صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۳۶۱۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۵ - ۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - 02 April 2026
جنگ‌نوشت»های احسان محمدی

نفیسه کوهنورد، پیرمرد لبنانی و علی اکبر دهخدا!

دهخدا در شعری سروده وطن دوستی را از ماکیان (مرغ خانگی) باید آموخت

عصرایران؛ احسان محمدی- تلویزیون روشن بود و «نفیسه کوهنورد» خبرنگار جسور بی‌بی‌سی فارسی داشت از حال و روز آوارگان جنوب لبنان گزارش می‌داد. 

از اندوه زنان و مردانی که خانه‌هایشان را اسرائیل ویران کرده بود و وقتی به میدان اصلی شهر پناه برده بودند، دولت لبنان وادارشان کرده بود در حومه شهر چادر بزنند تا «وجهه شهر» خراب نشود!

‌پیرمردی که تمام زندگیش در یک خودرو کهنه بود از یک عمر زندگی‌اش در جنگ گفت. اینکه دو بار خانه‌اش را اسرائیلی‌ها ویران کرده‌اند، اینکه اهل سیاست نیست و فقط آرزو دارد کشورش رنگ آرامش ببیند. حتی از ایران همه گله کرد اما یک‌جا بلند شد، رفت سمت چمن‌زاری که زباله‌های رها شده زیبایی‌اش را از بین برده بودند، بعد مُشتی پرنده‌ی در حال پرواز را نشان داد و گفت: «یک‌بار پرنده‌ای پشت پنجره‌ اتاقم تخم گذاشته بود، دست بردم تا تخمش را از توی لانه‌اش بردارم، اما به دست من نوک زد چون می‌خواستم بچه‌اش را از او دور کنم. من موافق مقاومت جلوی پیشروی اسرائیل هستم، از ما چه انتظاری دارید؟ آن‌ها می‌خواهند بچه‌ها و سرزمینمان را در جنوب از ما بگیرند ...»

‌یاد شعری از «علی اکبر دهخدا» افتادم. مردی که عمری را در راه خدمت به ایران سپری کرد و به معنی واقعی دود چراغ خورد و استخوان خرد کرد. در میان آثار به جا مانده از او «لغت‌نامه دهخدا» - عظیم‌ترین فرهنگنامه فارسی- که ۴۵ سال روی آن کار کرد، به معنی واقعی شاهکار است. جالب است بدانید او برخی از یک میلیون فیش‌برداری این اثر را روی جعبه سیگار، روزنامه، پاکت میوه و ... یادداشت کرده بود.

‌دهخدا در شعری می‌سراید:

‌هنوزم ز خُردی به خاطر دَر است
که در لانـﮥ ماکیان، بُرده دست

به منقارم آنسان به سختی گَزید
که اشکم چو خون از رگ، آن دم، جهید

پدر، خنده بر گریه‌ام زد که هان!             
وطن‌داری آموز از ماکیان!

‌شاعر می‌گوید: هنوز یادم می‌آید وقتی کودک بودم دستم را توی لانه مرغ‌های خانگی بردم، یکی از آن‌ها چنان دستم را محکم نوک زد که اشکِ چشمم مثل خونی که از رگ بیرون می‌زند، جاری شد. پدرم از گریه‌ی من خندید و گفت: فرزندم! وطن‌‌دوستی و حفظ خانه‌ را از مرغ‌های خانگی یاد بگیر!

‌امروز دیدم یک نفر نوشته بود: «سگ‌های هلال‌احمر که این روزها و شب‌ها در ویرانه‌های ناشی از بمب و موشک‌های آمریکا و اسرائیل پی زنده مانده‌ها و پیکرها می‌گردند شریف‌تر از خائنان به وطن هستند!»، فکر کردم کاش بعضی‌ها عشق به میهن و دفاع از خانه را از سگ‌ها و مُرغ‌های خانگی یاد می‌گرفتند!

ارسال به تلگرام