روزنامه شرق نوشت: رئیسجمهوری آمریکا به کنگره خبر داده پیشنویس توافق همکاری هستهای با عربستان سعودی میتواند بدون برخی محدودیتهای سختگیرانه منع اشاعه جلو برود. اگر این توافق تا روز یکشنبه رسما به کنگره ارسال شود، کنگره ۹۰ روز فرصت دارد درباره تأیید یا رد آن تصمیم بگیرد. در این میان، ماجرا فقط نیروگاه و برق نیست؛ جنس ریسک از جای دیگری میآید.
پیشنویس «توافق ۱۲۳» به جای ممنوعکردن روشنِ غنیسازی و بازفراوری در خاک عربستان، از «اقدامهای تکمیلی پادمانی و راستیآزمایی» در حوزههای حساس حرف میزند؛ همان جایی که مرز برنامه صلحآمیز و ظرفیت نظامی، بیشتر سیاسی است تا فنی. در ادبیات واشنگتن، توافق ۱۲۳ کلید قانونی هر نوع انتقال فناوری هستهای است.
به نوشته رویترز، متن پیشنویس تأکید میکند پادمانها «حفظ» میشوند، اما در بخشهای حساس، از ممنوعیت خبری نیست و همهچیز به بستههای «تکمیلی» حواله میشود؛ بستههایی که قرار است غنیسازی، ساخت سوخت و بازفراوری را تحت نظارت و راستیآزمایی نگه دارد، نه اینکه اساسا جلویشان را بگیرد.
غنیسازی یعنی بالابردن درصد ایزوتوپ اورانیوم و بازفراوری یعنی جداکردن پلوتونیوم از سوخت مصرفشده. هر دو برای تولید برق هم کاربرد دارند، اما زیرساخت و دانششان همان چیزی است که با یک تصمیم سیاسی میتواند به مسیر نظامی نزدیک شود.
دولتهای قبلی آمریکا، چه دموکرات چه جمهوریخواه، معمولا میگفتند عربستان باید از غنیسازی و بازفراوری داخلی صرفنظر کند؛ به عبارت دیگر«فناوری میدهم، اما مسیرهای انحراف به سمت سلاح را میبندم». آسوشیتدپرس یادآوری میکند اصلِ ایده همکاری هستهای با ریاض فقط مختص ترامپ نیست و دولت جو بایدن هم دنبال توافق غیرنظامی بوده، اما نقطه اختلاف، همین بندهای پادمانی است.
کلسی داونپورت، مدیر سیاست منع اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات، به آسوشیتدپرس گفته همکاری هستهای میتواند ابزار افزایش شفافیت باشد، اما متن بندها تعیین میکند توافق «حفاظ» است یا «در نیمهباز». دولت ترامپ میگوید آمریکا و عربستان با آژانس بینالمللی انرژی اتمی وارد ترتیبات پادمانی میشوند و «حساسترین حوزهها» زیر نظارت قرار میگیرد.
منتقدان اما میگویند وقتی حق غنیسازی روی میز باشد، پادمانها بیشتر سرعت و شفافیت را تنظیم میکنند، نه اصل مقصد را. حتی همان گزارشها هم تأکید میکنند غنیسازی بهتنهایی و خودبهخود مسیر را به سلاح نمیرساند؛ کشور باید گامها و تواناییهای دیگری مثل طراحی مسیر تسلیحاتی را هم در اختیار داشته باشد. مشکل اینجاست که غنیسازی، دری سخت را باز میکند و از آن به بعد، مهار پرونده بیش از قبل به اعتماد سیاسی وابسته میشود.
لایه بعدی، چالش نظارت و بازرسی است. طبق روایت رویترز، دولت ترامپ در ماه نوامبر 2025 یک گزارش اولیه به رهبران کنگره داده؛ گزارشی که اهمیتش وقتی بالا میرود که واشنگتن دنبال «پروتکل الحاقی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی نرود. فقدان پروتکل الحاقی به معنی دسترسی گستردهتر بازرسان و امکان بازرسیهای سرزده در سایتهای اعلامنشده به این معنی است که اتکای بیشتر به تعهدات سیاسی و گزارشدهیهای محدودتر است.
اگر توافق رسما ارسال شود، کنگره ۹۰ روز زمان دارد جلویش را بگیرد. اما قانون کنگره یک پیچ حقوقی دارد. توافق خودبهخود اجرا میشود، مگر اینکه هم سنا و هم مجلس نمایندگان قطعنامه رد آن را تصویب کنند.
همین سازوکار، از دید منتقدان، آزمون واقعی «اختیار کنگره» در همکاری هستهای است. آیا نمایندگان حاضرند هزینه سیاسیِ مقابله با یک معامله بزرگ را بدهند یا نه، آن هم وقتی کاخ سفید آن را ذیل «منافع امنیت ملی و صنعتی آمریکا» تعریف میکند. دولت ترامپ برای این چرخش، استدلال اقتصادی هم دارد.
آسوشیتدپرس نوشته کاخ سفید دنبال حدود ۲۰ قرارداد تجاری هستهای در جهان است و پرونده عربستان میتواند میلیاردها دلار ارزش داشته باشد. در بازاری که چین، فرانسه، روسیه و کره جنوبی فروشندگان جدی فناوری نیروگاهی محسوب میشوند، وسوسه سهمگیری برای صنعت آمریکا قابل فهم است. منتقدان اما میگویند اگر امروز برای عربستان استثنا بسازید، فردا کشور دیگری هم نسخه مشابه میخواهد و هنجارها از بین میروند. در این میان، نمونه امارات متحده عربی دوباره به میان میآید.
امارات با توافق ۱۲۳ جلو رفت و نیروگاه «براکه» را ساخت، اما داوطلبانه از غنیسازی صرفنظر کرد؛ چیزی که متخصصان منع اشاعه سالها «استاندارد طلایی» میخواندند. تفاوت در دو مسیر، برای کشورهایی که دنبال فناوری هستهای هستند، پیامی روشن دارد: شرطها قابل مذاکرهاند و این همان چیزی است که میتواند قواعد بازی را فرسوده کند.
در خاورمیانه، مسئله ایران همهچیز را حساستر میکند. محمد بنسلمان در سال ۲۰۲۳ گفته بود اگر ایران بمب اتم بسازد، عربستان هم به دنبال آن میرود. آسوشیتدپرس یادآوری میکند ایران تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی کرده؛ فاصلهای کوتاه تا سطح ۹۰ درصد. غرب و آژانس ادعا کردهاند که ایران تا سال ۲۰۰۳ یک برنامه سازمانیافته نظامی مخفی داشته، هرچند تهران بر صلحآمیز بودن برنامهاش پافشاری میکند و به «ممنوعیت بمب اتمی در گفتمان سیاسیاش» اشاره میکند.
به نوشته رویترز، ترامپ تهدید کرده اگر با ایران به توافق تازه نرسد، گزینه نظامی را روی میز نگه میدارد و تهران هم در ماههای اخیر و با بالاگرفتن تنش با ادبیاتی مشابه پاسخ داده است. در چنین فضایی، هر امکان فنی برای غنیسازی در عربستان، برای تهران و دیگر پایتختها معنای امنیتی پیدا میکند، چون بحث دیگر «نیت امروز» نیست، بلکه «ظرفیت فردا»ست.
نکته نگرانکننده دیگر، این است که عربستان و پاکستان، کشور دارای سلاح هستهای اخیرا پیمان دفاعی متقابل امضا کردهاند و وزیر دفاع پاکستان هم گفته است که برنامه هستهای کشورش در صورت نیاز «در دسترس» عربستان خواهد بود؛ جملهای که در منطقه مثل یک آژیر خاموش عمل میکند. این روایت، حساسیت را از سطح فنی به سطح بازدارندگی میبرد و واکنش بازیگران منطقهای را پیچیدهتر میکند.
تحولات جهانی هم مسیری نگرانکننده دارند. اوایل ماه فوریه آخرین پیمان محدودسازی تسلیحات راهبردی میان آمریکا و روسیه منقضی شد و نگرانیها نسبت به از سر گرفتهشدن مسابقه تسلیحاتی بالا گرفت؛ چین هم در حال گسترش زرادخانه هستهای خود است. در چنین وضعیتی، هر عقبنشینی از استانداردهای منع اشاعه، به مخالفان توافق یک استدلال اضافه میدهد آن هم این است که نباید کوتاه آمد.
البته توافق پیشنهادی میان آمریکا و عربستان هنوز حکم نهایی نیست، اما جهت حرکت را نشان میدهد. اگر کنگره نتواند یا نخواهد آن را متوقف کند، دولت ترامپ باید بهروشنی توضیح دهد چه محدودیتهایی جایگزین ممنوعیتهای صریح شده است، راستیآزمایی دقیقا چگونه انجام میشود و چرا این استثنا، به الگویی تازه برای دیگر کشورها تبدیل نخواهد شد.