخش‌هایی از فیلمش به «بچه مردم» توضیح داد: قبل از «بچه مردم» هم وس اندرسون از این سبک استفاده کرد. ما اولین فیلمسازها نیستیم و قطعا هر اثری ممکن است شباهت‌هایی با آثار پیش از خود داشته باشد.

در این نشست توضیح داده شد که اگر همراهی خانواده شهید سلیمانی نبود گروه به نتیجه نمی‌رسید و بسیار باظرفیت برخورد کردند.

*طراح صحنه کوچ در ادامه گفت: ما از قبل باید یک مابه‌ازایی را با توجه به چیزهایی که از قبل وجود داشته ایجاد می‌کردیم از زادگاه حاج قاسم و کرمان که با عکس‌ها و فیلم‌ها و رفرنس‌ها سعی کردیم درست اجرا کنیم. شرایط لوکیشن و فیلمبرداری بسیار سخت بود در سکانسی که قاسم زیر آب می‌رود آنقدر آب سرد بود که واقعا ما نگران بازیگر نوجوانمان بودیم.

*مهدی جوادی تهیه‌کننده فیلم «گیس» حضور نداشتن بازیگران فیلمش در نشست خبری جشنواره را به فاشیست‌های رسانه‌ای مربوط دانست که آنها را از حضور در جشنواره ترسانده‌اند.

وی یادآور شد:من در سال ۱۴۰۱ هم‌ که مدیرعامل فارابی بودم، این تجربه را داشتم و افسوس میخورم که چرا فیلمی در خصوص سواد رسانه‌ای و اکانت‌های فیک در صفحات هنرمندان که آنها را دچار ارعاب می‌کنند، ساخته نمی‌شود. بالاخره بین حوادث اخیر و جشنواره، فاصله کمی بوده و همه عزاداریم.
 
خود من یک جوان ۳۰ ساله را در میان کشته‌شدگان داشتم، اما الان بیشترین اثر روی هنرمندان، به فاشیست رسانه‌ای برمی‌گردد که آنها را تهدید می‌کند و از حضور در خانه خودشان می‌ترساند.
 
*در این نشست درباره بازی حامد بهداد هم سوالی پرسیده شد که جوادی در این زمینه‌ گفت: حامد بهداد یکی از متفاوت‌ترین مأموران امنیتی را در سینما بازی کرده است. 
 
* محسن جسور کارگردان فیلم گیس درباره اینکه آیا نگرانی‌هایی درباره اکران و مجوز فیلمش دارد یا خیر، گفت: من در فیلم دروغی نگفتم که بابت نمایش آن نگران باشم چون درباره طبقه‌ای که دستش به سختی به نان می‌رسد دغدغه دارم. طبقه کارگر آسیب دیده است و نیاز به هم حمایت دارد و اگرچه با احتیاط جاهایی را حذف کردیم، فکر نمی‌کنم مشکلی باشد.
 
*خواجه‌پاشا کارگردان «سرزمین فرشته‌ها» در ابتدای نشست خبری با تسلیت برای «جان باختگان و شهیدان حوادث اخیر و جنگ ۱۲ روزه» نیمه شعبان را تبریک گفت و بیان کرد: امیدوارم دل مردم همیشه خوش و آرام و رو به اوج باشد.
 
خواجه‌پاشا همچنین با بیان اینکه برخی به او میگویند چرا درباره کشور دیگر و فلسطین فیلم می‌سازد، گفت: من شاید به عنوان یک فیلمساز بخواهم درباره فرانسه فیلم بسازم. مگر جیم جارموش فقط همیشه درباره کشور خودش فیلم می‌سازد؟
 
البته من هم در حوزه کشور خودم خیلی دردمندم و باید درباره دردهای کشور خودمان هم بسازیم. زبان ما سینماست و به دوستانی که سینما را تحریم کردند میگویم، تا زمانی که تئاتر و سینما هست، سنگ جایش کجاست؟ 
 
او با بیان اینکه «بگذارید هنرمندان از دردهای مردم حرف زنند» خطاب به همکارانش ادامه داد: خیانت به پرچم و کشور را کسی میکند که جامعه را به سمت دو قطبی شدن می‌برد. گول دو تا کانال را نخورید. ما دو تا الناز در سینما داریم (شاکردوست و ملک)، یکی دیشب اینجاست و یکی دیگر خداحافظی می‌کند. چه کسی این فاصله را ایجاد می‌کند؟
 
فراموش نکنیم که در جنگ‌ها ابتدا به فرهنگ یک کشور حمله میکنند. یکی از مهمترین ابزارهای ما در دنیا در این سالها همین سینما بوده و فیلم‌هایی که صادر شدند، چه چیز دیگری جز این صادر کردیم؟ چرا به برج میلاد (سینمای هنرمندان در جشنواره) که می‌رویم بچه‌ها را نمی‌شناسیم؟ 
 
*منوچهر محمدی، تهیه‌کننده این فیلم نیز توضیح داد: وقتی ایده فیلم به ذهنم رسید از ابتدا برایم روشن بود که یکی فیلم سهل و ممتنع است. اولین گزینه من برای تولید کشور سوریه بود که با اتفاقهای رخ داده امکانش نبود.
 
گزینه دومم لبنان بود ولی دوستانم در آنجا گفتند اگر فقط فیلم کوتاه میخواهی بسازی بیا وگرنه فیلم سینمایی اصلا ممکن نیست. گزینه سوم شهر رقه عراق بود که آنجا هم شرایط مهیا نبود و در نهایت به خود ایران رسیدیم و دو لوکیشن درست کردیم.
 
 یک دکور در نزدیک فرودگاه امام که غزه ویران شده را نشان می‌داد و یکی هم در نزدیکی هشتگرد، غزه سالم را بنا کردیم. البته بخش سخت کار این بود که محوطه‌، نزدیک شهر فرودگاهی امام بود و باید برای انفجارها هماهنگی میشد و به برج مراقبت اطلاع می‌دادیم. یک بار هم طوری شد که گفتند یکی از پروازهای خارجی گفته اینجا جنگ شده و می‌خواستند برگردند.
 
او درباره پخش بین‌المللی فیلم توضیح داد: من ابتدا این فیلم را برای ایران نساختم و میخواستم آن را با یک نگاه جهانی بسازم‌. طبیعتاً برای این که در سطح بین‌المللی مطرح شود کار را پیش بردیم اما صادقانه بگویم که برخی از مدیران فرهنگی به درد جرز لایه دیوار می‌خورند.
 
محمدی در این زمینه به حضور بازیگر نقش اصلی فیلم گفت: ما از سولاف فوالخرجی که از مطرح‌ترین بازیگران مطرح سینمای عرب است، برای کار دعوت کردیم و حتی خواسته بودیم هیچ خبررسانی نکند. وقتی اجازه انتشار پوستر را پیدا کرد با استقبال زیادی در دنیای عرب مواجه شد.
 
او درباره احتمال حضور فیلمش در رقابت اسکار بیان کرد: برای اسکار الان زود است که صحبت کنیم هرچند جایزه و بزرگداشت آنقدرها اهمیت ندارند چون معتقدم بهترین گواه نقادانه یک اثر هنری تاریخ است و ما سعی کردیم اثر ماندگار تاریخی به نام کشور ایران ثبت شود.
 
محمدی در پاسخ به سوالی درباره ساخت بازمانده ۲ گفت: آن ماجرا باعث تلخکامی شد، طرح کار را برای یکی از همان مدیرانی که به درد جرز لای دیوار خوبند بردم و در نهایت آن را بایگانی کردم، به همین دلیل سراغ یک قصه ساده‌تر رفتم. البته به نظرم فلسطین تاریخ و قصه عجیبی دارد و واقعا ۸۰ سال برای این ماجرا در آنجا کم نیست.

حامد جعفری (مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی)

 
**نکته جالب دیگر در روز چهارم این بود که مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی در گفتگویی با ایسنا اعلام کرد که برخی نهادها جشنواره را بایکوت کرده‌اند!
 
حامد جعفری (مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی) گفت: ما در بنیاد فارابی و در سازمان سینمایی، همراه با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، تلاش کردیم مجموعه‌هایی که طبق مصوبات هیئت وزیران موظف به اختصاص بخشی از منابع خود به مسئولیت اجتماعی و فعالیت‌های فرهنگی هستند، در کنار جشنواره قرار بگیرند.

اما متأسفانه تا این لحظه هیچ‌یک از درخواست‌هایی که در سال‌های گذشته اجابت می‌شد، امسال به نتیجه نرسیده و حتی نهادهایی که به‌طور سنتی حامی جشنواره بودند، حضور ندارند. این موضوع برای خود ما هم یک سؤال جدی است.

جعفری با بیان اینکه پیگیری‌ها همچنان ادامه دارد، گفت: امیدوارم این عدم همراهی ناشی از فضای ناآرام یا نوعی عافیت‌طلبی نباشد. به نظر می‌رسد امسال جشنواره به نوعی از سوی نهادهایی که باید در کنار آن می‌بودند، بایکوت شده است. این مسئله به کیفیت برگزاری جشنواره آسیب می‌زند، چراکه در همه جای دنیا جشنواره‌ها با حمایت حامیان خود می‌توانند باشکوه برگزار شوند.

وی در پاسخ به این پرسش که در صورت مراجعه همین نهادها در سال آینده چه واکنشی خواهید داشت، تصریح کرد: من همچنان امیدوارم که در همین فرصت باقی‌مانده، این مسئله حل شود. اما طبیعی است که فراموش نمی‌کنیم چه کسانی در روزهای سخت کنار جشنواره بودند و چه کسانی نبودند. تصمیم‌گیری درباره سال آینده، طبیعتاً به زمان خودش موکول خواهد شد.

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200