عصر ایران؛ جواد لگزیان - علم چیست که هر کس براى اثبات مدعاى خود شیوهٔ کارش را به آن منتسب مى کند؟ علم چیست که بسیارى از پژوهشگران و اندیشمندان کار خود را با واژهٔ «علمى» توصیف مى کنند و بدین ترتیب مى خواهند بگویند که قابل اطمینان و اعتماد هستند؟ کتاب «علم چیست؟ (جستارهایی دربارهٔ فلسفه، پژوهش، و آموزش علم) » از دکتر محمدرضا توکلی صابری گامی است برای پاسخ به این پرسش و بسیاری پرسشهای دیگر در ساحت علم.
کتاب در هفت فصل با بحثهایی جالب در زمینه چیستی علم، شبه علم، ضد علم، روش علمی، دانشورزی، و موانع پیشرفت علمیفنی در ایران و تجربهآموزی از غرب سامان یافته است.
دکتر محمدرضا توکلی صابری در اولین صفحات کتاب علم را اینگونه تعریف میکند: علم عبارت است از شیوهی فهم و کسب معلومات قابل اعتماد (که البته این معلومات خطاناپذیر نیست) از جهان مادی، ازجمله توصیف پدیدههای قابل مطالعه که به ترتیب زیر فراهم میآید: از راه مشاهده دقیق و روشن (تا حد امکان)، ثبت هوشمندانهی آن، طبقهبندی موضوعی آن، استخراج احکام و قوانین عمومی از آن که مبین نظم و ترتیب است، استنتاج احکام دیگر از این قوانین با روش استقرا، تأیید این احکام با مشاهدهی بیشتر، و ارائهی فرضیهها و تئوریهایی که بیشترین تعداد ممکن قوانین را به هم مرتبط می کند و به شرح آنها می پردازد. یعنی علم به چگونگی و چرایی امور می پردازد و آنها را توصیف می کند و توضیح می دهد.
توکلی صابری سپس تصریح می کند: علم جهان طبیعت را آنچنان که هست توصیف می کند، نه آنچنان که باید باشد، و نه آنطور که می خواهیم باشد. تفاوت علم با فلسفه و هنر نیز در همین است. از آنجا که علم یک حرفهی دموکراتیک است، برجستهترین دانشورزان، از نیوتون گرفته تا اینشتین، باید به کوچکترین انتقاد پایینترین عضو جامعه علمی پاسخ بدهند و او را از نظر علمی قانع کنند. اگر ادعای برجستهترین پژوهشگر با مدرک تجربه و آزمایش همراه نباشد رد میشود. بر همین بنیان است که نظریات دانشورزان عمدهای نظیر نیوتون در زمینهی کیمیاگری، یا لینوس پاولینگ در زمینهی اهمیت ویتامین ث در افزایش طول عمر پذیرفته نشده است.
در تعریف راهگشای دیگری روش علمی شیوهی کسب معرفت در علوم تجربی و شیوهای دقیق و جدی برای آزمایش فرضیهها و نظریات جدید در مورد کارکردهای طبیعت تعریف می شود: روش علمی به شیوهی فرضیاستنتاجی عمل می کند و پیشبینی، مشاهده، و آزمایش محکهای مهمی هستند برای تعیین صحت یا کذب فرضیهها و نظریات جدید.
سپس کتاب از دانشورزی می گوید: دانشورزی عبارت است از رد کردن و ابطال نظریهها و جانشین کردن آنها با نظریههای بهتری که توانایی بیشتری برای ایستادگی در برابر آزمونها داشته باشند، و این یک فرآیند دائمی است... زبان دانشورزی ، برخلاف شبه دانشورزی و ضد دانشورزی، زبان ساده، روشن، گویا و دقیق است. زبان دانشورزی زبان طبیعت است و به همین جهت ابهام، دورویی و دوپهلویی و استعاره و تمثیل را در آن راهی نیست. معادلهی رابطهی جرم و انرژی اینشتین یا معادلهی جاذبه به همان سادگی و زیبایی طبیعت است.
به عقیده توکلی صابری کافى است به آنهایى که دستاوردهاى دانشورزى را در چهارصد سال گذشته نادیده مى گیرند یا کوچک مى شمارند یادآورى کنیم که دانشورزان توانستند ساختمان اتم، سنتز مولکولهای مختلف، شکستن هستهی اتم و تولید انرژى هستهاى، ساختمان دى. ان. اى.، ژنها و نقش آنها در وراثت، عوامل بیماریزا، انواع ویروسها، باکترىها انگلها، گردش خون و رابطهی آن با قلب، رابطه خانوادگى انسان با سایر جانوران، گردش زمین به دور خورشید، حلقههاى زحل، قمرهاى مشترى، کهکشان آندرومدا، سیاهچالهها، پیشبینی ظهور ستارهی هالى، تکنونیک صفحهاى و هزاران مورد دیگر را کشف کنند و بر اساس این اکتشافات تلفن و هواپیما و ماهواره و لیزر و تلویزیون را بسازند. و به این ترتیب کنترل بشر را بر طبیعت اعمال کنند.
اما چرا بسیاری از افراد و گروههای فکری و اجتماعی علیه دانشورزی موضع دارند. به باور توکلی صابری اشتباه این گروهها این است که دانشورزی را از دارندهی آن که کشورهای استعماری و امپریالیستی است نمی توانند بازشناسند. آن دانشورزی که به تولید زیاد می پردازد اما از توزیع عادلانهی آن عاجز است.
از دید توکلی صابری می توان دانشورزی را برای حل مشکلات جهان سوم به کار گرفت و نوعی تکنولوژی به وجود آورد که مشکلات مردم جهانسومی را آسانتر و سریعتر حل کند و در خدمت سنتها، فرهنگها، ایدئالها، و آرمانهای آنها باشد.
ساختن خانههای انبوه و ارزانقیمت، تهیهی داروهای ارزانتر، تولید غذای بیشتر، ساخت ماشینهای کشاورزی ساده، ابداع وسایل و روشهای استفادهی بهینه از آب، از جملهی مسائلی است که همین علم و تکنولوژی بهاصطلاح غربی می تواند در خدمت جهان سوم قرار دهد.
علوم نوین باید کاملاً نزد جهانسومیها آموخته، جذب و فهمیده شود و سپس برای حل مشکلاتشان به کار گرفته شود. فقط جهانسومی است که می تواند مشکل جهانسومی را بفهمد و آن را حل کند. از غربیان نباید چنین توقعی داشت.
در فرازی دیگر، کتاب سراغ دلایل ناکامی در اخذ علم می رود و سوال می کند: اکنون پس از حدود دو سده کوشش ناموفق برای کسب و جذب دانشورزی و فناوری غربی راه و چاره چیست؟ به نظر توکلی صابری مشکل ما در فهم دانشورزی فقط یک مشکل فرهنگی، اجتماعی، و تاریخی نیست، بلکه مشکلی فلسفی و زبانشناختی نیز هست. باید تعریف و تصور خود را از عالم و دانشمند سنتی تغییر دهیم و دانشورز امروزی را الگو قرار دهیم.
اگر کسی خیلی میداند و خیلی کتاب خوانده است او را مردی باسواد و فاضل میدانیم و او را ارج می نهیم. اما این شخص لزوماً دانشورز نیست. اهمیت یک دانشورز به حاصل و نتایج تحقیقات اوست. یعنی آنچه به مجموعهی علم زمان خود افزوده است. وگرنه معرفت و معلومات موجود در کتابها و کتابخانهها بیشتر از هر کسی است ... اکنون تولید علم مهمتر است تا ذخیره و نگهداشتن علم در ذهن عالم.
به علاوه توکلی صابری خاطرنشان می کند: ذهن ایرانیان تاریخنگر است و ادبیات نقش مهمی در اندیشهی ما دارد. اساس ادبیات ما بیشتر بر نمایش کمال مطلوب و طلب آن است تا دنبال واقعیتها بودن و رسیدن به ممکن. ما به دنبال علم و دانش ایدئال هستیم تا دانش ممکن بر اساس واقعیتها. برخلاف ذهن غربی که ادبیات و ذهن آنها بر مبنای امکانات و شرایط ممکن و واقعیتهای موجود است.
گذشتهنگری و تاریخاندیشی از مشخصات جوامع ماست که در آن فرد همیشه به گذشته توجه دارد و آینده و مسائل آن چندان اهمیتی برایش ندارد. در حالی که در جوامع تکنولوژیک، گذشته و تاریخ رهنمودی برای آینده است. در این جوامع آینده، سپس حال و پس از آن گذشته مرکز توجه است. باید روی برنامههای ملی آینده تأکید کرد و همیشه توجه داشته باشیم که چند دههی بعد کجا می خواهیم باشیم و برای رسیدن به آن برنامهریزی کنیم.
در اینجا توکلی صابری لزوم تغییر در شیوه آموزش را یادآور می شود: متأسفانه مهمترین دلیل ضعف علمیفنی ما نوع آموزش در دبستان و دبیرستان و تا حدودی دانشگاه است. آموزش علوم تجربی که یکی از عوامل مهم پیشرفت علمی است و باید بر اساس استقرا، مشاهده، و آزمایش باشد در مراکز آموزشی ما چون حقایق مسلم و ابدی آموزش داده می شود. ...این شیوهی آموزش که بر اساس «کسب معارف» است باید تغییر یابد و به «کشف معارف» تبدیل شود، یعنی آموزش باید از حالت القای یکطرفه آموزگار به شاگرد تغییر کند و شاگرد هم در آموزش نقش فعال داشته باشد و در کشف مطالب شرکت جوید، نه این که منفعلانه دانستنیها را جذب و هضم کند.
جان کلام توکلی صابری توسعه پژوهش است: پژوهش را باید در همهی زمینهها توسعه داد. به پژوهش باید همانند مسئلهای ملی و امنیتی نگاه کرد و بهترین استعدادها را جذب کرد و سازمان داد.
استقلال سیاسی ایران به استقلال اقتصادی و استقلال نظامی وابسته است که آن نیز در گرو پژوهشهای علمیفنی است. باید از نان شب گذشت و بودجهی پژوهشهای علمی را فراهم کرد. اگر یارانهای داده می شود، پژوهشها باید در اولویت باشند. پژوهشگران موتور توسعهی اقتصادی و در نتیجه استقلال سیاسی هستند. پژوهشهای کشاورزی با توجه به مدیریت آب باید ازجملهی اولویتهای پژوهشی باشد....
اگر در صنعت و تکنولوژی در عقب صف ملتها هستیم، باید با زرنگی به جلو صف بپریم. یکی از روشهای آن این است که در پژوهشهای مربوط به تکنولوژیهای نوین سرمایهگذاری کنیم. یعنی انرژی خورشیدی، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی. پژوهشهایی که تازه است و صنایع حاصل از آنها چندان پیچیده و گران نشده است. در این حالت میتوانیم همپای غرب و دیگر کشورها دانشورزان خود را تربیت و مؤسسات و صنایع حاصل از آنها را ایجاد کنیم.
«علم چیست؟ (جستارهایی دربارهٔ فلسفه، پژوهش، و آموزش علم)» نوشته دکتر محمدرضا توکلی صابری در ۲۸۴ صفحه و با قیمت ۳۹۰۰۰۰ تومان را انتشارات اختران رهسپار بازار کتاب کرده است.