چککردن مداوم خبرها، زندگی در حالت آمادهباش دائمی و انتقال اضطراب به خانواده؛ اینها نشانههای وضعیتی هستند که روانشناسان آن را «هوشیاری بیش از حد» مینامند. پدیدهای که در روزهای پرالتهاب، آرامآرام کیفیت زندگی فردی و جمعی را کاهش میدهد.
به گزارش روزنامه خراسان، این روزها برای بسیاری از ما، خبرخوانی به بخشی جداییناپذیر از خواب و بیداری تبدیل شده است. شبها با مرور تیترها میخوابیم و صبح، پیش از هر کار دیگری، سراغ گوشی میرویم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است. گروههای خانوادگی که زمانی پر از پیامهای روزمره بود، حالا به فضایی برای خبر، تحلیل و نگرانی تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، زندگی روزمره شباهت کمتری به «روال عادی» دارد و بیشتر به وضعیتی شبیه آمادهباش دائمی نزدیک شده است. صداهای کوچک، تیترهای مبهم یا حتی سکوت خبری چندساعته میتواند ذهن را به سمت بدترین سناریوها ببرد. بدن اغلب زودتر از عقل واکنش نشان میدهد: دلشوره، تپش قلب، بیخوابی و خستگی مزمن.
در روانشناسی، «هوشیاری بیش از حد» به حالتی گفته میشود که فرد بهطور مداوم در وضعیت هشدار قرار دارد؛ گویی خطری جدی و فوری در کمین است، حتی وقتی شواهد قطعی برای آن وجود ندارد. در این حالت، ذهن و بدن روی بدترین احتمال ممکن تنظیم میشوند و فرد مدام محیط، خبرها و نشانهها را اسکن میکند.
برخلاف احتیاط منطقی که واکنشی موقت و متناسب با تهدید واقعی است، هوشیاری بیش از حد حالتی پایدار و فرساینده دارد. این وضعیت معمولاً نتیجه یک شوک ناگهانی نیست، بلکه حاصل فرسایش تدریجی روان در شرایط مبهم، طولانی و پیشبینیناپذیر است.
چککردن وسواسگونه خبرها، در دستبودن دائمی گوشی، تحریکپذیری بالا و دشواری در لذتبردن از لحظه حال از نشانههای رایج هستند. فرد حتی میداند اطلاعات تازهای وجود ندارد، اما باز هم خبر را از چند منبع مرور میکند.
در سطح ذهنی، فاجعهسازی مداوم دیده میشود. خبرهای مبهم به بدترین تفسیر ممکن وصل میشوند و ذهن بهجای تحلیل واقعبینانه، دنبال تأیید ترسها میگردد.
تپش قلب، تنش عضلانی، سردرد، مشکلات گوارشی، خواب سطحی یا بیخوابی از پیامدهای شایع هستند. خستگیای که با استراحت هم برطرف نمیشود، نشانه درگیر بودن طولانیمدت سیستم عصبی است.
هوشیاری بیش از حد معمولاً از یک فرد شروع میشود، اما خیلی زود به فضای خانه منتقل میشود. روانشناسان این پدیده را «سرایت هیجانی» مینامند. کودکان، حتی بدون دنبالکردن مستقیم خبرها، اضطراب را از لحن، رفتار و گفتوگوهای والدین دریافت میکنند. نتیجه میتواند ترس، بیقراری، افت تمرکز یا احساس ناامنی مبهم باشد.
سالمندان نیز بهدلیل تجربههای زیسته قبلی، نسبت به خبرهای نگرانکننده حساسترند و این وضعیت میتواند اضطراب و مشکلات جسمی آنها را تشدید کند. در مقیاس بزرگتر، این چرخه به شکلگیری جامعهای خسته، زودرنج و فرسوده منجر میشود.
این توصیهها دعوت به بیخبری یا انکار واقعیت نیست، بلکه تلاشی برای کاهش فشار روانی است:
منابع خبری محدود و قابلاعتماد انتخاب کنیم (۲ یا ۳ منبع مشخص). برای خبرخوانی زمانبندی داشته باشیم و از مصرف پراکنده و مداوم پرهیز کنیم.
بدون اطلاعات کافی، تحلیل نکنیم و سناریوسازی نکنیم. جلوی کودکان و سالمندان خبرهای نگرانکننده نخوانیم. قبل از فوروارد خبر مکث کنیم و از خود بپرسیم: «این کار از آگاهی میآید یا از اضطراب؟»
کاهش منطقی مصرف خبر، بیتفاوتی نیست؛ انتخابی آگاهانه برای حفظ سلامت روان است. در روزهایی که جامعه زیر فشار بحرانهای پیدرپی قرار دارد، مراقبت از حال روان خود و اطرافیان، یک کنش مسئولانه و اخلاقی محسوب میشود.