صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۴۴۹۵۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲:۵۶ - ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - 26 February 2026

اتفاقا این سکوت سلبریتی‌ها بد هم نیست ...

در ایران سلبریتی یا فرد معروف نه ‌فقط بازیگر، ورزشکار یا خواننده و ... است بلکه کنشگری اجتماعی تلقی می‌شود که از او انتظار می‌رود نسبت به مسائل روز واکنش نشان دهد. 

عصر ایران ؛ نهال موسوی - در سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی به بخش جدایی ‌ناپذیر از زندگی روزمره انسان معاصر تبدیل شده‌ است، فضایی که در آن مرز میان امر شخصی و عمومی، حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای، و حتی واقعیت و نمایش، بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است.

در سایر کشورهای جهان، سلبریتی‌ها از این فضا بیشتر به عنوان ابزاری برای معرفی برندینگ شخصی، تبلیغات تجاری و مدیریت تصویر عمومی استفاده می‌کنند. 

اما در ایران، به دلایل تاریخی، اجتماعی و سیاسی، صفحات شبکه‌های اجتماعی افراد مشهور کارکردی متفاوت پیدا کرده است، کارکردی که آنها را از مثلا «ویترین تبلیغاتی» به «تریبون‌های شخصی و گاه سیاسی» تبدیل کرده است.

در این چارچوب، سلبریتی یا فرد معروف ایرانی نه ‌فقط بازیگر، ورزشکار یا خواننده و ... است بلکه کنشگری اجتماعی تلقی می‌شود که از او انتظار می‌رود نسبت به مسائل روز واکنش نشان دهد. 

این انتظار، گاه از دل کمبود نهادهای مرجع و رسانه‌های مورد اعتماد شکل می‌گیرد، جایی که بخشی از جامعه، صدای خود را در صدای افراد مشهور جست‌وجو می‌کند. به همین دلیل، صفحه اینستاگرام یا توییتر یک چهره مطرح، می‌تواند به محلی برای بیان مواضع سیاسی، دغدغه‌های اجتماعی، روایت‌های شخصی از رخدادها و حتی اعتراض تبدیل شود.

این وضعیت، بدون تردید پیامدهای مثبتی داشته است. از جمله می‌توان به افزایش حساسیت عمومی نسبت به برخی مسائل اجتماعی، شکستن سکوت درباره موضوعات کمتر مورد توجه نهادهای رسمی، یا جلب توجه افکار عمومی به بحران‌هایی اشاره کرد که شاید در رسانه‌های رسمی کمتر بازتاب یافته‌اند. 

حضور سلبریتی‌ها در این عرصه، گاهی اوقات باعث شده موضوعی حاشیه‌ای به مسئله‌ای ملی تبدیل شود و فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی افزایش یابد. از این منظر، شبکه‌های اجتماعی سلبریتی‌ها را می‌توان نوعی «رسانه جایگزین» دانست که خلاهای موجود در سیستم اطلاع ‌رسانی را - هرچند ناقص و ناپایدار - پر می‌کند.

اما روی دیگر سکه، به همان اندازه قابل تامل است. نخست آنکه سلبریتی الزاما متخصص، تحلیل‌گر یا صاحب دانش عمیق در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی نیست. 

بیان نظر شخصی، وقتی از سوی فردی با میلیون‌ها دنبال‌کننده مطرح می‌شود، می‌تواند تاثیری بسیار فراتر از وزن واقعی آن نظر داشته باشد. این عدم تناسب میان «میزان نفوذ» و «سطح تخصص» گاه به ساده‌ سازی مسائل پیچیده، دوقطبی‌سازی افکار عمومی و گسترش هیجان به جای تعقل می‌انجامد.

دوم آنکه منطق شبکه‌های اجتماعی، منطق دیده‌شدن و واکنش سریع است. سلبریتی‌ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند. فشار برای موضع‌گیری فوری، انتشار استوری‌ها و پست‌های احساسی، و رقابت برای جلب توجه، می‌تواند کیفیت گفت‌وگو را به شدت کاهش دهد.

 در چنین فضایی، مرز میان کنش آگاهانه و واکنش هیجانی باریک می‌شود و گاه حتی نیت‌های خیرخواهانه، به نتایجی معکوس می‌انجامد.

کاهش فعالیت سلبریتی‌ها در ماه‌های اخیر، پرسشی جدی را پیش می‌کشد: آیا این سکوت نسبی، وضعیت بهتری ایجاد کرده است؟ 

پاسخ به این پرسش، یک «بله» یا «خیر» ساده نیست. از یک طرف، کاهش هیاهوی سلبریتی ‌محور می‌تواند فرصتی برای بازگشت عقلانیت، تعمیق تحلیل‌ها و تقویت نقش کارشناسان و نهادهای مدنی باشد. شاید جامعه، کمتر اسیر موج‌های احساسی شود و بیشتر به دنبال منابع معتبر و تحلیل‌های عمیق‌تر برود.

از سوی دیگر، این سکوت می‌تواند به معنای از دست رفتن یکی از معدود کانال‌های بیان غیررسمی و عمومی باشد. در شرایطی که همچنان محدودیت‌هایی برای گردش آزاد اطلاعات وجود دارد.

 کم‌رنگ‌شدن صدای سلبریتی‌ها حتما به پررنگ ‌شدن صدای کارشناسان مستقل و موجه نمی‌انجامد، حتی ممکن است به خلا و بی‌صدایی بیشتر منجر شود. بنابراین، مسئله اصلی «حضور» یا «غیبت» سلبریتی‌ها نیست، بلکه «چگونگی حضور» آن‌هاست. 

اگر افراد مشهور نقش خود را نه به‌عنوان مرجع مطلق، بلکه به‌عنوان شهروندانی با تریبونی بزرگ‌تر درک کنند، اگر میان اظهار نظر شخصی و تحلیل تخصصی تمایز قائل شوند و اگر مخاطبان نیز با نگاهی انتقادی و نه مریدانه به این صفحات بنگرند، شبکه‌های اجتماعی می‌توانند کارکردی سازنده‌تر بیابند.

شاید سکوت موقت سلبریتی‌ها فرصتی باشد برای بازنگری جمعی. هم برای آنان که به تاثیر کلمات خود می‌اندیشند، و هم برای جامعه‌ای که باید بیاموزد مسئولیت فهم و قضاوت را تماما بر دوش چهره‌های مشهور نگذارد.

در چنین نگرشی، نه افراط در سلبریتی ‌محوری مطلوب است و نه حذف کامل آن، بلکه تعادلی آگاهانه بوجود آید که در آن، شهرت جایگزین اندیشه نمی‌شود ولی از نکات مثبت این مشهور بودن هم می‌توان بهره برد.

ارسال به تلگرام