صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۲۱۶۶
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۵ - ۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - 26 March 2026

جهانِ بعد از جنگِ رمضان 

اتفاقی در نخستین ساعات صبح شنبه دهم رمضان به وقوع پیوست تنها حمله ایالات متحده آمریکا به ایران نبود بلکه ضربه تمدن غرب به روح جوامع اسلامی بود که آنها را پس از قرن‌ها خفتگی بیدار کرده است.

عظیم محمودآبادی

انصاف نیوز

جنگی که در دهمین روز رمضان سال 1404 شمسی آغاز شد – فارغ از نتایج آن - نه تنها ترکیب قدرت‌های منطقه بلکه بسیار فراتر از آن نظم جهانی را برای همیشه تغییر خواهد داد تا جایی که مو.محققان جهان به ویژه در جوامع غربی برای دهه‌ها و حتی سده‌ها در مورد این اتفاق بزرگ و تبعات بسیار جدی و عمیق آن به تامل و تفکر خواهند پرداخت. 

اینکه گفتم این جنگ فارغ از نتایج آن اهمیتی در ابعاد جهانی خواهد داشت ناظر به این نکته است که به باور نگارنده، آثار این واقعه بزرگ آنقدر مهم است که نتایج جنگی که اکنون در میانه آن قرار داریم با همه اهمیتی که دارد، تنها بخش بسیار ناچیزی از آن خواهد بود. 

این جنگ چه به تثبیت، تقویت و توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران منجر شود و چه این نظام از اساس ساقط شود آنقدر اهمیت ندارد که از حیث تمدنی، جهان را وارد عصر جدیدی خواهد کرد. 

برای روشن‌تر شدن مقصود، خوب است استنادی به "آرنولد جوزف توئین‌بی" (۱۸۸۹–۱۹۷۵)، مورخ برجسته انگلیسی داشته باشم. او در مقدمه کتابی که در نیمه‌های قرن بیستم (سال 1947) نوشته است از مخاطبانش می‌پرسد فکر می‌کنید اگر صد سال، دویست سال و حتی بالاتر از آن هزار یا دو هزار سال بعد از نگاه مورخان بزرگی که خواهند آمد بزگ‌ترین رویداد زمانه ما چیست؟ 

او در پاسخ به این سئوال مهم هیچ یک از دو جنگ جهانی بزرگ را گزینه‌‌های شایسته‌ای برای پاسخ به این سئوال نمی‌شمارد. او حتی سقوط امپراتوری‌های بزرگی چون عثمانی و ظهور کشورهای جدیدالتاسیس در خاورمیانه را کوچک‌تر از آن می‌داند که در قد و قامت مهم‌ترین واقعه قرن بیستم کاندیدا شوند. 

از نگاه او برای این سئوال تنها و تنها یک پاسخ وجود دارد و آن تفوق تمدن غرب و به حاشیه رانده شدن عموم تمدن‌های شرقی است. : «مورخان سال 4047 خواهند گفت که ضربه تمدن غرب بر تمدن‌های معاصرش، در دومین نیمه دومین هزاره میلادی، واقعه تاریخ‌ساز آن عصر بود زیرا که نخستین گام در راه یگانه‌سازی نوع بشر و تبدیل آن به یک جامعه واحد بود.» (آرنولد ج.توئین‌بی، تمدن در بوته آزمایش،ترجمه ابوطالب صارمی، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول؛ 1353،ص203)

توئین‌بی اما این بزرگ‌ترین دستاورد غرب و مهم‌ترین واقعه قرن را با همه عمق و وسعت بی‌نظیرش مصون از به حاشیه رانده شدن و حتی اضمحلال نمی‌داند. او تهدیدهایی که برای این دستاورد بزرگ وجود دارد را احصا می‌کند و یکی از مهم‌ترین‌های آن البته هضم شدن تدریجی این تمدن در تمدن‌هایی است که به شکلی آهسته و پیوسته توسط مهاجران جوامع شرقی به کشورهای غربی انتقال خواهد یافت. 

اما این همه ماجرا نیست! او معتقد است تمدن غرب که اکنون(سال1947) در اوج تفوق قرار دارد ممکن است در جایی بزرگ‌ترین ضربه‌ای را بخورد که هیچ‌گاه نتواند مجددا قامت راست کند و برای همیشه به حاشیه رانده شود. توئین‌بی برخی از چالش‌هایی که پیش روی این تمدن وجود دارد را می‌شمارد -از جمله مارکسیسم - اما هیچ یک از آنها را آنقدر حائز اهمیت نمی‌داند که بتواند از پس آن برآید.

 تنها موردی که وی بر روی آن تمرکز می‌کند و می‌گوید دیر یا زود از جایی که فکرش را نمی‌کنیم به سراغ ما خواهد آمد و این بزرگ‌ترین دستاورد قرون جدید ما را از بین خواهد برد «اسلام» است! او معتقد بود اسلام، اژدهای خفته‌ای است که اگر حتی بعد از هفت قرن هم از جا برخیزد می‌تواند تمام آنچه غرب به لحاظ تمدنی در جهان کسب کرده را یکجا ببلعد.

توئین‌بی که در زمانه خود به پیش‌بینی‌های عجیبش – از حیث وقوع- مشهور بود، در این مورد تصریح داشت که در صورت تعبیر شدن چیزی که برای وی به کابوسی وحشتناک می‌ماند، آسیب‌هایی غیرقابل محاسبه برای غرب و تمدنش در پی خواهد داشت: «بانگ شورش ممکن است در برانگیختن روح نظامی اسلام – حتی اگر این روح به‌قدر خفتگان هفتگانه در خواب بوده باشد – اثر روحی محاسبه‌ناپذیری داشته باشد؛ زیرا که ممکن است پژواک‌های یک عصر قهرمانی را منعکس سازد.» (همان، صص199و200)

اتفاقی در نخستین ساعات صبح شنبه دهم رمضان به وقوع پیوست تنها حمله ایالات متحده آمریکا به ایران نبود بلکه ضربه تمدن غرب به روح جوامع اسلامی بود که آنها را پس از قرن‌ها خفتگی بیدار کرده است.هیچ واقعه‌ای دیگری در جهان نتوانسته در این ابعاد و امتداد از خیابان‌های تهران تا دوردست‌ترین شهرهای مرزی ایران و حتی فراتر از آن در شهرهای مختلف کشورهایی چون عراق، لبنان، یمن، هند، پاکستان، بحرین و حتی برخی کشورهای غربی را در این ابعاد به یکدیگر پیوند دهد مگر حادثه هفتم اکتبر و تحولات پس از آن که خود از زمینه‌های رقم خوردن واقعه دهم رمضان و لرزه‌های پس از آن است. 

آری دهم رمضان همان چیزی شد که مورخ انگلیسی هشتاد سال پیش آرزو می‌کرد به وقوع نپیوندد: «اسلام ممکن است بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام کند. دور باد آن روز». (همان)

 

ارسال به تلگرام