یادداشت میهمان؛ رضا جعفری - یکی از چالشهای جدی برای بازیگرانی که در مقطعی از کارنامهشان به یک نقش ماندگار دست پیدا میکنند، رهایی از سایه همان نقش است؛ خطری که میتواند به تکرار، کلیشه و حتی فرسایش بازیگری منجر شود.
حسن پورشیرازی پس از نقش بهیادماندنی «غلام باستانی» در فیلم «پیرپسر»، حالا در سریال «بدنام» با کاراکتر «حاج ابراهیم» در موقعیتی قرار گرفته که شباهتهای بالقوهای میان این دو نقش وجود دارد: هر دو مردانی مسن، صاحب قدرت و دارای لایههایی از تاریکی درونی. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه فاصلهگذاری هوشمندانه او با آن نقش قبلی است.
پورشیرازی بهخوبی آگاه بوده که کوچکترین لغزش در این مسیر میتواند «حاج ابراهیم» را به نسخهای تکراری از «غلام» تبدیل کند. اما او با درک درست از تفاوتهای دراماتیک این دو جهان، توانسته شخصیتی مستقل و متمایز خلق کند. اگر «غلام» در «پیرپسر» واجد نوعی خشونت عریان و بیپرده بود، «حاج ابراهیم» در «بدنام» نماینده خشونتی پنهان، کنترلشده و در لفافه است؛ خشونتی که در پس نقاب مذهب، اعتبار اجتماعی و آرامش ظاهری پنهان شده است.
تفاوت مهم دیگر، در جنس بازی بیرونی و درونی این دو نقش است. در «پیرپسر»، پورشیرازی با بدنی سنگین، نگاههایی خشن و حضوری فیزیکیتر، کاراکتری را شکل میداد که تهدیدش آشکار بود. اما در «بدنام»، او به سمت یک بازی درونیتر و مینیمالتر حرکت کرده است. تهدید در اینجا نه در فریاد و پرخاش، بلکه در سکوت، در نگاههای طولانی و در لحن آرام اما قاطع او شکل میگیرد. این تغییر رویکرد، بهخوبی نشان میدهد که بازیگر آگاهانه از تکرار الگوهای قبلی پرهیز کرده است.
همچنین، «حاج ابراهیم» شخصیتی است که بیش از آنکه بر ترس استوار باشد، بر نفوذ و شبکه قدرت تکیه دارد. او بازیگری است که بازی قدرت را بلد است و همین موضوع، نیازمند نوعی بازی ظریفتر و پیچیدهتر است. پورشیرازی در اینجا بهجای تکیه بر اغراق، از کنترل استفاده میکند؛ کنترلی که باعث میشود شخصیتش باورپذیرتر و در عین حال مرموزتر جلوه کند.
نکته مهم دیگر، تفاوت در لحن اخلاقی این دو کاراکتر است. «غلام» تا حد زیادی در مرزهای یک تیپ منفی قابل تعریف باقی میماند، اما «حاج ابراهیم» در «بدنام» در منطقهای خاکستری حرکت میکند. همین پیچیدگی، نیازمند بازیای چندلایهتر است و پورشیرازی موفق شده این چندلایگی را بدون افتادن به دام تکرار، به تصویر بکشد.
در نهایت، میتوان گفت حسن پورشیرازی در «بدنام» نهتنها از موفقیت قبلی خود در «پیرپسر» عبور کرده، بلکه نشان داده که توانایی بازآفرینی خود را دارد. او بهجای تکرار یک فرمول موفق، مسیر تازهای را انتخاب کرده و ثابت کرده که میتواند در قالب نقشهای مشابه، تفاوت خلق کند؛ تفاوتی که هم به غنای کارنامهاش میافزاید و هم به کیفیت کلی اثر کمک میکند.