صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۳۹۰۵
تاریخ انتشار: ۰۴:۴۶ - ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - 04 April 2026

نگاهی به «حسبی الله» محسن چاووشی

یکی از نقدهایی که می‌توان به محتوای این اثر وارد دانست، جای خالی اشاره به حوادث تلخ دی‌ماه و آسیب‌دیدگان آن ماجراست. اضافه شدن حتی یک بند یا یک مصرع در هم‌دردی با قربانیان و داغ‌دیدگان آن روزهای تلخ، می‌توانست «چتر همدلی» این ترانه را بسیار گسترده‌تر کند.
عصر ایران؛ علی بهاری - در روزگاری که موسیقی و هنر در بسیاری از مواقع به ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تجارت تقلیل یافته است، انتشار آثاری که واکنش مستقیم به شرایط اجتماعی و ملی دارند، همواره توجهات را به خود جلب می‌کند. آهنگ «حسبی الله» با صدای محسن چاوشی یکی از همین دست آثار است. در این باره نکات زیر گفتنی است:
 

صدای بلند وطن‌دوستی در سکوت عافیت‌طلبان

بزرگ‌ترین نقطه قوت «حسبی الله»، روحیه وحدت‌بخش و وطن‌پرستانه‌ای است که در تار و پود آن جریان دارد. در شرایطی که بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده، سلبریتی‌ها و هنرمندان، مسیر محافظه‌کاری و عافیت‌طلبی را در پیش گرفته‌اند، چاوشی نشان داد که ترجیح می‌دهد در بزنگاه‌ها روی سکو بایستد و موضع خود را درباره «ایران» مشخص کند.
 
در زمانه‌ای که برخی با سکوت‌های معنادار یا اتخاذ مواضع دوپهلو و به‌اصطلاح «وسط‌بازی» تلاش می‌کنند پایگاه اجتماعی خود را در هیچ‌کدام از طیف‌ها از دست ندهند  تا «نه سیخ بسوزد و نه کباب» چاوشی با این قطعه ثابت کرد که دغدغه تمامیت ارضی و همبستگی ملی برای او فراتر از محاسبات رایج شهرت است.
 

لغزش ترانه از استعاره به مستقیم‌گویی

ذات هنر و به ویژه شعر، بر پایه‌ی استعاره، ایهام و لطافت استوار است؛ حتی زمانی که قرار است خشم یا نقدی تند را بیان کند. با وجود نیت ارزشمند اثر، ترانه در بخش‌هایی دچار افت کیفی و عدول از زبان هنر می‌شود.
 
 مثلا در فرازی از این قطعه می‌شنویم: «دریدگان پر غضب / دهان نجس و بی‌ادب / مریض و واجب‌المطب / قماش تجزیه‌طلب». این جا کلام به شکل مشهودی به سمت مستقیم‌گویی و دشنام می‌رود. استفاده از واژگانی چون «نجس» یا «واجب‌المطب» شاید برآمده از خشمی درونی، صادقانه و اتفاقا مطابق با واقع باشد، اما ظرفیت و ظرافت هنری اثر را کاهش می‌دهد.
 
 اگر این خشم و انزجار از تجزیه‌طلبی، با واژگان پخته‌تر و در لفافه‌ای از صنایع ادبی بیان می‌شد، نه‌تنها تاثیرگذاری آن دوچندان می‌شد، بلکه شأن اثر را برای ماندگاری در تاریخ موسیقی معاصر بالاتر می‌برد.
 

جای خالی گسترده‌تر شدن چتر همدلی

هنری که داعیه‌دار وحدت ملی است، باید بتواند آینه‌ای در برابر تمام دردهای جامعه باشد. اتحاد و هم‌بستگی زمانی به کمال می‌رسد که هیچ زخمی در پیکره‌ی جامعه نادیده گرفته نشود. از این رو، یکی از نقدهایی که می‌توان به محتوای این اثر وارد دانست، جای خالی اشاره به حوادث تلخ دی‌ماه و آسیب‌دیدگان آن ماجراست.
 
اضافه شدن حتی یک بند یا یک مصرع در هم‌دردی با قربانیان و داغ‌دیدگان آن روزهای تلخ، می‌توانست «چتر همدلی» این ترانه را بسیار گسترده‌تر کند.
 
چنین رویکردی نشان می‌داد که هنرمند، سوگوار تمام دردهای ملی است و این‌گونه، اقشار بسیار وسیع‌تری از مردم با سلایق و دیدگاه‌های گوناگون، با این قطعه احساس نزدیکی و هم‌ذات‌پنداری می‌کردند. شاید اگر این اتفاق می‌افتاد دیگر نیازی هم نبود تا محسن چاوشی متنی را ضمیمه آهنگش کند؛ چه آنکه معروف است اثر هنری قوی حرف خود را می‌زند و به پیوست و توضیح نیازی ندارد.
 

آفت مصادره‌های تصویری 

برخی نماهنگ‌هایی که با این آهنگ ساخته و در فضای مجازی به‌شکلی گسترده پخش شد، آهنگ را در یک قاب خاص قرار داد. نمی‌دانم خود چاوشی با این نماهنگ موافق است یا نه ولی احتمالا صوت نماهنگ برای مخاطبان، جذابیت دیگری دارد و طیف گسترده‌تری از مردم را می‌تواند به خود جلب کند.
 
این اتفاق، نویسنده را به یاد گلایه‌های زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان انداخت. او نیز بارها از اینکه برخی رسانه‌ها، تصنیف‌های ملی و میهنی‌اش را با تصاویر مورد نظر خودشان ترکیب و پخش می‌کردند، ناراضی بود. این کج‌سلیقگی‌ها موجب می‌شود تا دایره مخاطبانی که می‌توانستند تنها با شنیدن خود موسیقی به حس وحدت و وطن‌دوستی برسند، محدودتر شود.
 

سخن پایانی

«حسبی الله» اثری است که باید آن را در بستر زمانه خودش شنید و درک کرد؛ اثری شجاعانه که اگرچه در کلام جای صیقل خوردن داشت و در نگاهِ همه‌جانبه به دردهای ملی می‌توانست کامل‌تر باشد، اما همچنان سند مهمی از دغدغه‌مندی محسن چاوشی برای مفهوم بزرگی به نام «ایران» است؛ ایرانی که در طول تاریخ بعد از تحمل زخم‌های گوناگون دوام آورده و این بار هم سرافراز خواهد شد انشاء‌الله.
ارسال به تلگرام