صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۴۷۲۱۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۴ - ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - 07 March 2026

مدرسه زیر آتش؛ آزمونی برای وجدان جهانی آموزش

جنگ‌ها شاید روزی پایان یابند، اما زخم‌های واردشده به نسل کودکان، سال‌ها باقی می‌ماند

عصر ایران؛ امیرعباس میرزاخانی* -  حمله به مدرسه «شجره طیبه» در میناب و جان‌باختن ۱۶۸ دانش‌آموز دختر و پسر، صرفاً یک خبر تلخ یا یک آمار تکان‌دهنده نیست؛ این رویداد، نشانه‌ای هشداردهنده از شکسته‌شدن یکی از بدیهی‌ترین خطوط قرمز انسانی در منازعات مسلحانه است. مدرسه، به‌عنوان نماد آموزش، آینده و امنیت کودکان، هرگز نباید به هدف جنگ تبدیل شود؛ اما آنچه رخ داد، نشان داد که این اصل بنیادین تا چه اندازه در معرض تهدید قرار گرفته است.

‌در تمامی اسناد حقوق بشردوستانه، از جمله کنوانسیون‌های بین‌المللی، بر مصون‌بودن غیرنظامیان و به‌ویژه کودکان تأکید شده است. مراکز آموزشی، نه پادگان‌اند و نه میدان نبرد. عبور از این مرز، دیگر یک اقدام نظامی صرف تلقی نمی‌شود، بلکه نشانه‌ای آشکار از بی‌اعتنایی به وجدان انسانی و اصول پذیرفته‌شده جهانی است. مدرسه باید امن‌ترین مکان برای کودک باشد؛ جایی برای آموختن و ساختن آینده، نه مکانی برای تجربه ترس و مرگ.

‌حادثه میناب، متأسفانه یک استثنا نیست. در سال‌های گذشته، بارها خبرهایی از آسیب دیدن مدارس و کشته‌شدن دانش‌آموزان در جریان جنگ‌ها منتشر شده است. تکرار این فجایع، این واقعیت تلخ را یادآور می‌شود که آموزش و امنیت کودکان، در بسیاری از درگیری‌ها، به حاشیه رانده شده و بهای سنگینی می‌پردازد. کودکانی که هیچ سهمی در تصمیمات سیاسی و نظامی ندارند، نخستین قربانیان جنگ‌ها می‌شوند.

‌در مقابل، همواره از پیشرفت فناوری‌های نظامی و دقت بالای تسلیحات سخن به میان می‌آید. اما هنگامی که نتیجه این پیشرفت‌ها به ویرانی مدارس، بیمارستان‌ها و مناطق مسکونی منجر می‌شود، این پرسش اساسی مطرح است که این «دقت» تا چه اندازه با مسئولیت انسانی همراه بوده است. تاریخ نشان داده است که حمله به غیرنظامیان نه‌تنها مشروعیت نمی‌آورد، بلکه چهره واقعی خشونت جنگ را عیان‌تر می‌کند و شکاف‌های اخلاقی عمیق‌تری بر جای می‌گذارد.

‌مسئله امروز، فراتر از بررسی یک حمله خاص است. موضوع اصلی، دفاع از حق آموزش، کرامت انسانی و حق حیات کودکانی است که باید آینده‌ساز جوامع باشند. هر مدرسه‌ای که ویران می‌شود، تنها یک ساختمان از بین نمی‌رود؛ بلکه بخشی از امید، امنیت و سرمایه انسانی یک جامعه نابود می‌شود. جنگ‌ها شاید روزی پایان یابند، اما زخم‌های واردشده به نسل کودکان، سال‌ها باقی می‌ماند.

‌در این میان، نقش نهادهای بین‌المللی آموزشی و فرهنگی برجسته‌تر از همیشه است. سازمان‌هایی که با هدف پاسداری از آموزش، فرهنگ و امنیت کودکان شکل گرفته‌اند، در چنین بزنگاه‌هایی با آزمونی جدی مواجه می‌شوند. انتظار افکار عمومی جهانی این است که این نهادها، با اقدام مؤثر، موضع‌گیری روشن و استفاده از ظرفیت‌های حقوقی و اخلاقی خود، بر اصل غیرقابل‌تعرض بودن مدارس تأکید کنند و اجازه ندهند کلاس درس به میدان جنگ تبدیل شود.

‌بی‌توجهی به امنیت آموزش در دوران جنگ، تنها به تضعیف یک حق بنیادین محدود نمی‌شود؛ بلکه به فرسایش ارزش‌های انسانی در سطح جهانی می‌انجامد. اگر مدرسه، به‌عنوان نماد آموزش و آینده، نتواند از حداقل امنیت برخوردار باشد، باید نگران سرنوشت اخلاقی جنگ‌ها و حتی صلح‌های پس از آن بود.

‌مدرسه باید خط قرمزی جهانی باقی بماند؛ خطی که نقض آن، با واکنش جدی وجدان جهانی همراه شود. حفاظت از کلاس درس، در حقیقت حفاظت از انسانیت است. تاریخ، نه‌تنها عاملان مستقیم این فجایع، بلکه میزان مسئولیت‌پذیری نهادها و سکوت یا اقدام جامعه جهانی را نیز به داوری خواهد نشست.

* معلم و کارشناس تعلیم و تربیت

ارسال به تلگرام