صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۴۳۲۰۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۸ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - 21 February 2026

تحلیلگر آمریکایی: ترامپ باید از تهدید حمله به ایران عقب بنشیند و قمار نکند

طرفداران جنگ، واشنگتن را با وجود فقدان یک پایان مشخص، به سمت اقدام نظامی علیه ایران سوق می‌دهند...پنجره ترامپ برای تغییر مسیر به سرعت در حال بسته شدن است - او باید از لبه پرتگاه عقب‌نشینی کند و از یک جنگ منطقه‌ای فاجعه‌بار دیگر جلوگیری کند.

"جان هافمن" تحلیلگر سیاست خارجی در موسسه "کاتو" آمریکا و استاد علوم سیاسی دانشگاه "جورج میسون" با نگارش مقاله ای تحت عنوان" ایران و تداوم شکست ایالات متحده در خاورمیانه" به دولت ترامپ بابت ماجراجویی نظامی کم فایده و پرهزینه علیه ایران هشدار داده و تاکید کرده ترامپ نباید با فشارهای نتانیاهو بر سر آغاز یک جنگ بدون پایان علیه ایران، قمار کند.

به گزارش عصرایران، این تحلیلگر آمریکایی نوشته است:

پس از دستور افزایش شدید نیروها و ادوات نظامی آمریکا در خاورمیانه، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ قصد آغاز جنگ با ایران را دارد - جنگی که پنتاگون پیش‌بینی می‌کند می‌تواند هفته‌ها، اگر نگوییم ماه‌ها، طول بکشد. دولت هیچ دلیل روشنی برای جنگ ارائه نکرده است، در عوض روایت‌های متغیر را به یک مسیر عمدتا از پیش تعیین شده پیوند زده است، زیرا طرفداران جنگ، واشنگتن را با وجود فقدان یک پایان مشخص، به سمت اقدام نظامی سوق می‌دهند.

ادامه این مسیر، خطر تکرار شکست‌های مداخلات نظامی گذشته ایالات متحده در خاورمیانه را به همراه دارد. پنجره ترامپ برای تغییر مسیر به سرعت در حال بسته شدن است - او باید از لبه پرتگاه عقب‌نشینی کند و از یک جنگ منطقه‌ای فاجعه‌بار دیگر جلوگیری کند.

 

هیچ توجیه مشخصی برای سرعت گرفتن ایالات متحده به سمت جنگ با ایران وجود ندارد اما طرفداران اقدام نظامی، به امید جلب حمایت برای یک دستور کار ثابت که به دنبال رویارویی با ایران بدون تایید کنگره هستند، به فشارهای خود ادامه می‌دهند.

نخست، لزوم هدف قرار دادن برنامه هسته‌ای ایران بود که اطلاعات ایالات متحده بارها ارزیابی کرده است که با وجود ادعاهای مکرر خلاف آن، مربوط به تسلیحات نیست. ژوئن گذشته، ترامپ این ارزیابی‌ها را نادیده گرفت و 3 تاسیسات هسته‌ای ایران در نطنز، اصفهان و فردو را بمباران کرد و پس از آن بلافاصله ادعا کرد که این حملات برنامه هسته‌ای ایران را "به طور کامل و مطلق نابود کرده است" - ادعایی که هم توسط نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده و هم توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) رد می‌شود.

سپس، روایت به هدف قرار دادن ذخایر موشک‌های بالستیک ایران تغییر یافت و بعد به سرعت به سمت لزوم محافظت از "معترضان ایرانی" پس از وقوع یک ناآرامی گسترده در سراسر کشور، تغییر جهت داد. اکنون، ترامپ دوباره برنامه هسته‌ای ایران را به عنوان توجیهی برای اقدام نظامی بیشتر - علیرغم ادعای نابودی آن - مطرح می‌کند، بدون اینکه هیچ مدرکی دال بر تهدید قریب‌الوقوع برای ایالات متحده ارائه دهد.

نقش لابی صهیونیستی و نتانیاهو

این تلاش‌ها برای توجیه، بخشی از یک پویایی بسیار بزرگتر است. دهه‌ها سکون سیاسی و منافع خاص، واشنگتن را به این سمت سوق می‌دهد. در مرکز این حرکت، اسرائیل، به ویژه بنیامین نتانیاهو قرار دارد. نتانیاهو بیش از 3 دهه است که هشدار داده است که سلاح هسته‌ای ایران قریب‌الوقوع است و بارها واشنگتن را برای مقابله نظامی با تهران تحت فشار قرار داده است. اسرائیل در طول نزدیک به 2 سال و نیم سال از حمله 7 اکتبر 2023، جنگ اسرائیل در غزه و عملیات‌های بعدی اسرائیل که شرکای منطقه‌ای تهران و جمهوری اسلامی را مستقیما هدف قرار داده است، ضرباتی به موقعیت استراتژیک ایران وارد کرده است.

نتانیاهو به محض روی کار آمدن ترامپ، او را به وارد کردن ضربه نهایی به ایران ترغیب کرد. پس از مقاومت اولیه، مذاکرات ترامپ با ایران متوقف شد، که دلیل اصلی آن پذیرش درخواست سمی نتانیاهو مبنی بر عدم غنی‌سازی داخلی توسط دولت بود. با به بن‌بست رسیدن مذاکرات، نتانیاهو در ژوئن سال گذشته "جنگ ۱۲ روزه" را آغاز کرد، به این امید که این امر باعث دخالت عمیق‌تر نظامی ایالات متحده شود و همانطور که اسناد فاش شده نشان می‌دهد، به هدف دیرینه او یعنی تغییر رژیم به رهبری ایالات متحده منجر شود. او با بمباران 3 تاسیسات هسته‌ای موفق شد ترامپ را به این جنگ بکشاند، اما نتوانست او را متقاعد کند که جمهوری اسلامی را از بین ببرد.

اکنون، نتانیاهو و متحدانش در واشنگتن، ترامپ را تحت فشار قرار می‌دهند تا با استناد به طیف کاملی از توجیهات ذکر شده در بالا، به دنبال هدف نهایی خود برای سرنگونی دولت تهران باشد. پیروی از نتانیاهو، خطر گرفتار کردن ایالات متحده در تشدید تنش با ایران را برای تسهیل جاه‌طلبی‌های حداکثری او به قیمت منافع آمریکا به همراه دارد.

ادامه اقدام نظامی بدون هیچ توجیه معتبر یا پایان بازی مشخص، یک قمار بی‌ملاحظه است و خطر غرق کردن ایالات متحده در یک جنگ فاجعه‌بار دیگر در خاورمیانه را به همراه دارد. این یک جنگ بی‌دلیل عمدتا به نمایندگی از یک کشور خارجی خواهد بود - اما برای چه هدفی؟ قدرت هوایی به تنهایی برای فروپاشی رژیم کافی نیست و کسانی که ایالات متحده را به سمت اقدام نظامی سوق می‌دهند، احتمالا وقتی نتایج سریع دست نیافتنی باشند، ترامپ را برای گسترش درگیری تحت فشار قرار خواهند داد.

بعید است که اقدامات تنبیهی باعث شود تهران در مذاکرات بر سر مسائلی که همواره تاکید کرده غیرقابل مذاکره هستند، به ترامپ امتیاز دهد. همچنین هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد حملات آمریکا/ اسرائیل، جنبش اعتراضی در داخل ایران را احیا کرده و آن را تا نقطه سرنگونی موفقیت‌آمیز رژیم تقویت کند، یا به چیزی غیر از آشفتگی داخلی منجر شود. واشنگتن با در نظر گرفتن اقدام نظامی به عنوان یک هدف، خطر درگیری بی‌پایان را بدون هیچ استراتژی خروج روشنی به جان می‌خرد.

فشار برای جنگ با ایران با سطح واقعی خطری که ایران برای ایالات متحده ایجاد می‌کند - که حداقل است - همخوانی ندارد. تهدیدی که از سوی ایران برای منافع آمریکا ایجاد می‌شود، دهه‌هاست که در داخل واشنگتن به شدت بزرگنمایی شده است. قابلیت‌های محدود نظامی و اقتصادی تهران، توانایی آن را برای آسیب رساندن معنادار به منافع ایالات متحده در خاورمیانه - چه رسد به خارج از منطقه - محدود می‌کند. این بدان معنا نیست که ایران بی‌دفاع است - این کشور توانایی آسیب رساندن به ایالات متحده را در صورت رویارویی نظامی، به ویژه علیه تقریبا 40 هزار نیروی آمریکایی پراکنده در منطقه، حفظ می‌کند. اما چنین رویارویی برای محافظت از منافع ایالات متحده ضروری نیست. ایران فقط به دلیل حضور نظامی غیرسازنده خود، مشارکت‌های منطقه‌ای ناکارآمد و سایر سیاست‌های منحرف در خاورمیانه، برای ایالات متحده اهمیت دارد.

موقعیتی که ایالات متحده خود را در آن می‌بیند، محصول خودساخته‌اش است. این بحرانی است که از انتخاب ناشی می‌شود، نه از ضرورت. ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا مردم آمریکا را به یک جنگ بالقوه دائمی دیگر در خاورمیانه متعهد کند یا قبل از اینکه خیلی دیر شود، مسیر خود را تغییر دهد.

 

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200