در نگاه نوین به آموزش، مدرسه فضایی است که در آن شخصیت، مهارتهای زندگی، توانایی حل مسئله، تنظیم هیجان و مسئولیتپذیری اجتماعی شکل میگیرد. به همین دلیل، هرگونه سیاستگذاری در حوزه پیشگیری اجتماعی، اگر مدرسه را در مرکز توجه خود قرار ندهد، محکوم به ناکارآمدی در بلندمدت خواهد بود.
پیشگیری بلندمدت به معنای مداخله پیش از شکلگیری بحرانهای عمیق فردی و اجتماعی است. بسیاری از آسیبهای اجتماعی مانند افت تحصیلی، ترک تحصیل، بزهکاری نوجوانان، اعتیاد، خشونت، افسردگی و اضطراب مزمن، ریشه در تجربیات اولیه کودکی و نوجوانی دارند. مدرسه نخستین نهاد رسمی پس از خانواده است که میتواند این نشانهها را شناسایی، تعدیل و اصلاح کند. کودک و نوجوان بخش قابلتوجهی از زمان بیداری خود را در مدرسه میگذرانند و همین حضور مستمر، مدرسه را به بستری بیبدیل برای پیشگیری تدریجی، عمیق و پایدار تبدیل میکند.
یکی از مهمترین کارکردهای مدرسه در پیشگیری بلندمدت، ایجاد احساس تعلق و امنیت روانی است. دانشآموزی که در مدرسه دیده میشود، شنیده میشود و احساس ارزشمندی میکند، کمتر در معرض رفتارهای پرخطر قرار میگیرد.
عفت حیدری مترجم کتاب تاب آوری د رمدارس در ادامه آورده است پیوند عاطفی مثبت با مدرسه، معلمان و همسالان، نقش محافظتی مهمی در برابر مشکلات رفتاری و هیجانی ایفا میکند. مدرسهای که تنها بر نمره و نتیجه تأکید دارد، ممکن است بهطور ناخواسته اضطراب، کمالگرایی افراطی و احساس ناکافیبودن را تقویت کند؛ درحالیکه مدرسهای که بر فرایند یادگیری، رشد تدریجی و تفاوتهای فردی تأکید میورزد، بهطور مؤثری سلامت روان دانشآموزان را تقویت میکند.
از منظر سلامت روان، مدرسه یکی از اصلیترین بسترهای شکلگیری تابآوری فردی و اجتماعی است. تابآوری مهارتی آموختنی و رشدی است که در تعامل با محیطهای حمایتی پرورش مییابد. مدرسه میتواند با فراهمکردن روابط امن، فرصت تجربه موفقیتهای کوچک، آموزش مهارتهای حل مسئله و مدیریت هیجان، دانشآموزان را برای مواجهه با فشارهای زندگی آماده کند. این آمادگی نهتنها در دوران تحصیل، بلکه در بزرگسالی نیز آثار خود را نشان میدهد و از بروز مشکلات مزمن روانی و اجتماعی پیشگیری میکند.
نقش مدرسه در پیشگیری بلندمدت زمانی پررنگتر میشود که آن را بهعنوان یک نهاد اجتماعی و نه صرفاً آموزشی ببینیم. مدرسه میتواند حلقه اتصال خانواده، جامعه محلی و نهادهای حمایتی باشد. ارتباط مؤثر مدرسه با والدین، شناسایی زودهنگام مشکلات خانوادگی، و ارجاع بهموقع به خدمات تخصصی، از تشدید آسیبها جلوگیری میکند. در این معنا، مدرسه نوعی سیستم هشدار زودرس اجتماعی است که اگر بهدرستی عمل کند، هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین در آینده را کاهش میدهد.
پیشگیری بلندمدت در مدرسه تنها به مشکلات آشکار محدود نمیشود، بلکه شامل توجه به رنجهای کوچک و خاموش نیز هست. افت انگیزه، بیحوصلگی، اضطراب امتحان، احساس بیمعنایی و طرد اجتماعی، اگر نادیده گرفته شوند، میتوانند به بحرانهای بزرگتری تبدیل شوند. مدرسهای که فرهنگ گفتوگو، حمایت و درک متقابل را ترویج میکند، این نشانههای ظریف را جدی میگیرد و پیش از آنکه به آسیبهای جدی بدل شوند، به آنها پاسخ میدهد. این همان نقطهای است که مدرسه به نهادی پیشگیرانه به معنای واقعی کلمه تبدیل میشود.
از منظر توسعه اجتماعی، سرمایهگذاری در مدرسه یکی از هوشمندانهترین راهبردهای پیشگیری است. هر واحد هزینهای که در آموزش باکیفیت، حمایت روانی-اجتماعی و توانمندسازی معلمان صرف میشود، در آینده از هزینههای سنگین درمان، نظام قضایی و خدمات حمایتی میکاهد. مدرسه بستری است که میتواند نابرابریهای اجتماعی را کاهش دهد و فرصتهای عادلانهتری برای رشد فراهم کند. زمانی که مدرسه نقش حمایتی خود را بهدرستی ایفا میکند، کودکان و نوجوانان از طبقات مختلف اجتماعی شانس بیشتری برای شکوفایی استعدادهای خود خواهند داشت.
باید تأکید کرد که مدرسه مهمترین نهاد پیشگیری بلندمدت است، زیرا با انسان در حساسترین دورههای رشد او سر و کار دارد. هیچ نهاد دیگری چنین دسترسی گسترده، مستمر و عمیقی به نسل آینده ندارد. اگر مدرسه را تنها به مکانی برای آموزش دروس محدود کنیم، یکی از بزرگترین فرصتهای پیشگیری را از دست دادهایم. اما اگر آن را بهعنوان قلب تپنده پیشگیری اجتماعی، سلامت روان و تابآوری جمعی ببینیم، میتوانیم جامعهای سالمتر، پایدارتر و انسانیتر بسازیم؛ جامعهای که بهجای درمان دیرهنگام بحرانها، ریشههای آنها را از همان سالهای نخست زندگی اصلاح میکند.
منبع: میگنا