صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۳۷۳۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۵ - ۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - 03 April 2026
«جنگ‌نوشت»های احسان محمدی

واقعاً «بهترش را می‌سازید؟!»

داشت از خسارت جنگ می‌گفت و از بمباران شرکت‌ها، کارخانه‌ها و زیرساخت‌ها. اینکه بعضی‌ها از آن‌ها که می‌گویند: «مهم نیست، بهترش را می‌سازیم!»

عصرایران؛ احسان محمدی- تلفنی با دوستی حرف می‌زدم که صاحب کسب و کار است. به قول خودش در یکسال گذشته «دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی» را با چالش‌هایی مثل قطعی برق و آب و آلودگی هوا و ... از سر گذارنده و الان نه تامین‌کننده‌‌های محصولات اولیه مورد نیازش، امکان تولید دارند، نه بازاری برای فروش هست، نه با افزایش 60 درصد حقوق کارگران توان عقد قرارداد با همه را دارد و نه می‌تواند کارمندها و کارگرهایش را وادار کند که وسط جنگ بیایند سرکار ... «اصلاً بیایند چکار کنند؟ تازه اگر آمدند و اتفاقی برایشان افتاد چکار کنم؟»

‌داشت از خسارت جنگ می‌گفت و از بمباران شرکت‌ها، کارخانه‌ها و زیرساخت‌ها. اینکه بعضی‌ها از آن‌ها که می‌گویند: «مهم نیست، بهترش را می‌سازیم!» تا چه اندازه همه چیز را را فانتزی می‌بینند. اینکه این افراد اگر توی عمرشان حتی یک تیغه دیوار را توی خانه‌شان خراب کرده باشند هم امکان ندارد بعد از ویرانی کارخانه‌های عظیمی مثل فولاد و پتروشیمی عسلویه چنین چیزی بگویند.

‌من این فرصت را داشته‌ام که دو سال در بخش HSE (ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست) شرکت ملی نفت در بیابان‌ها کار کنم و در کنارش از چند کارخانه بزرگ فولاد و پتروشیمی و معدن و ... بازدید کرده‌ام. از جاهایی که الان همان‌ها که می‌گویند «مهم نیست، بهترش را می‌سازیم!» فقط عکس یا ویدیوهایی کوتاهی از دود و خرابی‌اش را می‌بینند و هیچ تصوری از عظمت آنجا، دستگاه‌ها، نقاله‌ها، لودرها، کامیون‌‌ها، پروسه تولید، تعداد کارگران شاغل، زنجیره تامین و ... ندارند.

‌این کارخانه‌ها‌ عموماً چنان بزرگ هستند که بدون وسیله نقلیه حتی دیدن گوشه‌ای از آن‌ها امکان‌پذیر نیست. یک‌شبه هم ساخته نشده‌اند. گام به گام توسعه پیدا کرده‌اند، در گرما و در سرما مهندسان و کارگرانی از همین سرزمین، خشت روی خشت گذاشته‌اند، با مکافات و لابه‌لای تحریم‌ها، قطعه ساخته یا وارد کرده‌اند تا بشود کارخانه‌ای را سرپا کنند، شغل خلق شود، چرخه اقتصاد بچرخد، زندگی شکل بگیرد ...

‌آن‌ها که لابه‌لای شعر و شعارها می‌گویند: «مهم نیست، بهترش را می‌سازیم!» حتی خبر ندارند که در پروسه ساخت یک کارخانه و حتی بهره‌برداری از آن چند کارگر و مهندس صدمه دیده‌اند. دست و پایشان حین کار قطع شده، ریه‌شان از کار افتاده، به بیماری‌های مختلف دچار شده‌اند، نمی‌فهمند که صنایع مادری مثل فولاد وقتی وقتی ویران می‌شوند چطور دهها هزاران نفر از کار بیکار و خانه‌نشین می‌شوند، هزاران خانواده که عموماً از قشر فرودست جامعه‌اند و مستاجر، زندگی‌هایشان متلاشی می‌شود و ...

‌نقل است که معاویه از عمر و عاص پرسید: «قویتر از ذوالفقار علی سراغ داری؟» و آن رند روزگار جواب داد: «جهل جماعت!» جنگ هیولاست، خانه‌ها و زندگی‌ها را پاره پاره می‌کند. حساب عاملان و زمینه‌سازان آن جداست اما کسانی که به زبان فارسی، جنگ را تا سر حد فیلم‌های هندی با پایان خوش و جملاتی مثل «مهم نیست، بهترش را می‌سازیم!» مشروعیت می‌بخشند همان‌ «جماعتی» هستند که جهلشان از ذوالفقار علی (ع) هم قویتر است و هیچ‌ ‌چیز از خواب بیدارشان نمی‌کند. نه فریاد وجدان، نه جیغ کودکان و نه فروریختن پل‌ها و خانه‌ها  و کارخانه‌‌ها .... فقط یک چیز تکانشان می‌دهد: وقتی منافع خودشان به خطر بیفتد که «سعدی» فرمود: «تا خرمنت نسوزد، احوال ما ندانی!»

ارسال به تلگرام