عصر ایران؛ یلدا آذرپی- یکی از حساسترین و کلیدیترین مباحث در حکمرانی مدرن، سرمایۀ اجتماعی است که وفاداری اجتماعی و توان اقتصادی را به تابآوری ملی گره میزند. در منطق دفاع ملی، «تجهیزات» و «راهبردها» در صدر توجه قرار دارند، اما واقعیت میدان نشان داده است که پولادیترین ارادهها در باور مردمی شکل میگیرد که پای کارِ میهن ایستادهاند.
مردم ایران، بهویژه در سالهای اخیر و در تندبادهای تحریم و تهدید، ثابت کردهاند که در لحظات سرنوشتساز، بیچونوچرا، «حفظ ملت و صیانت از خاک» را بر «نقد دولت» برمیگزینند. این ایستادگیِ بیدریغ، نباید با نادیده انگاشتنِ دردهای معیشتی همراه باشد.
قدردانی از چنین مردمی، صرفاً با کلمات زیبا محقق نمیشود. سپاس از مردم رنجور از جنگ و فداییِ خاک، نیازمند «چرخش راهبردی» در نگاه به معیشت است. اگر «دکترین بقای دیجیتال» برای حفظ امنیت زیرساختها حیاتی است، «دکترین بقای معیشتی» نیز برای حفظ انگیزه و توانِ زیربنای دفاعی کشور، یعنی مردم، اوجبِ واجبات است. اصلاحات اقتصادی در شرایط جنگی، دیگر انتخاب رفاهی نیست؛ ضرورت امنیتی است.
سفرهای که کوچک میشود، به پاشنه آشیلِ اقتدار بدل میگردد. باور داشته باشیم که بازسازی قدرت خرید مردم و ایجاد آرامش در فضای کسبوکارهای دیجیتال، مکمل پدافند غیرعامل است. کشور عزیزمان ایران بیش از هر زمان به پیوند «میدان» و «معیشت» نیاز دارد تا اقتدار نظامی، با پشتوانۀ رضایت عمومی، شکستناپذیر باقی بماند.
در آستانۀ این تحول بزرگ و پیروزی تحسینبرانگیز ملت و دولت در برابر دشمن خارجی باید از خود بپرسیم آیا ساختار اقتصادی ما به اندازۀ سامانههای پدافندیمان، توان دفع حملات و تابآوری در برابر شوکها را دارد؟ چگونه میتوان بین «ضرورتهای امنیتی در فضای مجازی» و «حیات اقتصادیِ کسبوکارهای خُرد» توازن پایدار ایجاد کرد تا معیشت فدای امنیت نشود؟ و مهمتر از همه، آیا برای قدردانی از ملتی که در سختترین تهاجمها صحنه را خالی نکردند، طرحی جامع برای بازگشت ثبات به جان و معاش در دست داریم؟
امنیت ملی در جهان امروز، مفهومی چندبعدی است که ابعاد اقتصادیاش دستکمی از ابعاد نظامی ندارد. وقتی صحبت از «قدردانی از مردم» میشود، نخستین گام، درک این واقعیت است که تابآوری کشور در برابر تهاجم خارجی، مستقیماً در گرو توان اقتصادی شهروندان است. اصلاحات معیشتی در این بستر بسیار حائز اهمیت است.
دولتی که بتواند در اوج بحران، ثبات قیمت کالاهای اساسی را حفظ کند، جبهۀ داخلی را تقویت کرده است. مردمِ پای کار، شایستۀ آناند که دغدغۀ نان، تمرکزشان را از آرمانهای ملی دور نکند. اصلاحات باید شامل بازنگری در سیاستهای پولی و مالی باشد تا از کاهش مداوم قدرت خرید جلوگیری شود؛ چرا که فقر، راسخترین اصول هر ساختاری را هم آسیبپذیر میکند.
اصلاحات معیشتی، دستورالعملی دینی و راهبردی برای حفظ ایمان و ثبات جامعه در برابر تکانههای خارجی است. جامعهای که از نظر اقتصادی تأمین باشد، در برابر «وعدۀ فقر شیطان» و دشمنان، تابآوری بیشتری خواهد داشت. از پیامبر اکرم (ص) نقل است که کادَ الفَقرُ أن یَکونَ کُفراً یعنی «نزدیک است که فقر به کفر بینجامد.». این حدیث نشان میدهد که فقر میتواند بنیانهای اعتقادی و نظم جامعه را از هم بپاشد.
قدردانی واقعی از مردم در ساختار شفافی نهفته است که در آن فداکاری شهروندان با رانتخواری عدهای خاص پایمال نمیشود. در شرایطی که کشور با انواع تهاجم روبهروست، هرگونه فساد یا نابرابری اقتصادی، سم مهلک برای انسجام ملی است. اصلاحات معیشتی باید با برخورد قاطع با مفاسد اقتصادی همراه باشد تا مردم احساس کنند بار سنگینِ شرایط جنگی، عادلانه بر دوش همگان تقسیم شده است. شفافسازی تخصیص منابع و اولویتدهی به بخشهای آسیبپذیر، وضعیت معیشتی را بهبود میبخشد و حس تعلق و اعتماد را به جامعه بازمیگرداند. اعتمادسازی موتور محرکی است که در لحظات بحرانی، مردم را بهنحوی خودجوش برای دفاع از تمامیت ارضی و هویت ملی به میدان میآورد.
در شرایطی که «قرنطینۀ ارتباطی» بهعنوان ضرورت امنیتی اعمال میشود، نباید از یاد برد که معیشت میلیونها ایرانی به این بستر گره خورده است. قدردانی از مردم در این حوزه، به معنای ایجاد راهکارهای جایگزین و زیرساختهای موازی است که فعالیتهای اقتصادی را حتی در زمان قطع اینترنت بینالملل، پایدار نگه دارد.
دولت باید با حمایت ویژه از پلتفرمهای بومی و تسهیل درگاههای پرداخت داخلی، اجازه ندهد جنگ سایبری، سفرههای دیجیتال را خالی کند. اصلاحات معیشتی به معنای جبران خسارت کسبوکارهای آسیبدیده و تقویت «اقتصاد دیجیتال توزیعشده» است. اگر امنیت، آزادی فعالیت اقتصادی را سلب کند، در بلندمدت به مخاطره میافتد. هوشمندی در مدیریتِ این گلوگاه، عینِ قدرشناسی از جامعه است.
اصلاحات مدنظر نباید صرفاً به توزیع یارانههای نقدی یا کالایی محدود شود؛ هدف باید ایجاد «رفاه تابآور» باشد که به معنای توانمندسازی مردم برای تولید ثروت در سختترین شرایط است. با کاستن از بروکراسیهای زائد در زمان بحران و فراهمکردن تسهیلات برای تولیدات خرد و خانگی، میتوان باری از دوش بودجۀ عمومی برداشت و به مردم قدرت عمل داد. ملتی که بداند دولت برای رفاهش در حال نوآوری است، با انگیزۀ مضاعف در برابر تهدیدات ایستادگی میکند.
قدردانی از مردمی که در برابر موشکباران خم به ابرو نیاوردهاند، با اصلاح ساختار اقتصادی میسر میشود. آنها شریک مقتدرِ حاکمیت در ادارۀ کشور هستند، نه فقط دریافتکنندۀ کمکهای مقطعی.
اصلاحات معیشتی مستلزم نگاهی باز و پویا به مبادلات بینالمللی، حتی در شرایط جنگی است. تنوعبخشی به شرکای تجاری و ایجاد کریدورهای جدید اقتصادی، راهکاری است برای دور زدن انسدادهایی که دشمن ایجاد میکند. قدردانی از مردم یعنی جنگیدن در جبهۀ دیپلماتیک برای باز کردن مسیرهای جدیدی که کالا و سرمایه را به سفرههای هموطنان بازگرداند.
اقتدار نظامی زمانی کامل میشود که با «دیپلماسی هوشمند اقتصادی» همراه باشد تا تحریمها و فشارهای خارجی نتوانند زندگی روزمرۀ شهروندان را فلج کنند. اصلاحات معیشتی، تضمینکنندۀ رونق بازار و لبخند رضایت مردمی است که بزرگترین دارایی و مدافع کشورند.