صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۵۳۸
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۳ - ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - 19 May 2010

"زنم مرا با بُرس كتك می‌زند"

اين مرد در حضور قاضي شعبه 238 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش با برس به دنبال او افتاده و پس از كلي دويدن در خانه وي را به شدت كتك مي‌زند به قدري كه تمام بدنش درد مي‌كند.
فارس: مردي در حضور قاضي دادگاه خانواده گفت: همسرم مرا با برس كتك مي‌زند و ادعا مي‌كند كه مي‌خواهد موهايم را شانه كند.

مردي 29 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي از قاضي يكي از شعب تقاضاي كمك كرد.

اين مرد در حضور قاضي شعبه 238 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش با برس به دنبال او افتاده و پس از كلي دويدن در خانه وي را به شدت كتك مي‌زند به قدري كه تمام بدنش درد مي‌كند.

وي ادامه داد: همسرم جثه بزرگتري نسبت به من دارد و زماني كه چيزي مي‌خواهد كه برايش تهيه نمي‌كنم به دنبال من مي‌افتد و مرا كتك مي‌زند.

زن 26 ساله در حضور قاضي گفت: من شوهرم را نمي‌زنم بلكه با برس موهاي او را شانه مي‌زنم. شوهرم شانه كردن مو را مثل كتك مي‌داند؛ ما حدود 5 سال است كه با هم زندگي كرديم و داراي يك فرزند 3 ساله هستيم.

مرد افزود: من را نجات دهيد من ديگر نمي‌توانم در كنار همسرم زندگي كنم و دائم از او كتك بخورم. من مداركي دارم كه نشان مي‌دهد از سوي همسرم مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌ام او گاهي اوقات با برس به روي پاي فرزند 3 ساله‌ام هم مي‌زند.

مرد گفت: همسرم دارو مصرف مي‌كند و حتي زماني هم كه دارو اعصاب مي‌خورد باز مرا كتك مي‌زند. گويا ديگر داروهاي آرامبخش هم بر وي تأثيري ندارد.

زن بيان كرد: من زماني از شوهرم جدا مي‌شوم كه او مهريه 500 سكه‌اي مرا بدهد.

مرد اين موضوع را قبول كرد و مدعي شد: همسرم شغلي ندارد و صلاحيت نگهداري فرزندم را هم ندارد مي‌خواهم فرزندم در كنار من باشد.

قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت مهريه 500 سكه بهار آزادي به زن كرد. همچنين حكم طلاق صادر شد و حضانت فرزند به دليل عدم صلاحيت مادر به پدر واگذار شد.
ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
۰۹:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۲/۳۰
منم امروز ميرم شوهرم و بچه هامو با برس كتك ميزنم بعدم مهريه و طلاقمو مي گيرم و وسلام.آآآآآآآآآي خوشبختي كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
۱۶:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۹
تا حالا چند برس نيز بر سر من شكسته است و دركت ميكنم ولي خوش به حالت كه با نيش زبان جگرت را نمي سوزاند.در ضمن توان طلاق را نيز ندارم .
تعداد کاراکترهای مجاز:1200