عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در این 15 روز که موشکهای ایران به سوی اسراییل و پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، شلیک میشود تا بیش از پیش به خطاهای متعدد محاسباتی پی ببرند در کنار تصاویر مختلف غمبار یا غرور آفرین یکی دو جمله از 45 سال قبل و در آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1359 مدام در ذهنم طنین میاندازد و وامیداردم تا همان را با مخاطبان به استراک گذارم.
در آغاز جنگ عراق با ایران و در نیمه دوم سال 1359 ابوالحسن بنیصدر رییس جمهوری ایران و همزمان فرمانده کل قوا بود.
در آن روزها او در روزنامۀ خود (انقلاب اسلامی) گزارش روزانه مینوشت که ذیل دو عنوان منتشر میشد: یکی: "کارنامۀ رییس جمهور" و دیگری: "روزها بر رییس جمهور چگونه میگذرد".
گاهی مباحث اختلافبرانگیز و چالشهای خود با سران حزب جمهوری اسلامی را که بخش اصلی قدرت را در اختیار داشتند نیز به روی کاغذ میآورد یا برای انتشار میگفت و ضبط میشد و بعضا خاطر امام خمینی هم مکدر میشد که چرا شش دانگ حواس او متوجه جبههها نیست و تهران و سیاست و رقابت را وانمینهد.
غرض اما یادآوری این بخش نیست و آن جمله که در صدر آمد و مدام در گوشم زنگ میزند این است که بعد از حملات موشکی عراق به درفول، بنیصدر در جمع مردم این شهر حاضر شد و در میانۀ سخنرانی او جمعیت خشمگین از حملات موشکی دشمن یک صدا شعار می داد: بنیصدر، بنیصدر، موشک، جواب موشک.
این را که نقل کرد در ادامه نوشته بود: به دلایلی نمیتوانستم به مردم پاسخ بدهم. هر چند به صورت رسمی یا غیر رسمی گفته میشد که نمیتوانیم و نمیخواهیم مقابله به مثل کنیم چون مردم عراق دوست ما هستند و ما با دولت عراق در جنگایم ولی اگر کل قصه همین بود رییس جمهور و فرمانده کل قوا نیز همین را میگفت ضمن این که موشک قابل تنظیم بود و الزاما نباید متوجه مناطق مسکونی باشد اما آن دلیلی که او نمیتوانست در علن بگوید این واقعیت بود که ما اساسا موشکی نداشتیم تا به عراق بفرستیم و و پاسخ بدهیم و این را نمیشد به مردم گفت و روحیهشان تضعیف میشد.
آن رییس جمهور مورد غضب واقع شد و یک سال بعد از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری برکنار شد و 40 سال بعد در تبعید درگذشت اما آن نکته فراتر از مناسبات سیاسی است و یک واقعیت ثبت شده که آنچه در آغاز جنگ با عراق مایۀ حسرت و دور از دست رس و در حد آرزو بود اکنون و در هنگامۀ جنگ با دو قدرت برتر اتمی دنیا عین واقعیت و موجب حیرت جهانیان است و موشک است که بر تل آویو و حیفا و پایگاه های آمریکا در منطقه میبارد.
هر چند شهید طهرانی مقدم به عنوان پدر صنایع موشکی ایران شناخته میشود اما گویا شهید علی شمخانی اگر بر او حق تقدم نداشته باشد نقش وافری در هدایت دفاع ایران به سمت موشک و پهپاد به جای اتکای صرف به هواپیما و جنگنده داشته است و بر اساس آنچه از شعار مردم دزفول نقل شد شاید همین شعار نخستین جرقه ها را در ذهن فرمانده جوان سپاه پاسداران خوزستان روشن کرد و چه بسا شمخانی همین نکته را با فرمانده کل قوا در میان گذاشته باشد و البته میدانیم چند سال بعد به ثمر نشست
نوبت قبل البته شمخانی خود از همان ناحیه آسیب دید اگرچه جان به در برد و این نوبت نه در حالی که به جایگاه دبیر شورای دفاع ارتقا یافته بود.
به هر رو اصل داستان همان است که گفته آمد. روزگاری در حسرت موشک بودیم و اکنون، جهان حیران توان موشکی ایران است.
با این همه بادا که به پشتوانۀ این توان موشکی و با به کارگیری دیپلماسی، جنگ جاری پایان یابد تا نیاز به استفاده بیشتر از توان موشکی نباشد و همین توان که حالا بیش از پیش به ثبوت رسیده تا دهه ها مانع تجاوزی دوباره به این سرزمین شود.