عصر ایران؛ مهرداد خدیر- این روزها و در اسفند 1404 خورشیدی که میهن مان آماج حملات دشمنان قرار گرفته و بحث انتقال نفت از تنگه هرمز خبر اول دنیاست و مهم ترین خط قرمز ایران در قبال تجاوزهای آمریکا و اسراییل آسیب به زیرساخت های نفتی اعلام شده بیش از قبل روشن می شود که اهمیت کار دکتر محمد مصدق در 75 سال قبل در ملی کردن صنعت نفت ایران تا چه اندازه بوده است.
به بیان بهتر 75 سال است که ایرانیان بر سر سفره ای نشسته اند که آن رجل ملی گسترانید و اگر آمریکا به جای هم دستی با بریتانیا از ایران حمایت می کرد و استالین ناگهان از دنیا نرفته بود و زمام امر در بریتانیا به دست چرچیل نمی افتاد دولت او ساقط نمی شد و ایران سرنوشت دیگری می داشت.
مصدق از داخل با بدفهمی نیروهای سنتی روبه رو شد که بیم داشتند حکومت سلطنتی به جمهوری غیر مذهبی یا کمونیستی بدل شود و از خارج با بدبیاری به خاطر تغییر ناگهانی رهبران سه کشور آمریکا و شوروی و انگلستان.
هیچ یک از اتفاقات بعدی اما از اهمیت ملی شدن صنعت نفت ایران در 29 اسفند 1329 و درست 45 سال قبل در چنین روزی نمی کاهد و بر خلاق گزاره غلطی که بعضی از اهل رسانه رایج کردند نفت واقعا ملی شد نه دولتی و خطای جماعتی که می گویند نفت دولتی شد نه ملی به خاطر آن است که معنی ملی شدن را در مقابل دولتی شدن تصور می کنند در حالی که ملی شدن یعنی خلع ید و همان گونه که بانک ملی ایران جای گزین بانک انگلستان و ایران شد شرکت نفت ایران هم پس از خلع ید از بریتانیا به شرکت ملی نفت ایران تبدیل شد.
ملی شدن یعنی خلع ید و بعدها نیز وقتی از تلویزیون ثابت پاسال خلع ید شد نان این سازمان به تلویزیون ملی ایران تغییر یافت و عجیب است که این موضوع بدیهی را برخی از مدعیان ایران گرایی هم درک نمی کنند و می گویند نفت دولتی شد نه ملی حال آن که انبوه کارهای عمرانی که در طول این 75 سال در ایران انجام شده چه پیش و چه پس از انقلاب به لطف پول نفت بوده و این حرف که اگر نفت نبود فلان و بهمان می شدیم خیال بافی است و اکنون به جز نفت از موهبت گاز و پتروشیمی هم برخورداریم و اگر روزانه بیش از 100 میلیون لیتر بنزین تولید داخل را می سوزانیم همه به برکت نفت است.
درباره 29 اسفند نکات دیگری هم قابل ذکر است و از جمله این موارد:
1. در «لایحۀ قانونی تعیین تعطیلات رسمی کشور مصوب سال 1359» تعطیلات رسمی نوروز از 29 اسفند تا 4 فروردین ذکر شده در حالی که نوروز از آغاز سال نو شروع می شود و 29 اسفند پایان سال کهنه است و ربطی به نوروز ندارد و هر چهار سال یک بار که سال کبیسه است اسفند سی روزه است.
2. تا میگویی طلای سیاه برخی میگویند طلا نگو، بلا بگو که هر چه میکشیم از این بلاست و اگر نبود صنعتی میشدیم یا قطب گردشگری میشدیم یا فلان و بهمان دیگر.
مگر نمیگویند بلاست و اگر نباشد چهها که نمیشدیم؟ خوب در دوره اول ترامپ که این دیوانه جنایتکار پای خود را روی این شریان حیاتی گذاشت و فروش نفت در برخی روزها تنها 300 هزار بشکه در روز شد چرا قطب گردشگری نشدیم و باز به دنبال فروش نفت به هر طریف بودیم؟
3. میگویند نفت اقتصاد ما را معتاد کرد. آری! اما با پول همین نفت زیرساختها شکل گرفت و بی نفت این تعداد، سد و پالایشگاه و دانشگاه و آزمایشگاه و ورزشگاه و زایشگاه و نیروگاه و بزرگراه و آزادراه چگونه در این کشور ساخته میشد؟ همین صنایع موشکی که ایران ما را در برابر مهاجمان محافظت می کند در واقع با پول نفت جان گرفت.
4.تا پیش از مصدق هم نفت میفروختیم اما چگونه؟ سهم بیشتر را انگلیسیها برمیداشتند و سهم کمتر را برای ایرانیها میگذاشتند. مصدق اما از انرژی نهفته ایرانیان در مخالفت با انگلستان که حتی یک بار در از استقبال از انقلاب بلشویکی در روسیه خود را نشان داده بود و مرتبۀ دیگر در اظهار علاقه به پیروزی آلمانها برای ملی شدن نفت که در واقع همان خلع ید بود بهره برد.
5. برخی همچون یک اقتصاددان مشهور مدعیاند مصدق با واقعیت های بینالمللی نفت بیگانه بود. نکته ای که از زبان برخی نویسندگان غربی و مشخصا «مری آن هایس» نویسندۀ کتاب «بریتانیای کبیر و نفت ایرانیان» هم مطرح شده ولی استاد محمد علی موحد در اثر درخشان خود - خواب آشفتۀ نفت - به آن پاسخ داده و یادآورشده است: مگر در همان سالها خود انگلستان صنایع زغالسنگ و برق خود را ملی نکرد؟
می گفتند ملی کردن مستلزم پرداخت غرامت است و مصدق گفت میدهیم و وقتی گفتند با کدام پول؟ پاسخ داد: 25 درصد از درآمد نفت را برای غرامت شما کنار میگذاریم.
گفتند نمیگذاریم به دیگری بفروشید. گفت باشد به خود شما میفروشیم اما ما میفروشیم.
گفتند کارشناس ندارید. گفت از کارشناسان شما استفاده میکنیم. گفتند کارشناسان ما حاضر نیستند زیر دست کار کنند. گفت: پست های درجه اول را در اختیار شما می گذاریم اما نفت خودمان را خودمان میفروشیم.»
دردشان اما این نبود. این بود که قرارداد قبلی ادامه پیدا کند و مصدق توانست به لحاظ حقوقی ثابت کند دعوای ایران با یک شرکت است و ربطی به دولت ندارد و صلاحیت دادگاه رد شد.
سوم این که مگر حالا هم با مشارکت خارجیها نیست؟ بله. اما خارجی ها و انتخاب میشوند نه اینکه تنها با یکی برای همیشه ادامه پیدا کند و کنترل و مدیریت هم دست خودشان باشد.
6. می توان خیالپردازانه گفت نفت اگر نداشتیم صنعتی میشدیم. اما یگانه صنعت مطرح ما نساجی بود و بی نفت بعید بود کارخانه های صنعتی راه بیفتد.
نفت نبود البته نمیمردیم. زندگی میکردیم. اما افغانستان شدن و در واقع افغانستان ماندن ما محتملتر بود تا ترکیه شدن مان.
29 اسفند 1404 بیستمین روز تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران است و بیش از پیش روشن شده که ادعای کمک به مردم برای نیل به دموکراسی یاوه ای بیش نبوده و دردشان نفت است و اگر همچنان بر سر سفره نفت ما نشسته بودند این همه حساسیت نداشتند. وگرنه هسته ای را که مدعی اند از بین برده اند.
75 سال است که بر سر سفره ای نشسته ایم که مصدق با حمایت مردم گسترانید و اکنون نیز فرزندان ایران بیش از هر مقوله دیگر از نفت و گاز ایران پاسداری می کنند چون نفت ملی شده ولو دولت ها در تخصیص آن ریخت و پاش داشته باشند اما چون نیک بنگریم از مواهب آن در زیرساخت ها بهره برده ایم و بدون نفت احداث این زیرساخت ها میسر نبود. زیرساخت هایی که خدا نکند هدف تهاجمات متجاوزان این روزها قرار بگیرد و اگر چنین شود ایران بی هیچ رودربایستی واکنشهای منطقهای درخور نشان می دهد چون نفت همچون خون در رگ های اقتصاد ما جریان دارد و بازی با آن شوخی بردار نیست.