عصر ایران - روز پنجم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی مارون (امیر احمد انصاری)، دختر پری خانوم (علیرضا معتمدی) و زنده شور (کاظم دانشی) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
کارگردان: امیراحمد انصاری
ترکیب بازیگران: جمشید هاشمپور، امیرحسین فتحی، محمدرضا فتحی، ملیکا مبارکشینا (از روسیه)، سازیه مشه اردیل (از ترکیه)، محمد صدیقی مهر و ...
فیلم «مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری یک روایت بیوگرافی/تاریخی از زندگی شهید هدایتالله طیب است، شهیدی که نقش مهمی در تاریخ دفاع مقدس ایران داشته است. هدایت که ریشه در ایل لر و خاطراتی عمیق از زمین و کشاورزی در یکی از روستاهای حاشیه رود مارون در استان کهگیلویه و بویر احمد دارد، در دانشگاه فلوریدا آمریکا تحصیل میکند.
او با اساتید و گروههای دانشجویی مخالف سلطه شرکتهای غذایی بر امنیت کشاورزی جهان ارتباط پنهانی برقرار میکند. او با همکاری پروفسور راسل و فعالانی به اسناد محرمانهای دست مییابد که نشان میدهد شرکت چند ملیتی کاتینز با پروژهای به نام «قحطی طلایی»قصد دارد از طریق بذرهای دستکاریشده ژنتیکی (عقیمکننده و وابسته به سموم انحصاری)، کنترل غذایی جهان را در دست بگیرد و ...
اگر بخواهیم صادق باشیم، «مارون» یکی از آن فیلمهایی است که خیلی زود حوصله تماشاگر را سر میبرد. فیلم ریتم کندی دارد و قصه آنقدر کشش ایجاد نمیکند که مخاطب را با خودش همراه نگه دارد. خیلی جاها انگار فیلم نمیداند دقیقاً میخواهد چه بگوید و فقط از صحنهای به صحنه دیگر میرود.
شخصیتها عمق کافی ندارند و ارتباط گرفتن با آنها سخت است. حتی موضوع به ظاهر مهمی که فیلم به آن میپردازد هم نتوانسته نجاتدهنده باشد، چون روایت بیش از حد خشک و سرد از کار درآمده. دیالوگها مصنوعیاند و حس میکنی فیلم بیشتر «میخواهد پیام بدهد» تا داستان تعریف کند.
از نظر اجرا هم «مارون» فیلمی نیست که چیز چشمگیری رو کند؛ نه بازیها خیلی در ذهن میمانند و نه کارگردانی اتفاق خاصی رقم میزند. نتیجه این شده که بسیاری از تماشاگران بعد از نمایش، با حس خستگی و ناامیدی سالن را ترک کردند.
در مجموع، «مارون» نمونهای از فیلمهایی است که ایدهاش شاید روی کاغذ جذاب بوده، اما در اجرا نتوانسته مخاطب جشنواره را راضی کند و بیشتر از آنکه بحثبرانگیز باشد، واکنش منفی به دنبال داشته است.
و البته نکته جالب توجه این است که چنین فیلمی را موسسه روایت فتح تولید کرده است، این اگر هدر دادن سرمایه نیست پس چیست؟ البته که کسی هم پاسخگو نیست.
کارگردان: علیرضا معتمدی
ترکیب بازیگران: علیرضا معتمدی، سها نیاستی، مرضیه برومند، صحرا اسداللهی، سارا خدادادی، زهرا خدادادی و ...
پس از دو فیلم «رضا» و «چرا گریه نمیکنی؟» این سومین فیلم از علیرضا معتمدی با همین حال و هواست که روایتگر ماجرایی شخصی است درباره مردی میانسال که در خانهای قدیمی از مادر پیرش مراقبت میکند و در مسیر زندگیاش با عشقها، امیدها و شکستها روبهرو میشود.
قصه درباره آرزوهایی است که بالاخره برآورده میشوند اما دیگر آن آرزوها ارزش یا معنای گذشته را ندارند — یعنی وقتی به چیزی میرسی، ممکن است بفهمی دیگر آنچه زمانی میخواستی، همان چیزی نیست که الآن میخواهی یا نیاز داری.
«دختر پری خانوم» فیلمی آرام و کمادعاست که بیشتر از آنکه به روایت پرحادثه متکی باشد، بر احساسات و درونیات شخصیتها تمرکز میکند. داستان، حول مفهوم آرزو و رسیدن به خواستههایی میچرخد که وقتی محقق میشوند، دیگر آن معنا و ارزش گذشته را ندارند.
فیلم فضای شخصی و تأملبرانگیزی دارد و بهوضوح نشان میدهد که کارگردان قصد داشته تجربهای ذهنی و درونی را به تصویر بکشد. همین رویکرد باعث شده ریتم اثر کند باشد و روایت، بیشتر متکی بر فضا و حالوهوا باشد تا پیشرفت داستانی مشخص. این ویژگی برای برخی مخاطبان جذاب است، اما برای بسیاری میتواند خستهکننده یا دور از انتظار به نظر برسد.
شخصیتها بیش از آنکه درگیر کنش بیرونی باشند، درگیر احساسات، خاطرات و تردیدهای خود هستند. فیلم تلاش میکند این درگیری درونی را با حداقل توضیح و دیالوگ منتقل کند، اما در برخی بخشها این سکوت و مکث بیش از حد، ارتباط گرفتن با اثر را دشوار میکند.
صحرا اسداللهی اگرچه نقش چندان طولانی ندارد اما بازی روانی دارد و اتفاقا بیشتر به چشم میآید و تاثیرگذار است. مرضیه برومند هم بعد از مدتها در فیلمی دوباره بازی کرده است که انصافا هم خوب است.
در مجموع، «دختر پری خانوم» فیلمی است که مخاطب عام را هدف نگرفته و بیشتر برای تماشاگرانی ساخته شده که به آثار آرام، حسمحور و شخصی علاقه دارند. فیلمی که شاید بعد از پایان حسی از فقدان، حسرت و بازنگری در آرزوهای گذشته را با خود به همراه میآورد.
کارگردان: کاظم دانشی
ترکیب بازیگران: بهرام افشاری، سارا بهرامی، حامد بهداد، امیر جعفری، شبنم مقدمی، صدف اسپهبدی، محمد ولیزادگان، رویا جاویدنیا و ...
زندهشور روایتگر وضعیت 5 نفر است که به دلیل ارتکاب جرم، محکوم به اعدام شدهاند و در آستانه اجرای حکم قرار دارند. داستان در زمانی حساس میگذرد و تمرکز خود را بر چالشهای انسانی، عدالت و سرنوشت این افراد قرار میدهد، حالوهوایی فشرده و ملتهب ایجاد میکند که از همان ابتدا تماشاگر را درگیر میکند.
زندهشور فیلمی است تلخ، فشرده و جدی که از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن میکند. فیلم سراغ موضوعی حساس و سنگین میرود و تلاش میکند بدون حاشیهپردازی، تماشاگر را در دل یک موقعیت بحرانی و انسانی قرار دهد؛ جایی که مرز میان قانون، عدالت و وجدان شخصی چندان شفاف نیست.
فیلم شروع کوبندهای دارد اما از اواسط دچار افت ریتم میشود و ضرباهنگ اولیهاش را از دست میدهد و البته زمان فیلم هم واقعا طولانی است. افزون بر این، برخی جزئیات داستانی و دیالوگها باورپذیری اثر را خدشهدار میکند.
شخصیتها قرار نیست قهرمان باشند؛ آنها آدمهایی معمولیاند که در شرایطی غیرعادی گرفتار شدهاند ولی داستانک سجاد و قتلهای ناموسی ای که مرتکب شده بیش از بقیه مهم شده است.
بهرام افشاری حتما نامزد سیمرغ خواهد شد و امیر جعفری هم با وجود نقش کوتاهی که دارد بازی چشمگیری ارائه داده است. یکی دیگر از نکات قابل توجه فجر امسال، تکرار چهرههایی است که به بازیگران ثابت این روزهای سینمای این مدلی بدل شدهاند، مانند حامد بهداد، رویا جاویدنیا و ...
نکته عجیب این است که برای فیلم «زنده شور» تا به روز پنجم جشنواره هیچ عکسی پیدا نشد و تنها عکس منتشر شده در رسانهها همین پوستر پایین است! در هیچ جشنوارهای چنین اتفاقی رخ نمیدهد باید دبیر خانه جشنواره از فیلمهای انتخاب شده عکس داشته باشد و خود آنرا منتشر کند، حتی اگر عوامل فیلم تمایلی به این کار نداشته باشند.
این قضیه برای فیلم «خیابان جمهوری» منوچهر هادی هم رخ داده بود، که در روز دوم جشنواره در سینما رسانه نمایش داده شد!
**پرحاشیه ترین اتفاق روز پنجم جشنواره در جلسه مطبوعاتی فیلم زنده شور رخ داد که کاظم دانشی کارگردان فیلم درباره مسائل مختلف حتی قضیه لو دادن جشن تولد علی شادمان و دستگیری تعدادی از هنرمندان در آن شب حرف زد.
**امیراحمد انصاری کارگردان فیلم «مارون» در نشست مطبوعاتی فیلم بیان کرد که تلاش کرده که با روایتی مستند، اکشن و جاسوسی فیلمی بسازد تا نسل زد آن را دوست داشته باشد!
**انصاری با تسلیت برای اتفاقهای دی ماه، درباره موضوع فیلم «مارون» گفت: هدایت الله طیب نخبه علمی بود که در شهر تالاهاسی فلوریدا مهندسی کشاورزی خوانده بود و از نظر نظامی هم هوش بالایی داشت. او به چمران جنوب معروف بود و اینها به ما ایده جذابی داد تا بخشی از زندگی او را برای یک بیوگرافی متفاوت انتخاب کنیم و ژانر را به سمت جاسوسی اکشن ببریم که نسل جدید هم با آن ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به دراماتیزه کردن داستان برای ساخت فیلم اضافه کرد: اکثر فیلم در ایران و پلانهای کوتاهی در تالاهاسی امریکا فیلمبرداری شد.
بخش زیادی از این فیلم به زبان انگلیسی و با بازی ایرانی و خارجی بود که لهجه آنها مورد انتقاد قرار گرفت. انصاری اگرچه نقدهای وارده را پذیرفت اما تاکید کرد که شخصیت فیلمش سالهای زیادی در امریکا نبوده است.
**علیرضا معتمدی -کارگردان فیلم دختر پریخانوم- در نشست خبری این فیلم با اصحاب رسانه، سخنان خود را با اشاره به بحث تحریم جشنواره فیلم فجر آغاز کرد و گفت: ترس و تردید نسبت به رسیدن به این مرحله، نتیجه بدترین تجربهها و اتفاقاتی است که جامعه و سینماگران در سالها و فصلهای گذشته از سر گذراندهاند.
او با بیان اینکه جامعه به نقطهای از بیچارهبودن رسیده که تصور میکند راه نجاتی در پیش نیست، افزود: من با احترام به همه نظرها، اینطور فکر نمیکنم. معتقدم باید از همه روزنهها، امکانات و واقعیتهای موجود استفاده کرد، حتی اگر مسیر طولانی و پیچیده باشد.
او در پایان، جشنواره فیلم فجر را نه صرفاً محل داوری، بلکه «نمایشگاه تخصصی سینما» توصیف کرد و گفت: جشنواره فیلم فجر همچنان یکی از معدود فرصتهای موجود برای نمایش فیلم، تداوم تولید و ارتباط با مخاطب و بدنه سینما هستند.
**کاظم دانشی تهیهکننده و کارگردان فیلم «زندهشور» گفت: در این روزهای تلخ که اینجا هستم، نمایش فیلمم را به جواد گنجی (یکی از سینماگرانی که جان خود را در حوادث اخیر از دست داد) تقدیم میکنم و روح همه عزیزانی که از دست رفتند شاد باشد. امیدوارم هرچه زودتر اوضاع تلخ را سپری کنیم و از سایه جنگ و ترس از ما دور شود تا بتوانیم راحت فیلم بسازیم و کنار هم زندگی کنیم و از سینما لذت ببریم.
او افزود: فکر نمیکردم وقتی چنین فیلمی ساختم که حتی جان یک نفر در آن برایش مهم است، به زمانی برسیم که راحت درباره عدد و رقم کشتهشدگان صحبت شود. کسانی هم که ما را به عادی سازی متهم میکنند جنگ را عادیسازی میکنند. جنگ، حمله به جمهوری اسلامی نیست بلکه حمله به ایران است.
من میدانم که حرفهایم اینجا تبعاتی برایم دارد به همین دلیل همینجا شماره تلفنم را اعلام میکنم (او شماره تلفن همراه خود را کامل خواند.) آنهایی که ما را به وطنفروشی و راه رفتن روی خون متهم میکنند قبلا سربند قدس میبستند و حالا در خارج از ایران طور دیگری رفتار میکنند.
این در حالی است که من فیلمهایی ساختهام که آنها حتی جرأت ساخت تیزرش را نداشتند و حالا که در جشنواره هستم، جشنواره برایم مثل یک فرایند پس از تولید است.
**دانشی با بیان اینکه زندهشور کاملا با سرمایه شخصی ساخته شده است، سیاه نمایی در فیلمش را رد کرد و گفت: این فیلم تلخ است، اعدام و قصاص را دیگر چه باید کرد؟ البته جامعه به فیلمهای دیگر قطعا احتیاج دارد ولی من بلد نیستم بسازم. من سالها مستندساز قضایی بودم و نتوانستم مدل دیگری کار کنم. ساخت فیلمهای دیگر را هم دوستان برعهده دارند.
او در بخشی دیگر با بیان اینکه «سینما را دارند از ما میگیرند» بیان کرد: سینما۱۰-۱۵ سوپراستار دارد ولی هزاران عضو دارد که میانگین حقوقشان ۵۰ میلیون تومان است. اما مسئله این است که ارتزاق خانواده سینما همیشه تحت الشعاع همه چیز بوده و این نمیشود که تهیهکننده و کارگردان را در فشار گذاشت تا فیلمشان را ارائه نکنند.
**دانشی در پاسخ به این سوال که «تولد علی شادمان کار شما بود» (اشاره به بازداشت چند بازیگر در یک مهمان خصوصی) گفت: واقعیت امر این است که من با علی شادمان اختلاف مالی دارم که قبل از آن ماجرا در جریان بود.
وکلای ما روی قراردادی کنسل شده در حال مذاکره هستند و چون این روند در همان زمان دنبال میشد، یا با شیطنت بود یا چیز دیگر ، اتفاق به نام من تمام شد. در حالی که در آن ماجرا یکی از بازداشت شدهها خانم ستاره پسیانی بود که فردای آن روز در فیلم دیگر ما «اردوبهشت» (فیلمنامهنویس) آفیش بود و احمقانه است که چنین کاری میکردم.