بعضی از این فیلمها دارای پیچشهایی هستند که ماهیت یک شخصیت را بهطور کامل بازتعریف میکنند، تغییر ناگهانی و شدیدی در لحن داستان ایجاد میکنند یا اتفاقات قبلی را از زاویهای تازه معنا میکنند؛ نتیجه، پایانی نفسگیر و شوکهکننده است که تقریباً هیچکس قادر به پیشبینی آن نیست. هرچند آثار ارزشمند زیادی در ژانر معمای قتل ساخته شده، اما این فیلمهای هیجانانگیز با پیچشهای داستانی درخشانشان، از بزرگترین غافلگیریها را برای مخاطب رقم میزنند.
به گزارش گیمفا، «هویت» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی جیمز منگولد است که داستان ۱۰ غریبه را روایت میکند؛ افرادی که در جریان یک طوفان، ناچار میشوند در یک متل فرسوده اقامت کنند و سپس یکییکی به قتل میرسند. فراتر از فضای خفقانآوری که با پیشرفت داستان پررنگتر میشود و همچنین گروه بازیگران درخشانش، «هویت» انتخابی ایدهآل برای طرفداران معماست که میخواهند قدرت حدس و تحلیل خود را به چالش بکشند.
در ابتدا، ماجرا چیزی بیش از زنجیرهای از اتفاقات بههمپیوسته و ادای احترامی به رمان «و سپس هیچکدام باقی نماندند» اثر آگاتا کریستی به نظر نمیرسد، اما فیلم در پایان بهطرزی حسابشده اوج میگیرد و با یکی از بزرگترین پیچشهای داستانی، مخاطب را کاملاً غافلگیر میکند. این بازتعریف هیجانانگیز از کل روایت، «هویت» را به گزینهای عالی برای تماشاگرانی تبدیل میکند که دوست دارند حسابی شوکه و متحیر شوند.
«چاقوکشی» یک فیلم معمایی-کارآگاهی با سبک بصری رنگارنگ و مقدار قابلتوجهی طنز سیاه است که با مهارت از فلشبکها استفاده میکند و تماشاگر را درگیر میکند تا خودش برای حل پرونده تلاش کند. در این فیلم، کارآگاه بنوا بلانک با بازی دنیل کریگ مأمور تحقیق درباره مرگ یک نویسنده مشهور به نام هارلن ترومبی با بازی کریستوفر پلامر میشود؛ مردی که در اتاقی ظاهراً دربسته مرده پیدا شده است.
نهتنها صحنه جرم پرونده را پیچیدهتر میکند، بلکه فهرست بلندبالای وارثان مقتول هم ماجرا را دشوارتر میسازد. بنوا با کمک پرستار ترومبی شروع میکند قطعات پازل را کنار هم گذاشتن و همزمان انگیزههای تکتک شخصیتها را بررسی میکند؛ درست مثل یک بازی «کلو» که جان گرفته باشد. با این حال، «چاقوکشی» با پیچشهای داستانی غیرمنتظرهاش، انتظارات مخاطب را به هم میریزد و درک او از حقیقت ماجرا را کاملاً تغییر میدهد.
این فیلم که در آرژانتین دهه ۷۰ میلادی جریان دارد، اثری برنده جایزه اسکار است که فراتر از یک داستان جنایی، یک روایت عاشقانه نامتعارف را با پیامدهای عدالت و انتقام در هم میآمیزد. داستان درباره بنجامین اسپوسیتو است؛ مردی که تصمیم میگیرد درباره پرونده یک قتل وحشیانه که بیست سال پیش زندگی او و اطرافیانش را برای همیشه تغییر داد، رمانی بنویسد.
تلاش بنجامین برای پیدا کردن قاتل نهتنها تماشاگر را در تعلیق نگه میدارد، بلکه فیلم با به تصویر کشیدن یک سیستم فاسد و فضای سیاسی آن دوران، سرشار از نقدهای اجتماعی نیز هست. «راز چشمانشان» همزمان آزاردهنده و تأثیرگذار است. هرچند ریتمی آرام دارد، اما با افشاگریهای بزرگ و تکاندهندهاش، در نهایت مخاطب را شگفتزده و مبهوت خواهد کرد.
هرچند در نگاه اول ممکن است فقط داستان یک سرقت نهایی به نظر برسد که به شکلی فاجعهبار از کنترل خارج شده، اما «مظنونین همیشگی» عمداً مخاطب را گمراه میکند. فیلم با صحنهای آغاز میشود که چندین جسد و یک چهره مرموز را روی اسکله نشان میدهد، سپس روایت به شش هفته قبل بازمیگردد و ماجرا را از زاویه دید خلافکاران دنبال میکند؛ روایتی که کمکم به پازلی تصویری پر از سرنخ تبدیل میشود و بهتدریج شدت و هیجان آن افزایش مییابد.
فیلم سرشار از تعلیق، بازیهای درخشان و روایتی پیچیده است؛ جایی که تحقیقات پلیس به شبکهای از جنایت گره میخورد که به شکلی استادانه زیر سایه شخصیتی مرموز تنیده شده؛ شخصیتی که گویی تجسم خود «فرشته مرگ» است. با یکی از بهترین دیالوگهای پایانی سالهای اخیر سینما، «مظنونین همیشگی» یک تریلر تماشایی و ضروری برای هر علاقهمند این ژانر محسوب میشود.
«مادر» به کارگردانی بونگ جون-هو (کارگردان «انگل») داستان مادری تنها را روایت میکند که دست به تحقیق میزند تا بیگناهی پسر کمتوان ذهنیاش را ثابت کند؛ پسری که به قتل یک دختر جوان متهم شده است. فیلم مجموعهای از احساسات و تأملات عمیق را به مخاطب منتقل میکند و در کنار آن، رگههایی از طنز سیاه و لحظات غیرمنتظرهای دارد که مانند سطلی آب سرد ناگهان بر سر تماشاگر ریخته میشود.
این جستوجو برای کشف حقیقت، بهانهای است برای ترسیم پرترهای صمیمی از جامعهای طبقاتی و سرشار از بیعدالتی؛ در عین حال، فیلم تصویری قدرتمند از عشق و فداکاری یک مادر ارائه میدهد و نشان میدهد انسان تا کجا میتواند برای کسانی که دوستشان دارد پیش برود. «مادر» لبریز از احساس است و بهخوبی میداند چگونه مخاطب را وادار کند با شخصیتها همدلی کند؛ چه در روشنایی و چه در تاریکی تصمیمهایشان.
«دختر گمشده» به کارگردانی بینقص دیوید فینچر یکی از ماندگارترین تریلرهای سالهای اخیر است. داستان درباره نیک دان با بازی بن افلک است که پس از اعلام ناپدید شدن همسرش، خودش به مظنون اصلی قتل او تبدیل میشود. فیلم نهتنها بازی خیرهکنندهای از رزمند پایک ارائه میدهد، بلکه اثری جسورانه و مسحورکننده است که مخاطب را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.
در طول داستان، نقاب یک ازدواج ظاهراً بینقص کمکم فرو میریزد و نیک هرچه بیشتر گناهکار به نظر میرسد. اما وقتی زاویه دید روایت تغییر میکند، تماشاگر دیگر نمیداند چه چیزی را باید باور کند. پیچش شوکهکننده فیلم همان عاملی است که جایگاه «دختر گمشده» را بهعنوان یک شاهکار تثبیت کرده؛ اثری که بیش از یک دهه پس از اکرانش همچنان دربارهاش صحبت میشود.
«ممنتو» یکی از تحسینشدهترین آثار کریستوفر نولان است؛ یک فیلم نوآر پیچیده که در آن تماشاگر باید در میان خاطرات آشفته مردی مبتلا به فراموشی کوتاهمدت حرکت کند؛ مردی که میخواهد بفهمد چه کسی همسرش را به قتل رسانده است. در فیلم، لئونارد با بازی گای پیرس از مجموعهای از خالکوبیها روی بدنش بهعنوان سرنخ استفاده میکند تا حقیقت پشت این قتل را کنار هم بگذارد.
روایت تکهتکه و جابهجاییهای زمانی فیلم، مخاطب را کاملاً سردرگم میکند. هر افشاگری و هر پیچش در معمای مرگ همسرش، با مهارتی تحسینبرانگیز در دل داستان تنیده شده، بهطوری که تماشاگر نمیداند کدام رویداد واقعی است و کدام نه؛ تا جایی که حتی درک و برداشت خودش را هم زیر سؤال میبرد و کمکم به لایههای پیچیده ذهن لئونارد نزدیک میشود.
با این حال، همین ویژگیها «ممنتو» را به تجربهای مسحورکننده و بهشدت درگیرکننده تبدیل کرده و آن را به اثری ضروری برای علاقهمندان فیلمهای غیرمتعارف بدل میکند. هرچه جستوجوی بیامان لئونارد برای انتقام در پایان داستان پیچیدهتر و تاریکتر میشود، پیچش نهایی تکاندهنده فیلم قطعاً مخاطب را با دهانی باز و ذهنی درگیر رها خواهد کرد.