عصر ایران - در روز سیزدهم جنگ، به مانند روزهای گذشته اهالی فرهنگ و هنر به انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی آیتالله سیدمجتبی خامنهای و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران واکنش نشان دادند و مطالبی منتشر کردند.
احمدرضا درویش، کارگردان سینما در پی انتخاب آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای بهعنوان رهبر انقلاب بهشکل موجز و کوتاه نوشت:
آیین چراغ خاموشی نیست. پرچم در اهتزاز است.
سعید سهیلی کارگردان سینما، در واکنش به تجاوز رژیم صهیونیستی و امریکا به خاک ایران، نوشت:
ترامپ بعد از ونزوئلا در پی بلعیدن چاههای نفت ایران است؛ اما ما به او میگوییم درِ چاههای نفت ایران به روی تو و هر بیگانهای بسته است.
درِ چاههای فاضلابِ ما به رویت باز است، آن هم نه برای بردن... فقط برای خوردن! نوش جان و گوارای وجودت...
ایرج طهماسب برای دانش آموزان شهید میناب استوری منتشر کرد و نوشت:
بچههای کوچک میناب
زنگ تفریح
در حیاط آسمان
بازی کردند
علیرضا استادی بازیگر گفت:
در طول تاریخ، ایرانیان همواره برای پاسداری از سرزمین خود ایستادهاند و در شرایط سخت، این حس تعلق و غیرت ملی بیش از پیش در میان مردم بیدار میشود.
مگر میشود یک ایرانی اصیل باشی و ذرهذره وجودت برای ایران و وطن بتپد؟ این سرزمین همیشه برای مردمش اهمیت داشته و خواهد داشت.
در تمام دورانها و اعصار، ملت ایران برای حفظ این آب و خاک با تمام وجود جنگیدهاند و از سرزمینشان پاسداری کردهاند.
امروز هم میبینیم که در چنین موقعیتهایی این غیرت و حس تعلق بیشتر بیدار میشود و مردم بیش از گذشته به میهن و وطن خود عشق میورزند.
ایران برای ایرانیها فقط یک سرزمین نیست؛ بخشی از هویت و وجود ماست و طبیعی است که مردم در شرایط مختلف بیش از پیش نسبت به آن احساس مسئولیت کنند.
استوری مژده لواسانی برای سرباز شهید گمنام: معلوم نیست الان مادرت داره تو کدوم شهر داره دنبالت میگرده...
مژده لواسانی همچنین در واکنش به تجاوز دشمن به خاک ایران نوشت:
بىلكنت و ترديد
آشكار و رسا و با سرى بلند
و قلبى پر غرور
" ايران" را فرياد ميزنم
و تا هستم و خواهم بود تنها سمت "ايران" میمانم و بس!
نباشم آن روز كه در اين دوگانهی
مدافعان دلير و
مهاجمان ذليل وطن،
در اين دو گانهى خدا و ابليس!
در اين دو گانهى خير و شر!
سمت شر مطلق بايستم...
نباشم آن روز كه زخم بر تن ايران عزيزم، اين مادر صبور و داغدارم را به هزار بهانه و توجيه و حبّ و بغض شخصى
تاب بياورم!!
نباشم آن روز كه از تير و تركش بر تن خسته و رنجور وطنم،
شاد شوم!
داغِ تمام شهداى ايران در طول تاريخ،
بر دل ماست
كه
اگر داغِ دل بود ما دیده ایم
اگر خونِ دل بود ما خورده ایم
اگر دشنهی دشمنان گردنیم
اگرخنجر دوستان گرده ایم!
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخمهایی که نشمردهایم...
ما اما از تمام اين داغ ها حماسه خواهيم ساخت!
كه مادر ما "ايران" در طول تاريخ، زخم ها خورد و ايستاد
داغ ها ديد و ايستاد
ايستاد و ما در پناهش، ايستادهايم!
محمد خزاعی رئیس سابق سازمان سینمایی و تهیهکننده سینما در واکنش به انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر سوم انقلاب نوشت:
حقیر، به پشتوانه شناخت دور و نزدیک، ایمان و اعتقاد راسخ دارم که حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای والاترین ادامه دهنده راه پر فروغ امامین انقلاب خواهند بود، عالمی که دهه ها در مکتب پدر بزرگوار و بسیاری از بزرگان؛ فقه، حکمت و عرفان را فراگرفت و تجربه انقلاب را با همه روح و جانش لمس کرد.
از این رو، تردید ندارم که با موهبت وجود چنین نعمتی- رهبری جوان، عالم، انقلابی، قاطع، آگاه و مسلط به امور جامعه و جهان با تجربه زیسته طی پنج دهه زندگی پا به پای انقلاب اسلامی- افق پیش رو، روشن و امیدبخش است.
اینجانب با همه وجودم عهد و پیمان می بندم که تا آخرین قطره خون و تا واپسین نفس در رکاب خلف صالح امام شهیدمان برای پیشرفت و اعتلای ایران اسلامی استوار و پایدار بایستم.
امید ابراهیمی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در واکنش به شهادت مظلومانه کودکان میناب نوشت:
«شمشادها میگریند
زیرا به جای باران
خون به ریشههاشان
ریختهاند
و
آنها در یک عزای عمومی
نام تمام جوانههایشان را
سهراب گذاشتهاند…»
سیامک مردانه، کارگردان سریال محکوم، با انتشار ویدئویی از عملیات امداد برای بیرون کشیدن یک کودک از زیر آوار، در واکنش به طرفداران حمله به ایران نوشت: «لعنت به همه کسانی که بیرون گود نشستند و گفتند لنگش کن»
سارا طالبیان، مستندساز حوزه جنگ، درباره حادثه تلخ مدرسه میناب در پی حملۀ ددمنشانۀ اتحاد امریکایی-صهیونی گفت:
کودکان هیچ نقشی در جنگها ندارند، اما نخستین قربانیان آن هستند. واقعاً نمیدانم یک کودک دبستانی چه گناهی کرده که باید قربانی شود؟ تصور اینکه این بچهها با ذوق به مدرسه میرفتند بسیار دردناک و برای خانوادهها مصیبتی بزرگ است.
در مستندهای قبلیام با کودکانی روبهرو بودم که درگیر پیامدهای جنگ بودند؛ خانوادههایی که حتی ماهها پس از حوادث، همچنان با مشکلات اقتصادی، روحی و درمانی دستوپنجه نرم میکردند. امروز هم با دیدن حوادث اخیر، همان درد برایم تکرار میشود.
در این روزهای سخت، رسانهها باید وقایع را شفاف روایت کنند تا جامعه دچار سردرگمی نشود. ما هنرمندان نیز موظفیم صدای رنجهای مردم باشیم. از مردم هم میخواهم صبور باشند تا با همدلی از این بحران عبور کنیم.
نیما کرمی، مجری تلویزیون، دربارۀ ایستادگی ملت در برابر متجاوزان امریکایی-صهیونیستی گفت:
جهان عملاً یک باغوحش عجیبوغریب شده و ما در سختترین زمان تاریخی هستیم. خیر و شر کاملاً جدا شده و ما با جانمان در برابر کسانی ایستادهایم که خودشان را آقای جهان میدانند. بزرگانی در مقابل تهاجم بیگانگان شهید شدند تا از مرز و بوم دفاع کنند؛ امروز دهههشتادیها و مردم ایران، اسطورههای بزرگ ادبیاتمان را که سالها در کتابها بودند، در خیابانها زنده کردهاند.
همه این اتفاقات غمانگیز است، اما یک خم به ابروی مردان ما نمیبینید. بیش از ده روز و شب است که در خیابانها فریاد میزنند: «ما ایرانی هستیم و ایرانی میمانیم». مگر میشود در یک میدان باشی، دو خیابان آنطرفتر بمب بترکد و مردم همچنان ایستاده باشند؟ من به همه کسانی که امروز به عنوان یک «ایرانیِ حلالزاده» در میدان هستند افتخار میکنم و خودم هم همراه خانواده در خیابانها هستم.
امیدوارم در مسیر پیشرو و درباره انتخاب رهبر سوم نیز، اتفاقاتی برای این سرزمین رقم بخورد که جز خیر نباشد.
امیر سیدزاده، تهیهکننده و بازیگر سینما، درباره تجاوز امریکایی-صهیونیستی به خاک کشورمان و انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای بهعنوان رهبر انقلاب گفت:
پرچم هدایت کشور به دست فرزند صالح و شایسته رهبر انقلاب سپرده شده است. انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای فرآیندی موروثی نبود؛ بلکه نزدیک به هفتاد نفر از اعضای مجلس خبرگان با بررسیهای دقیق و رأی قاطع، ایشان را به عنوان «رهبر سوم جمهوری اسلامی ایران» انتخاب کردند. دشمن به دنبال تصرف تهران بود، اما مقاومت مردم معادلاتشان را برهم زد.
در تجاوز نهم اسفند، برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پایگاههایشان را در اختیار متجاوزان قرار دادند و در کشتار دانشآموزان بیگناه ما شریک شدند؛ در چنین شرایطی طبیعی بود که مسئولان نظام با این کشورها اتمام حجت کنند. دشمن در هر ۲ جنگ اخیر (۱۲ روزه و کنونی)، با مذاکراتِ فریبکارانه صلح سعی کرد ما را سرگرم کند تا نقشههای خود از جمله هدف قرار دادن رهبر انقلاب را پیاده کند.
امروز قدرت موشکی ما چنان غافلگیرکننده بوده که دشمن در تلاش است مسیر جنگ را به سمت آتشبس سوق دهد؛ اما این بار پایان جنگ را ما تعیین خواهیم کرد. از هر ابزار نظامی مهمتر، حضور مردم در صحنه است و انشاءالله ملت ایران از این مرحله دشوار نیز با سربلندی عبور خواهد کرد.
حسام آقاباباییپور، تهیهکننده سریال «اسباب زحمت» در واکنش به حملات دشمن آمریکایی-صهیونی به کشورمان گفت:
آنچه مسلم است این است که ما در فاصله چند ماه دو جنگ نابرابر را پشت سر گذاشتیم. گرچه نفس جنگ ذاتاً تلخ و خوفانگیز است، اما واقعیت این است که ما هیچگاه آغازگر جنگ نبودهایم و همواره با دفاع مشروع از کشور خود دفاع کردهایم و حتی یک وجب از خاک ایران را از دست ندادهایم.
اگر منصفانه به این روزها نگاه کنیم، برای دومین بار در میانه مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم. در یک روز رهبر انقلاب و تعدادی از بزرگان نظام را از دست دادیم و این اتفاق داغ بزرگی برای کشور بود. از سوی دیگر، حادثه تلخ شهادت دانشآموزان بیگناه میناب نیز زخمی عمیق بر دل مردم ایران گذاشت.
سؤال مهمی که مطرح میشود این است که اگر چنین اتفاقی برای کودکان در کشورهای غربی رخ میداد، واکنش جهانی چگونه بود؟ اگر مدعیان حقوق بشر واقعاً به دنبال صلح هستند، چرا چنین فجایعی نادیده گرفته میشود؟ دشمن تصور میکرد با به شهادت رساندن رهبر انقلاب، ساختار نظام دچار فروپاشی میشود، اما این تصور بهسرعت نقش بر آب شد. انتخاب رهبر جدید و واکنش مردم نشان داد که انسجام و ثبات کشور بسیار فراتر از محاسبات دشمن است.
مردم ایران در طول تاریخ نشان دادهاند که مردم روزهای سخت هستند. در جنگها، بحرانها و بلایای طبیعی همواره کنار یکدیگر ایستادهاند و ثابت کردهاند برای ایران از جان خود میگذرند، اما هرگز اجازه نخواهند داد خاک این سرزمین از دست برود. بدون تردید روزی تاریخ خواهد نوشت که ایران با صلابت در برابر قدرتهای بزرگ ایستاد و از استقلال خود دفاع کرد.
عباس محبی، گوینده و بازیگر:
باور کنید آینده ایران به دست خود مردم کشورمان رقم میخورد مردمی که با امید، همدلی و مسئولیتپذیری برای سربلندی کشورشان تلاش میکنند و با ایمان به ارزشهای خود، راه پیشرفت و اقتدار کشور را هموار خواهند کرد.
در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به امید و آرامش نیاز دارد باید با نگاهی رو به آینده از ارزشها و آرمانهایی که هویت این سرزمین را ساخته پاسداری کنیم تا ایرانی روشن را شاهد باشیم.
با بیعت با امام جوان، برای ایرانم آیندهای درخشان، سرشار از امید و روزگاری روشن آرزو میکنم.
محسن چاوشی همزمان با انتشار آهنگ جدیدش نوشت:
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود. وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند… و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند. اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان… اما دست خودم نبود! من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند. در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب… و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند… آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…
به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!! تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند، همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم! که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم… برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم… «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است…
اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!
این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان… من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم، وسط مدرسه میناب، وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد، وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابانهای شهرم…
محمدجواد موحد تهیهکننده سینما در واکنش به آهنگ «حسبیالله» محسن چاوشی نوشت:
«شرف خریدنی نیست، باید توی خونت باشه، مثل محسن چاوشی»
محمد علیزادهفرد، کارگردان سینما، در واکنش به آهنگ «حسبیالله» محسن چاوشی نوشت:
«بعضیها مثل محسن چاوشی چقدر باعث غبطه خوردن ما میشن، دم شماگرم، مرد بزنگاهها»
خیام وقارکاشانی، بازیگر در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران گفت:
مردم ایران در روزهای سخت بار دیگر نشان دادند کنار یکدیگر میایستند و با وجود همه مشکلات، برای عبور از بحران به هم کمک میکنند.
اساساً من با نفس جنگ مشکل دارم؛ فرقی هم نمیکند در کجای جهان باشد یا میان چه کشورهایی رخ دهد. جنگ در هر شکل و شرایطی ویرانگر و ترسناک است و خاطرات تلخ زیادی را زنده میکند.
آنچه رخ داده یک تجاوز به کشور ماست و ما آغازگر جنگ نبودهایم. طبیعی است که هیچ انسان عاقلی از ویرانی سرزمین خودش خوشحال نمیشود و کسی که از چنین وضعیتی خوشحال باشد، واقعاً نمیشود نام انسانیت روی آن گذاشت.
سیدعلی احمدی، تهیهکننده سینما، در واکنش به حملات رژیم آمریکایی-صهیونی به «فرهیختگان» گفت:
اکنون تنها باید بر مشترکاتمان تأکید کنیم؛ بر ایران، بر سرزمینمان و بر هموطن بودنمان. هر موضوعی که کوچکترین اختلافی را به ذهن متبادر میکند و موجب سوءتفاهم میشود، باید کنار گذاشته شود. ما به آن قشر رادیکالی که متأسفانه نام هموطن را یدک میکشند و آنسوی آبها هستند دسترسی نداریم تا با آنها گفتوگو کنیم؛ اما حداقل باید از رفتار طیفی در داخل که گاهی در رسانهها حرفهای اختلافافکن و دشمنشادکن میزنند و عدهای را به بیرون از دایره هل میدهند، پرهیز شود.
من سراغ ندارم در هیچ جای جهان، در دل چنین حمله وحشیانهای، مردمی اینگونه همدل کنار هم بایستند. کسی که بخواهد بیموضع بماند، ولو با یک جمله یا اعلام نظر، بیمعرفتی کرده است؛ حداقل باید با نشاندادن پرچم کشورش بگوید: «من ایرانی هستم و از کشتهشدن این کودکان مظلوم غصهدارم.» اینها فرزندان سرزمین ما بودند، با هر نگاه و تفکری.
اولین حقیقتی که در برابر انسان قرار میگیرد، وجدان اوست. اگر من در مقابل حوادثی موضع گرفتم که مثلاً چون فکر کردم حکومت دستش به خون آلوده شده است، خب اکنون که دشمن صراحتاً به خاکم حمله کرده و کودکان بیگناه را به شهادت رسانده، اینجا هم باید موضع بگیرم.
برادر و خواهری که در این وضعیت خوشحالی، تو هموطن منی! فارسیزبانی! ایرانی هستی! پرچم اسرائیل و آمریکا را دستت میگیری و خوشحالی میکنی؟ این واقعاً خیلی سقوط بزرگی است!
مهدی مددکار، تهیهکننده سینما در واکنش به جنگ رمضان نوشت:
شریف مردم کهن وطنم ایران، برگ های زرینی از فصل جدید تاریخ را به زیبایی مزین کردند، که دوست و دشمن در جهان، انگشت به دهان، حیرت زده اند و به راستی ایرانیان وطن پرست، مثالزدنی شدند.
سخت است باور پر کشیدن و شهادت رهبری اهل قلم، دل و صفای باطن که در زیست عاشقانه اش بی ادعا یاور فرهنگ و هنر و اهالی تلاشگرش بود. نیک به یاد داریم، رهبر شهید که جان همه ایران بود، در خرداد ۱۳۸۵ و دیدار گروهی از کارگردانان به درستی فرمودند: «اهمیت هنر ما، در این مقطع حساس بر مسئولیت ما می افزاید.»
آری، ما همکاران، همقطاران، همیاران و همراهان در این برهه از تاریخ در ادامه ماموریت و رسالت خود، فصل جدیدی از مسئولیت را به دوش داریم. ما اهالی فرهنگ و هنر، بویژه سینما، باز هم مسلح می شویم به اعتقاد و ارزش ها، و بیش از پیش، قدم و قلم را در مسیر اتحاد، آبادانی و توسعه ایران سرافراز، به حرکت در می آوریم. از مردم هستیم، کنار مردم می مانیم و برای مثالزدنی ترین مردم جهان، با تمام وجود گام برداشته، ضمن بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی، ایرانی با شکوه تر از همیشه، رقم خواهیم زد.
علیرضا قربانی خواننده در واکنش به حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت دانشآموزان مینابی نوشت:
پدر باشی و هر نَفَس نگران فرزندانت نباشی؟ حاشا! و حالا که جنگ آمده و در خانهمان را زده است، هربار که نگاهم به دو کودکم میافتد که نه کاملا از ماهیت جنگ آگاهند و نه آنقدر دور از سیاهی آن که بتوانند به دنیای کودکانهشان بازگردند، قلبم مچاله میشود از فقدان آن کودکان پرپرشده میناب و همه کودکان این خاک که چه زود و نابهنگام ما را تنها گذاشتند.
چه بگویم از میناب و غم بیمنتهای دانشآموزان پرپر شدهاش که بیگناه و معصومانه رخت بربستند و خون پاکشان درخت تنومندِ آزادی ایران یکپارچه را تا ابد آبیاری خواهد کرد.
سیدمهدی جوادی، تهیهکننده سینما و مدیرعامل اسبق نهاد ملی سینمای ایران:
الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ
مقتدای ما، آقای ما، نور چشم ما، نائب امام زمان ما بر راه اجدادش به آرزوی دیرینه اش شهادت رسید، آری رهرو مکتب حسین (ع) را جز این سرنوشتی نیست. این مکتب از امام اولش علی (ع) تا نائب امام زمانش با خون پیشوایان خود استوار مانده است و خواهد ماند.
این علم «صالح بعد صالح» برافراشته در اهتزاز است، از خون مطهر او هزاران حسینی برخواهد خواست و این مسیر با خلف صالح او ادامه خواهد داشت، ما با خامنه ای جوان شده بر همان عهدیم، «سید مجتبی خامنه ای» همان «سید علی خامنه ای» است همان مقتدا و مولای حکیم شجاعِ مدبر، همان پدر مهربان ایران و همان ولی امر مسلمان جهان، با عزم راسخ تر، با دلی قرص تر و توانی بیشتر گوش به امر رهبر عزیزمانیم تا حکم هر آنچه او فرماید.
وزیر فرهنگ و ارشاد در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) با قدردانی از ایستادگی هنرمندان و رسانهها در پِی تجاوز وحشیانۀ امریکایی-صهیونی در کنار مردم ایران نوشت:
در این روزهای سخت، بخش گستردهای از اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه دوشادوش مردم ایران قرار دارند. از تجاوز اهریمنان به خاک ایران نگاشتند و سرودند و خواندند و تصویر ساختند و از وطنفروشان نالیدند و بین خود و ایشان مرز کشیدند. دستبوس همهشان هستم.
جواد قارایی، مستندساز: «وطنفروشی درد نیست، سرطان است، سرطان...»