عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- دوره نوجوانی، فصل تغییرات شگرف جسمی، شناختی و عاطفی است. گاهی اوقات، والدین خود را در مواجهه با واکنشهای تند، بیحوصلهگی و مقاومت نوجوان شان میبینند که از یک درخواست ساده آغاز میشود و به مشاجرهای دامندار تبدیل میگردد.
این رفتارها اگرچه چالشبرانگیز هستند، اما اغلب ریشه در فرآیندهای رشدی طبیعی دارند.
تحقیقات نشان میدهند که اگرچه اکثر نوجوانان آنگونه که در کلیشهها تصویر میشوند، بیپروا و غیرقابل کنترل نیستند، اما تجربه لحظات تعارضآمیز با والدین بخشی از مسیر رشد استقلالطلبی آنها محسوب میشود.
هدف این مقاله، واکاوی علل علمی این رفتارها و ارائه راهکارهای عملی برای تبدیل این چالشها به فرصتی برای رشد و تقویت رابطه است.
اطلاعات و راهکارهای ارائهشده در این مقاله، بر پایهی پژوهشها و تجربیات بالینی دکتر امیلی ادلین، روانشناس بالینی با مجوز رسمی و متخصص در حوزه روانشناسی سلامت کودکان و نوجوانان تنظیم شده است.
دکتر ادلین مؤلف کتاب مهم و معتبره «والدینگری حامی استقلال : کاهش فرسودگی والدین و پرورش کودکانی شایسته و با اعتمادبهنفس» است.
برای مدیریت مؤثر رفتارهای تند نوجوان با والدین، بی حوصلگی و بی احترامی شان، ابتدا باید منشاء رفتار را درک کرد.
نباید به این رفتارها لزوماً برچسب «بداخلاقی» یا «بیادبی» ذاتی زد و آن رفتار را به کل شخصیت نوجوان تعمیم داد.
واکنش تند نوجوان را نباید به عنوان یک ویژگی شخصیتی ثابت و عمدی (برچسبزنی) در نظر گرفت، بلکه باید دانست که برخی رفتارها ریشه در فرآیندهای رشدی او دارد."
یکی از اصلیترین دلایل، تغییرات بنیادین در مغز نوجوان است. سیستم لیمبیک، مرکز پردازش هیجانات، تحت تأثیر سیل هورمونهای بلوغ، بسیار فعال و حساس میشود.
در همین زمان، قشر پیشپیشانی مغز که مسئول عملکردهای اجرایی مانند کنترل تکانه، تصمیمگیری منطقی و تنظیم هیجان است، هنوز در حال تکامل است و تا حدود ۲۵ سالگی به بلوغ کامل نمیرسد (Casey, Tottenham, Liston, & Durston, 2005).
این عدم تعادل عصبی، به معنای واقعی کلمه، نوجوان را با "مغزی آتشگرفته" از هیجانات رها میکند، در حالی که ابزارهای مهار این آتش (کنترل تکانه) هنوز به طور کامل توسعه نیافتهاند.
بنابراین، واکنش آنها به یک درخواست ساده ممکن است با شدتی به نظر برسد که کاملاً نامتناسب با محرک است. این یک نقص شخصیتی نیست؛ یک مرحله رشدی عصبی-زیستی است.
نوجوانی، دوره جداییطلبی و تعریف مجدد هویت مستقل از والدین است. بخشی از این فرآیند، شامل "آزمایش مرزها" میشود.
آزمایش مرزها در نوجوان: یک فرآیند ضروری برای رشد هویت و استقلال
این رفتار به هیچ وجه لزوماً به معنای "نافرمانی عمدی" یا "بیاحترامی" نیست.
در واقع، نوجوان در حال انجام یک "کارگاه عملی رشدی" است تا پاسخ چند سؤال اساسی را پیدا کند:
مرزهای رفتاری: "اگر حرف والدینم را گوش ندهم، چه اتفاقی میافتد؟ اگر دیرتر از ساعت مقرر به خانه بیایم، عواقبش چیست؟"
مرزهای عاطفی: "اگر عصبانیت یا ناامیدی شدیدم را نشان دهم، آیا همچنان دوستم دارند؟ تا کجا میتوانم بحث کنم بدون اینکه رابطهمان قطع شود؟"
مرزهای هویتی: "آیا میتوانم عقاید، سلیقه (در پوشش، موسیقی) یا ارزشهای متفاوتی از خانوادهام داشته باشم و همچنان مورد پذیرش باشم؟"
نوجوان در حال تعریف هویت مستقل خود است. او دیگر آن کودک مطیعی نیست که بدون پرسش، دستورات را اجرا میکند. این آزمایش، راهی است برای:
کشف قدرت و اختیار فردی: او میآموزد که انتخابهایش چه نتایجی دارد.
درک ساختار دنیای واقعی: جامعه قوانین و عواقبی دارد. خانواده امنترین محیط برای یادگیری این ارتباط است.
ساختن یک سیستم اخلاقی درونی: از طریق آزمون و خطا، میفهمد که چه چیزهایی از نظر خودش درست یا غلط است، نه فقط از نظر والدین.
تقویت مهارت مذاکره و حل تعارض: بحث کردن با شما (در چارچوب محترمانه)، در واقع تمرین او برای ابراز وجود در دنیای خارج است.
تأخیر عمدی در انجام وظایف (مثل تکالیف یا کارهای خانه) برای دیدن عکسالعمل شما.
چانهزنی طولانی و بحث بر سر قوانین (ساعت بازگشت، استفاده از موبایل).
به چالش کشیدن گفتهها و ارزشهای شما با پرسشهایی مانند "چرا؟"، "چه کسی گفته؟"، "همه دوستانم این کار را میکنند!".
امتحان کردن لحنهای مختلف صدا یا کلماتی که ممکن است مرز ادب را لمس کند.
پوشیدن لباسی که میداند نظر شما را جلب میکند (چه مثبت چه منفی).
واکنش شما، ماده اولیه این کارگاه رشدی است. هدف نه تسلیم کامل است و نه سرکوب شدید.
مرزهای محکم، واضح و ثابت تعریف کنید: نوجوان باید دقیقاً بداند خط قرمزها کجاست. مثلاً: "عصبانیت قابل درک است، اما فریاد زدن و توهین مجاز نیست."
عواقب منطقی و از پیش تعیینشده اعمال کنید: عواقب باید مرتبط با رفتار و متناسب باشد. مثلاً اگر موبایلش را در زمان مقرر تحویل ندهد، مدت استفاده فردا کاهش مییابد.
در برخی مرزها انعطافپذیر و قابل مذاکره باشید: به نوجوان اجازه دهید در برخی حوزهها (مثل سلیقه در دکور اتاق، برنامهریزی برای مطالعه) انتخاب و مسئولیتپذیری را تجربه کند. این به او احساس خودمختاری مثبت میدهد.
بین "شخص" و "رفتار" تفاوت قائل شوید: این پیام را منتقل کنید که: "تو را دوست دارم و میپذیرم، اما این رفتار خاصت را نمیپذیرم." این اصل، امنیت عاطفی را حفظ میکند.
اگر این آزمایشها با رفتارهای پرخطر جدی (مثل مصرف مواد، خشونت، قانونشکنی)، دروغگویی مداوم یا انزوا و افت شدید عملکرد همراه شود، دیگر یک مرحله رشدی ساده نیست و میتواند نشانه مشکلات عمیقتر یا نیاز به کمک تخصصی باشد.
پارادوکس اینجاست که اغلب، نوجوانان بدترین رفتارهای خود را در امنترین محیط یعنی خانه و در مقابل والدین بروز میدهند.
دلیل این امر، احساس ایمنی عمیقی است که کودک در طول سالها از عشق بیقید و شرط والدین دریافت کرده است. آنها میدانند (یا امیدوارند) که محبت والدین، مشروط به رفتار خوب نیست.
لیزا دامور، روانشناس و نویسنده کتاب پرفروش "جداشده" (Untangled)، نگاه جالبی ارائه میدهد. او معتقد است نوجوانی که آشکارا بحث و مخالفت میکند، در حقیقت احساس امنیت میکند که عقیده خود را بیان کرده و برای دیدگاهش مبارزه کند، بدون اینکه بیم از دست دادن عشق والدین را داشته باشد (Damour, 2016).
در مقابل، نوجوانان به ظاهر مطیعتر، ممکن است تمایل بیشتری به شورش پنهان و رفتارهای پرخطری داشته باشند که خارج از دید والدین رخ میدهد.
بنابراین، یک نوجوان "بحثکننده" ممکن است نشاندهنده یک دلبستگی ایمن و مسیر سالمی به سمت استقلال باشد.
درک دلایل، به معنای پذیرش بیقید و شرط تمامی رفتارها نیست. میتوان همدلی عمیقی با هیجانات طوفانی نوجوان داشت و هم مرزهای مشخصی برای رفتارهای قابل قبول تعریف کرد.
در یک لحظه آرام و غیرمتعارض، با نوجوان خود گفتوگو کنید. هدف، سرزنش نیست، بلکه مشارکت برای حل مسئله است.
مسئله را تعریف کنید: "به نظر میرسه وقتی ازت میخوام اتاقت رو مرتب کنی، خیلی عصبانی میشی."
پیامدها را شرح دهید: "این حالت باعث استرس برای من و تو میشه و فضای خانه رو متشنج میکنه."
انگیزه تغییر را پیدا کنید: "دوست داری کمتر با هم بحث کنیم؟"
جایگزین پیشنهاد دهید: "به جایی که در رو ببندی، میتونی بگی: 'مامان، الان حوصله ندارم، میتونم بعد از تموم کردن این قسمت انجامش بدم؟'"
نوجوانان نیازمند راهکارهای عملی برای آرامسازی خود در لحظه هیجانی هستند. با همفکری، یک لیست بصری از این راهکارها تهیه کنید و در اتاقش نصب نمایید:
فعالیت بدنی: پیادهروی تند، دویدن، ورزش.
تغییر کانون توجه: گوش دادن به موسیقی، نقاشی کشیدن، خواندن کتاب.
ابراز وجود کلامی: نوشتن در دفتر خاطرات، صحبت با یک دوست قابل اعتماد.
تکنیکهای آرامسازی: تنفس عمیق دیافراگمی، مدیتیشن کوتاه.
هدف، ایجاد وقفه بین محرک و واکنش است تا فضایی برای انتخاب پاسخ مناسبتر فراهم شود.
همدلی با هیجانات نوجوان نباید به معنای حذف قوانین و مسئولیتها باشد. انتظارات رفتاری باید شفاف، ثابت و محترمانه باقی بمانند:
احترام متقابل: "میتونی عصبانی باشی، اما حق توهین و فریاد زدن رو نداری."
مسئولیتپذیری: کمک در امور خانه، مدیریت تکالیف، رعایت قوانین خانواده.
پیامدهای منطقی: اگر رفتار نامناسبی رخ داد، پیامد آن باید متناسب، از پیش تعیینشده و کوتاهمدت باشد (مثلاً محرومیت موقت از گوشی همراه به جای تنبیه طولانیمدت).
تمایز بین "نوجوانی طبیعی چالشی" و "مشکل روانشناختی نیازمند مداخله" حیاتی است. در صورت مشاهده علائم زیر، مراجعه به یک روانشناس یا روانپزشک متخصص نوجوان توصیه میشود:
تحریکپذیری و زودرنجی: که تقریباً تمام اوقات روز و در تمام موقعیتها غالب است.
بیلذتی (آنهدونیا): عدم علاقه و لذت از فعالیتهایی که قبلاً برای نوجوان لذتبخش بودند.
تغییرات قابل توجه: در الگوی خواب (بیخوابی یا پرخوابی مفرط)، اشتها (کاهش یا افزایش شدید) یا وزن.
انزوا و کنارهگیری اجتماعی: قطع ارتباط با دوستان و علاقه به تنها بودن.
گزارش افکار خودآزاری یا خودکشی:یک ارزیابی تخصصی میتواند مشخص کند که آیا علائم، بخشی از یک اختلال زمینهای مانند افسردگی نوجوانی، اختلالات اضطرابی یا دیگر موارد است یا خیر. مداخله بهموقع، کلید بهبود است.
مواجهه با رفتارهای تند نوجوان، آزمونی برای صبر و حکمت والدین است. این دوره، یک "مرحله گذار" ضروری است که در آن نوجوان یاد میگیرد هیجانات پیچیده خود را در بستری امن مدیریت کند.
والدین با ترکیب سه عنصر همدلی (برای درک طوفان درونی)، آموزش (ارائه ابزار تنظیم هیجان) و رهبری (تعیین مرزهای محکم و محترمانه)، میتوانند نه تنها از این چالشها عبور کنند، بلکه رابطهای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل را برای سالهای آینده بنا نهند.
به یاد داشته باشید، این طوفانها موقتی است، اما مهارتهای زندگی که شما در این بستر به نوجوان خود میآموزید، مادامالعمر با او خواهند ماند.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@