صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۶۴۲۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۰ - ۲۷ فروردين ۱۴۰۵ - 16 April 2026

کمال، به «کمال» رسید/ یادداشت یک معلم برای آقای ناظم

هر چند شهرت شهید خرازی با عنوان وزیر خارجه دولت اصلاحات و فعالیت های دیپلماتیک بود اما خاستگاه او آموزش و پرورش بود....

عصر ایران؛ امیرعباس میرزاخانی*- ناظم مدرسه علوی در ابتدای انقلاب اسلامی، مدیریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیرعامل خبرگزاری پارس ـ که بعدها به ایرنا تغییر نام داد ـ سخنگوی دوران جنگ هشت ساله، معاون وزیر امور خارجه، نماینده ایران در سازمان ملل، هشت سال وزیر امور خارجه کشور و نزدیک به سه دهه مسئول شورای راهبردی روابط خارجی با حکم رهبر شهید انقلاب؛ این‌ها تنها بخشی از مسئولیت‌های مردی است که دیانت را با تدبیر و سیاست را با اخلاق درهم آمیخته بود.

هر یک از این مسئولیت‌ها مرحله‌ای تازه در بلوغ فکری و مدیریتی او بود؛ گام‌هایی آرام و منظم که در کنار هم مسیر زندگی‌اش را شکل دادند. آقای دیپلمات متدین و آرام جمهوری اسلامی ایران، دکتر سید کمال خرازی، که در یک حمله تروریستی همراه با همسر گرانقدرش به درجه رفیع شهادت رسید.

در همان سال‌های ابتدایی جنگ، مسئولیت مدیرعاملی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را پذیرفت. ورود به این حوزه، نقطه‌ای بود که نشان می‌داد نگاه او تنها معطوف به وظایف اجرایی روزمره نیست، بلکه به آینده‌سازی و رشد نسلی تازه می‌اندیشد. کمال که فارغ‌التحصیل مدرسه علوی بود و تربیت مذهبی و فکری عمیقی داشت، در این جایگاه نیز بر ارتقای توان فکری و رشد نسل نوجوان تمرکز کرد؛ مسئولیتی که بازتاب‌دهنده باور او به اهمیت آموزش، خلاقیت و مهارت‌های ذهنی بود. این تجربه، لایه دیگری بر شخصیت مدیریتی و فکری او افزود و مسیری که از قبل آغاز شده بود، عمق بیشتری یافت. همین توجه به تربیت ذهنی و انس با فضای فکری، بعدها در جایگاه‌های رسانه‌ای و سیاسی نیز زیرساختی محکم برای تحلیل و تصمیم‌گیری او شد.

در سال‌های آغازین فعالیت حرفه‌ای، هدایت یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های خبری کشور، یعنی ایرنا، را بر عهده داشت و هم‌زمان نقش سخنگوی ستاد را نیز ایفا می‌کرد. همین مسئولیت اولیه، نخستین صحنه تمرین او برای پیوند میان تدبیر، تحلیل و دقت بود و مسیرش را به سوی مسئولیت‌های پیچیده‌تر بعدی هموار کرد. تجربه کار روزانه در فضای رسانه‌ای آن دوران، ضرورت تحول در شیوه‌های تولید و انتشار خبر را برای او روشن ساخت. از همین رو، با بهره‌گیری از فناوری‌های نو و بازآرایی چرخه اطلاع‌رسانی، توانست جریان تولید محتوا را از قالب‌های سنتی به الگوهای روزآمد و کارآمد نزدیک کند؛ اقدامی که نشان از نگاه آینده‌نگر و مدیریت منسجم او داشت و گامی دیگر در مسیر پختگی‌اش بود. به این ترتیب، آنچه در کانون پرورش فکری به‌عنوان تجربه‌ای فرهنگی آغاز شده بود، در حوزه رسانه ادامه یافت و مسیر رشد حرفه‌ای او را منسجم‌تر کرد.

دکتر خرازی از آن دسته انسان‌هایی بود که مسیر حرفه‌ای‌اش بیش از هر سخنی بر صداقت در گفتار و رفتارش گواهی می‌دهد. آرامش در رفتار، دقت در تحلیل و وقار در تصمیم‌گیری سه رکن ثابت شخصیت او بودند؛ خصوصیاتی که با هر مسئولیت تازه، بیشتر در وجودش رسوخ می‌کردند. سکوتش سرشار از اندیشه و کلامش حاصل تأمل بود؛ و همین شیوه زیستن، او را در محیط‌های علمی، مدیریتی و بین‌المللی به شخصیتی معتبر و قابل اعتماد تبدیل کرده بود. این پختگی تدریجی، همچون خطی ممتد، در تمام مناصبش دنبال می‌شد. پیوستگی همین ویژگی‌ها بود که باعث شد نقش‌های بعدی او چهره‌ای روشن‌تر از مسیر تکاملی زندگی‌اش بسازند.

در عرصه علم نیز تنها مدیر یا استاد دانشگاه نبود؛ جریان‌ساز بود. بنیان‌گذاری علوم شناختی در ایران، ایجاد نهادهای علمی و حمایت از توسعه بین‌رشته‌ای، حکایت از نگاه فراتر از زمانه او داشت. این‌ها ادامه همان مسیر رشد و بلوغی بود که از ابتدای راه در وجودش شکل گرفته بود. تأسیس «دانشگاه مجازی مهر البرز» نیز نشانه‌ای روشن از درک ژرف او از تحولات آموزشی و ضرورت پیوند دانش با فناوری بود؛ گامی دیگر در مسیر رو به رشدی که آرام و بی‌هیاهو طی می‌کرد. این حرکت علمی مکمل مسیری بود که از فرهنگ و رسانه آغاز شده و حالا در قلمرو علم به تعالی بیشتری رسیده بود.

او مدیری بود که «نقش» را به «روش زیستن» بدل کرده بود. باور داشت که مدیریت یعنی فراهم ساختن زمینه رشد انسان‌ها؛ یعنی تصمیم‌گیری آرام، تحلیل دقیق و پرهیز از شتاب‌زدگی. این منش که در سال‌های نخستین مسئولیت شکل گرفته بود، در طول زمان به پختگی کامل رسید و تبدیل به بخشی از هویت حرفه‌ای او شد. دقت، نظم و پیگیری مستمر، خصوصیاتی بودند که در همه رده‌های مدیریتی او دیده می‌شدند و محیط‌هایی که تحت هدایتش قرار می‌گرفتند، همواره از تعادل، تحمل و خرد جمعی برخوردار بودند. چنین رویکردی نشان می‌داد که مسیر کمال او فقط در مسئولیت‌ها نبود، بلکه در منش و روش زندگی‌اش نیز جریان داشت.

در کنار دانش و تجربه، روحی لطیف و زیبایی‌جو داشت. دستخط آراسته، توجه به جزئیات و رفتار سرشار از احترام، نشانه‌هایی از پیوند عقلانیت و لطافت در شخصیت او بودند. دینداری‌اش آرام، عمیق و بی‌هیاهو بود؛ و همین اعتدال و آرامش، رفتارش را به‌تدریج چنان ساخت که به الگویی از اخلاق‌ورزی و صداقت بدل شد. ویژگی ای که در دوران تصدی دستگاه دیپلماسی زبانزد بسیاری از سیاستمداران کشورهای مختلف جهان قرار گرفت.

هرچه پیش می‌رفت، این صفات بیشتر با نقش‌های اجتماعی و مدیریتی‌اش تنیده می‌شدند و او را کامل‌تر می‌کردند. به همین دلیل، مفهوم «کمال»، در لایه‌لایه شخصیت او در ادوار مختلف زندگی سیاسی  و اجتماعی او قابل مشاهده است.

زیست حرفه‌ای دکتر خرازی نشان می‌داد که او از جنس «تجربه‌های انباشته و پخته» بود؛ تجربه‌هایی که از مدرسه علوی تا اتاق‌های تصمیم‌سازی بزرگ همراهش بودند. این مسیر پرفراز و آرام، از او شخصیتی ساخت که می‌توانست در دوره‌های آرامش و فروکش بحران‌ها، نقشی عمیق‌تر در عرصه‌های مختلف حرفه‌ای ایفا کند. لایه‌لایه افزودن تجربه بر تجربه، او را در موقعیتی قرار داد که می‌توانست در روزگار آرام‌تر، در خدمت سامان‌دهی روابط و مناسبات مهم‌تری قرار گیرد. بدین ترتیب، مسیر رشد او هم از نظر تجربه و هم از نظر معنا رو به اوج می‌رفت.

شهادت دکتر سید کمال خرازی، پایان مسیری نبود که پیموده بود؛ بلکه اوج طبیعی همان مسیری بود که از آغاز با ایمان، آرامش، اخلاق و خدمت آغاز کرده بود. مجموعه سال‌ها تجربه، مدیریت، تعهد و منش انسانی، او را در جاده‌ای قرار داده بود که هر قدمش معنایی عمیق‌تر می‌یافت. و در نهایت، شهادت او نقطه تکامل همان راهی شد که تمام عمر با صداقت و وقار پیمود؛ گامی نهایی که نام و زندگی‌اش را به معنای «کمال» رساند.

روحش آرام و یادش ماندگار. 

•  معلم و کارشناس تعلیم و تربیت

ارسال به تلگرام