صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۶۷۸۰
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۵ - ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - 18 April 2026

میانجی‌گری بین ایران و آمریکا، چه سودی برای پاکستان دارد؟

وجود مرز طولانی و مشترک بین پاکستان و ایران و حضور یکی از بزرگ‌ترین جوامع شیعی جهان در پاکستان، به این کشور «وزن معنوی» و درک متقابلی در مذاکره و تعامل با ایران بخشیده است. 

عصر ایران؛ احمد فرتاش - پاکستان در هفته‌های اخیر نقش پررنگی را به عنوان میانجی بین ایران و و آمریکا ایفا کرده است. این نقش‌آفرینی با استقبال توأم تهران و واشنگتن مواجه شده است و دست کم تا این‌جا در جلوگیری از تداوم جنگ و بویژه حملۀ گسترده‌تر و شدیدتر آمریکا به زیرساخت‌های ایران موثر بوده؛ حمله‌ای که می‌توانست به قطع گستردۀ برق در ایران منتهی شود و البته پاسخ متقابل ایران را در پی می‌داشت و کشورهای متحد آمریکا در منطقۀ خلیج فارس را نیز گرفتار خاموشی گسترده می‌کرد. 

  در این یادداشت، می‌کوشیم به این سؤال جواب دهیم که چرا ایران و آمریکا، پاکستان را به عنوان میانجی‌ پذیرفته‌اند و این میانجی‌گری چه فوایدی برای پاکستان دارد؟
 

دلایل پذیرش پاکستان به عنوان میانجی

عدم حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا در پاکستان: برخلاف بسیاری از کشورهای حوزۀ خلیج فارس، پاکستان میزبان پایگاه‌های نظامی دائم آمریکا نیست. این موضوع باعث می‌شود تهران اعتماد بیشتری به استقلال عمل این کشور داشته باشد. پس از خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، عمران‌خان نخست‌وزیر وقت پاکستان با جملۀ مشهور «Absolutely Not» (مطلقا نه) تاکید کرد اجازۀ ایجاد پایگاه برای عملیات‌های ضد تروریستی را به آمریکا نخواهد داد. مقامات فعلی پاکستان نیز همچنان بر این موضع پافشاری می‌کنند.
 
البته این رویکرد به معنای فقدان هر گونه همکاری نظامی بین پاکستان و ایالات متحده نیست. مطابق توافق‌نامۀ ALSA، پاکستان به کشتی‌ها و هواپیماهای نظامی آمریکا اجازه می‌دهد برای سوخت‌گیری یا تعمیرات، از امکانات پاکستان استفاده کنند. همچنین پاکستان در سال‌های اخیر نیز حریم هوایی خود را برای پروازهای ترانزیت نظامی آمریکا باز گذاشته است. ضمنا مستشاران نظامی آمریکا ممکن است در مراکز آموزشی پاکستان حضور داشته باشند، اما این به معنای مالکیت یا مدیریت یک پایگاه مستقل توسط آمریکا نیست. 
 
فقدان «پایگاه رسمی و دائمی» (مشابه پایگاه العدید قطر) به پاکستان اجازه می‌دهد نقش میانجی را بین ایران و آمریکا ایفا کند. اگر پاکستان مثل برخی کشورهای منطقه میزبان هزاران سرباز آمریکایی و انبارهای تسلیحاتی بزرگ آن‌ها بود، تهران هرگز نمی‌توانست به اسلام‌آباد به عنوان یک بازیگر «بی‌طرف» یا حداقل «کم‌خطر» اعتماد کند. 

در واقع ارتش پاکستان، به فرماندهی فیلدمارشال عاصم منیر، بسیار مراقب است موازنه را حفظ کند. یعنی در عین همکاری نظامی برای دریافت کمک‌های مالی و تجهیزاتی، بدون واگذاری رسمی خاک خود به آمریکا، مانع تحریک ایران یا گروه‌های افراطی در داخل پاکستان شده است. 
 
روابط نزدیک نظامی با دولت ترامپ: ارتش پاکستان، بویژه ژنرال عاصم منیر، موفق شده است کانال‌های ارتباطی مستقیم و موثری با دونالد ترامپ برقرار کند. برخی تحلیلگران معتقدند اسلام‌آباد رگ خواب ترامپ را پیدا کرده و توانسته است خود را به عنوان یک شریک راهبردی برای او تعریف کند. 
 
پیوندهای فرهنگی و مذهبی با ایران: وجود مرز طولانی و مشترک بین پاکستان و ایران و حضور یکی از بزرگ‌ترین جوامع شیعی جهان در پاکستان، به این کشور «وزن معنوی» و درک متقابلی در مذاکره و تعامل با ایران بخشیده است. 
 
موقعیت ژئواستراتژیک: پاکستان در دهانۀ خلیج فارس و اقیانوس هند قرار دارد و هر گونه بحران در تنگۀ هرمز مستقیما امنیت ملی و تجاری این کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این حیث میانجی‌گری پاکستان بین ایران و آمریکا، ذاتا موجه‌تر از میانجی‌گری بسیاری از کشورهای دیگر به نظر می‌رسد. 
 

فواید میانجی‌گری برای پاکستان

جلوگیری از فروپاشی اقتصادی: اقتصاد پاکستان، مثل بسیاری از کشورهای جهان، به شدت به واردات انرژی از منطقۀ خلیج فارس وابسته است. هر گونه جنگ گسترده و طولانی در این منطقه، باعث شو‌ک‌های عظیم قیمت سوخت و قطع مسیرهای تجاری می‌شود و این برای اقتصاد پاکستان مرگبار خواهد بود. بحران اقتصادی در پاکستان، ترکیبی از «بدهی سنگین» و «تورم کمرشکن» است که این کشور را به مرز ورشکستگی کشانده است. ذخایر ارزی ناچیز هم یکی از ابعاد بحران اقتصادی در پاکستان است. ذخایر دلار در بانک مرکزی پاکستان گاهی به قدری کم می‌شود که فقط برای پوشش چند هفته واردات (مثل دارو و سوخت) کافی است. این کمبود دلار باعث افت شدید ارزش روپیه (پول ملی پاکستان) شده است. 
 
پاکستان به دنبال اجرای پروژۀ خط لولۀ گاز ایران (صلح) است تا انرژی ارزان دریافت کند، اما به دلیل تحریم‌های آمریکا نمی‌تواند آن را تکمیل کند. اسلام‌آباد امیدوار است با میانجی‌گری و کاهش تنش بین ایران و آمریکا، راهی برای معافیت از تحریم‌ها و نجات اقتصاد لرزان خود پیدا کند. همچنین سیل‌های ویرانگر سال‌های اخیر و مدیریت ضعیف در بخش کشاورزی و صنعت، تولید داخلی پاکستان را مختل کرده و این کشور را بیش از پیش به واردات وابسته کرده و این وضع نیز یکی دیگر از جنبه‌های گوناگون بحران اقتصادی در پاکستان است. 
 
بر این موارد باید بدهی‌های خارجی عظیم پاکستان را نیز افزود. پاکستان میلیاردها دلار به نهادهای بین‌المللی (مثل صندوق بین‌المللی پول) و کشورهایی مثل چین بدهکار است. بخش بزرگی از درآمدهای دولت پاکستان صرف پرداخت سود وام‌های دریافتی از نهادها و کشورهای خارجی می‌شود و عملا پولی برای «توسعه» در انبان دولت پاکستان باقی نمی‌ماند. 
 
فرار از «انتخاب سخت»: پاکستان از یکسو پیمان دفاعی مشترک با عربستان دارد و از سوی دیگر همسایۀ ایران است. در صورت وقوع جنگ بین ایران و عربستان، در صورت طولانی‌شدن جنگ آمریکا با ایران، پاکستان مجبور به انتخاب یکی از طرفین نزاع می‌شد و انتخاب هر یک از طرفین (ایران یا عربستان)، برای پاکستان هزینه‌های گزاف امنیتی و سیاسی در بر داشت. میانجی‌گری باعث می‌شود پاکستان راهی برای خروج از این تنگنای محتمل پیدا کند. 
 
ارتقای اعتبار بین‌المللی: ایفای نقش میانجی بین ایران و آمریکا، به پاکستان کمک کرده  از «قرنطینۀ دیپلماتیک»، که رقبای منطقه‌ای‌اش (مانند هند) سعی در تحمیل آن بر پاکستان داشتند، خارج شود و خود را به عنوان «محور دیپلماسی منطقه» و یک «صلح‌ساز جهانی» معرفی کند. 
 
مشروعیت داخلی: موفقیت در سیاست خارجی و میزبانی مذاکرات بزرگ، به دولت شهباز شریف و ارتش پاکستان کمک می‌کند تا در میانۀ بحران‌های سیاسی داخلی، وجهه و مشروعیت خود را بازسازی کنند. پاکستان در حال حاضر با یک بحران سیاسی عمیق و چندوجهی دست‌وپنجه نرم می‌کند که محور اصلی آن تقابل شدید بین حامیان عمران‌خان (حزب تحریک انصاف) و ائتلاف حاکم به رهبری شهباز شریف است. این تنش‌ها به دلیل ادعاهای گسترده در مورد تقلب در انتخابات اخیر، بازداشت رهبران مخالف و محدودیت‌های رسانه‌ای به اوج خود رسیده است. از سوی دیگر، دخالت‌های سنتی ارتش در سیاست و تلاش این نهاد نظامی برای مهار نفوذ سیاسی عمران‌خان، باعث شکاف میان جامعه و ارتش پاکستان شده است؛ شکافی که در کنار بحران اقتصادی خردکننده و افزایش حملات تروریستی در ایالت‌های رمزی، ثبات داخلی این کشور را به شدت متزلزل کرده است.  
 
به طور خلاصه، پاکستان با ایفای نقش «پل فیزیکی» میان تهران و واشنگتن، نه تنها به دنبال کاهش خطر جنگ در مرزهای خود است، بلکه تلاش می‌کند جایگاه استراتژیک خود را در نظم جدید منطقه‌ای تثبیت کند. 
 
 
 
ارسال به تلگرام