عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ این جدیدترین آتشسوزی است که طی یک ماه گذشته در ایران اتفاق افتاده. اینبار هم یک سازه صنعتی و تجاری طعمه حریق شد؛ درست شبیه دو آتشسوزی قبلی. دود، آسمان را دربر گرفته است. حدس و گمانها درباره این آتشسوزیها زیاد است. هرچند گفته شده علت آتشسوزی «سهلانگاری» بوده، اما برخی معتقدند این آتشسوزیها عمدی و زنجیرهای هستند؛ موضوعی که هرگز بهصورت رسمی تأیید نشده و حتی تکذیب هم شده است.
تا این لحظه، یک ماه پرحادثه را در آتشسوزیها پشت سر گذاشتهایم؛ یعنی تقریباً هر 10 روز یک آتشسوزی مهیب و صنعتی در ایران رخ داده است. این به غیر از آتشسوزیهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و در پی حوادث ناگواری بود که اتفاق افتاد. مخصوصا آتشسوزی بازار رشت. این حوادث از پانزده دیماه شروع شد و تقریباً تا همین روزها هم ادامه داشته. به همه اینها، انفجار در بندرعباس و خوزستان هم اضافه شد که گفته شده «نشت گاز» منجر به انفجار و آتشسوزی شده است.
این اولین مورد از این آتشسوزیها بود که در پانزده دی اتفاق افتاد. این توده عظیم و ترسناک از کارخانه کاله آمل بیرون زد و از آن بهعنوان یکی از بزرگترین آتشسوزیهای صنعتی اخیر ایران یاد میکنند. گفته شده علت آتشسوزی، سهلانگاری در عملیات جوشکاری بوده است. ظاهراً جرقههای جوشکاری بهدلیل رعایت نکردن اصول ایمنی، به کارتنها و مواد قابل اشتعال سرایت میکند و انبار کارتنها یا واحد پنیر که مواد اولیه با درصد چربی بالا در آن نگهداری میشود، آتش میگیرد.
دود غلیظ، اینچنین آسمان آمل را دربر میگیرد و زندگی در شهر تا حدودی مختل میشود. برای مهار این آتش عظیم، از شهرهای اطراف کمک گرفته میشود. در این آتشسوزی حدود هشت هزار مترمربع میسوزد.
اما این آتشسوزی یک ترس بزرگتر هم داشت؛ اینکه نکند آتش به مخازن آمونیاک سرایت کند. اگر چنین اتفاقی میافتاد، این حادثه میتوانست به یکی از مرگبارترین آتشسوزیهای ایران تبدیل شود. هرچند پیش از آنکه آتش به مخازن آمونیاک برسد، تخلیه روستاهای نزدیک کارخانه کاله و بیمارستان امام علی آغاز میشود، اما چون آتش مهار شد، این تخلیه هم متوقف میشود.
اگرچه در این آتشسوزی پنج نفر مصدوم شدند، اما خسارتهای مالی بسیار سنگینتر از آن چیزی بود که تصور میشد. بخشی از کارخانه آسیب دید؛ شامل سازهها، تجهیزات، مواد اولیه و محصولات. برای همین است که از آن بهعنوان یکی از بزرگترین حوادث صنعتی ایران و بزرگترین حادثه صنعتی سال ۱۴۰۴ یاد میشود.
اما حدود یک ماه بعد، یعنی پانزده بهمن، اینجا؛ بازار جنتآباد تهران آتش میگیرد. آتش حدود ساعت ۱۰ صبح شروع میشود. یک سوله دوهزار متری ــ که برخی گزارشها آن را پنج هزار متر هم دانستهاند ــ در آتش میسوزد. در این حادثه نزدیک به سیصد غرفه طعمه حریق میشوند. برخی شاهدان گفتهاند آتشسوزی با صدایی وحشتناک شبیه انفجار آغاز شد؛ موضوعی که هنوز مورد تأیید قرار نگرفته است.
غرفهها پیش از آتشسوزی اینشکلی بودند. عمدتاً مواد پارچهای، سیسمونی، کالاهای دستساز، لوازم آرایشی و لوازم خانگی میفروختند و برای همین خیلی زود آتش گرفتند. ساعتها دود غلیظی اینچنین تهران را دربرگرفته بود. ایستگاههای آتشنشانی زیادی به محل اعزام میشوند تا هرچه زودتر آتش را خاموش کنند. عملیات حدود سه ساعت طول میکشد، اما در نهایت تقریباً کل بازار سوخت و از بین رفت.
این آتشسوزی اگرچه تلفات جانی نداشت، اما خیلیها را ــ آن هم نزدیک شب عید ــ به خاک سیاه نشاند. کسبه این بازار محلی بودند و اغلب غرفهداران زنان سرپرست خانوار، تولیدکنندگان دستساز و صاحبان کسبوکارهای کوچک بودند؛ کسانی که امرار معاششان وابسته به این بازار بود و امید یکسالهشان فروش شب عید. حالا اما خانهنشین شدند.
گفته میشود پیش از آتشسوزی، این سوله عظیم که متعلق به شهرداری تهران بود، بیش از پنج بار اخطار ایمنی گرفته بود؛ اخطارهایی درباره نبود سیستم اعلام حریق، نبود سیستم اطفاء حریق و سیمکشیهای ناایمن. درست شبیه آنچه برای ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد: اخطار داده شد، بیتوجهی شد، نزدیک عید آتش گرفت و خیلیها خانهنشین شدند.
علت این آتشسوزی هنوز معلوم نیست و هیچ اطلاعات دقیقی درباره چرایی آن گفته نشده است. برای همین، بازار حدس و گمانها داغ است و خیلیها آن را عمدی تصور میکنند. برخی هم میگویند شهرداری سالها قبل میخواسته اینجا یک پارکینگ بسازد و حالا همهچیز برای ساخت پارکینگ مهیاست؛ حدس و گمانهایی که هیچکدام تأیید نشده است.
هفده بهمن، یعنی تنها سه چهار روز بعد از آتشسوزی جنتآباد، اینبار اردبیل شاهد یک آتشسوزی بزرگ است. یک سردخانه در محور اردبیل ـ مغان که درحال احداث بود، دچار حریق میشود. گفته میشود آتشسوزی در کارخانه صنایع تبدیلی سیبزمینی رخ داد و علت آن را هم سهلانگاری در عملیات جوشکاری اعلام کردند. گفته میشود جرقههای جوشکاری روی فومها، پشم شیشه یا مواد عایق افتاده و آتش خیلی سریع سرایت کرده است. خسارت هم بسیار سنگین بود؛ علاوه بر سازه سوله، دو دستگاه تراکتور، یک لیفتراک، چند موتور جوشکاری و یک نیسان هم در آتش سوخت.
البته آتشسوزی در اردبیل آخرین مورد نبود. تا لحظه انتشار این گزارش، آخرین مورد آتشسوزی، حریقی بود که از داخل یا نزدیکی ستاد کل فرماندهی در تهران دیده شد؛ هرچند خیلی زود گفته شد این آتشسوزی بهدلیل آتش گرفتن یک نجاری رخ داده است.
البته به همه اینها باید اتفاقات اخیر در بندرعباس و خوزستان را هم اضافه کرد: انفجار و نشت گاز، آنطور که مسئولان گفتهاند. اما از آنجایی که توضیحات بیشتری داده نمیشود، همچنان حدس و گمانها هم بیشتر میشود؛ برای همین است که عدهای تصور میکنند این آتشسوزیها عمدی و زنجیرهای هستند؛ موضوعی که تا این لحظه تأیید نشده است.