عصر ایران؛ یلدا آذرپی - نفس جهان برای مذاکرات نهایی اسلامآباد در روز چهارشنبه ۲۲ آوریل در سینه حبس شده بود که امتناع تهران از حضور در نشست و بیانیهٔ نهایی دونالد ترامپ، معادلات دیپلماتیک را بر هم زد. لغو این نشست که قرار بود نخستین گام رسمی برای خروج از بنبست خونینِ فوریه باشد، در آغاز شکست تلقی شد؛ اما اقدام بعدی کاخ سفید یعنی «تمدید نامحدود آتشبس»، نشان داد ماجرا پیچیدهتر از بنبست سادهٔ دیپلماتیک است.
ترامپ با معامله به سیاق خود، میز مذاکره را فعلاً به حاشیه رانده تا در فضای «نه جنگ و نه صلح»، اهرمهای فشار را بازسازی کند. این تصمیم، پاسخی به واقعیتهای تلخ میدان نبرد و نفتِ ۲۰۰ دلاری است که اقتصاد غرب را به زانو درآورده. حالا واشنگتن و تهران در وضعیتی قرار دارند که اسلحهها را بر زمین گذاشتهاند، اما سایهٔ جنگ همچنان بر بازارهای جهان سنگینی میکند. لغو نشست اسلامآباد پایان دیپلماسی نیست؛ آغاز فصلی است که «زمان» را به گرانبهاترین کالا تبدیل میکند.
لغو ناگهانی نشست اسلامآباد در ۲۲ آوریل، ضربهای به تلاشهای میانجیگرانهٔ پاکستان و عمان بود. گزارشهای محرمانه حاکی از آن است که اختلاف بر سر «نقشهٔ راه لغو تحریمها» و اصرار تهران بر دریافت تضمینهای کتبی پیش از عکس یادگاری، گفتوگو را به بنبست کشانده است. ترامپ که از مذاکرات چندجانبه و فرسایشی بیزار است، احتمالاً به این نتیجه رسیده که چارچوب اسلامآباد فضای کافی برای مانور «یکجانبه» ندارد.
رهبر جدید تهران نیز با ایستادگی بر مواضع اصولیاش نشان داده با فشار نظامی حاضر به اعطای امتیازات نمادین نیست. این لغو نشست، خلأ قدرت دیپلماتیک ایجاد کرده است؛ کانالهای رسمی بسته شدهاند اما نیاز به توافق، بیش از هر زمان احساس میشود. در نبودِ اسلامآباد، چشم جهان به کانالهای مخفی در مسقط دوخته شده تا شاید گره از این کلاف سردرگم بگشایند.
تمدید نامحدود آتشبس، حرکتی هوشمندانه برای مهار خشم عمومی در آمریکا بود. با افزایش تلفات در خلیج فارس و تورم افسارگسیخته، ادامهٔ جنگ برای کاخ سفید به خودکشی سیاسی میمانست. ترامپ با «نامحدود» اعلام کردنِ آتشبس، عملاً جنگ را در وضعیتی معلق نگه داشت تا از فشار نظامی بکاهد و برچسب «شکست» را از پیشانی دولتش پاک کند.
این وضعیت، صلح سرد را جایگزین جنگ گرم کرده است. قمار ترامپ در این استراتژی متفاوت است. انتظار دارد زمان به نفع او عمل کند و فشار اقتصادی ناشی از تحریمها، تهران را به پای میز مذاکرهای که واشنگتن میپسندد، بکشاند. اما نامحدود بودن به معنای امنبودن نیست؛ بدون انعقاد قرارداد رسمی، هر حرکت اشتباه در آبهای متلاطم منطقه میتواند این آرامش شکننده را در چند ثانیه خاکستر کند.
تمدید آتشبس در تهران به پیروزی تاکتیکی تعبیر میشود، چراکه حاکمیت جدید موفق شده در سختترین آزمون نظامی دههٔ اخیر، انسجام داخلی را حفظ کند و ماشین جنگی غرب را به توقف وادارد. آتشبس نامحدود فرصتی حیاتی برای بازسازی زیرساختهای انرژی آسیبدیده و بازگشت به بازار نفت از طریق مسیرهای موازی است. مقامات ایرانی به خوبی میدانند که ترامپ به دنبال خروج آبرومندانه است، لذا استراتژیشان را بر «صبر فعال» بنا نهادهاند.
در نتیجه نه برای مذاکره عجله دارند، نه برای شروع دوبارهٔ درگیری. هر روز که از این آتشبس میگذرد، مشروعیت نظم جدیدِ ایران تثبیت میشود و ناکارآمدی گزینهٔ نظامی واشنگتن بیشتر آشکار میشود. تهران اکنون نه از موضع ضعف، که با نگاه به بنبست اقتصادی غرب، منتظر گام بعدی واشنگتن است.
واکنش بازارهای جهانی به اخبار ۲۲ آوریل، آمیزهای از آرامش موقت و اضطراب مزمن بود. قیمت نفت که به مرزهای جنونآمیز رسیده بود، با خبر تمدید آتشبس اندکی کاهش یافت، اما لغو نشست اسلامآباد مانع از ریزش جدی قیمتها شد. معاملهگران بهدرستی واقفند که آتشبس، «صلح مسلح» است. تا زمانی که تنگهٔ هرمز به طور کامل و تحت قرارداد بینالمللی بازگشایی نشود، حق بیمهٔ جنگی از روی قیمت انرژی برداشته نخواهد شد.
شرکتهای بزرگ کشتیرانی و بیمههای بینالمللی کماکان خلیج فارس را منطقهٔ پرخطر میدانند. این «ابهام پایدار»، تورم را در کشورهای غربی به بیماری مزمن بدل کرده است. ترامپ برای نجات اقتصاد آمریکا به چیزی بیش از توقف بمباران نیاز دارد؛ او در پی «اطمینان بازار» است که با لغو مذاکرات اسلامآباد، رسیدن به آن دوباره به تأخیر افتاده.
تحولات اخیر ثابت کرده دوران دیکتهکردنِ خواستههای یکجانبه در خاورمیانه به پایان رسیده. متحدان سنتی آمریکا در منطقه با دلهره به «آتشبس نامحدود» ترامپ مینگرند. بیم آن دارند که واشنگتن آنها را در برابر ایرانِ قدرتمند و تثبیتشده رها کند. از سوی دیگر، قدرتهایی نظیر چین و روسیه از این بنبست برای تقویت نفوذشان استفاده میکنند. لغو مذاکرات اسلامآباد نشان میدهد بازیگران میانی دیگر نمیخواهند صرفاً مجری سیاستهای کاخ سفید باشند.
جهان در آستانهٔ نظمی نوین قرار دارد که در آن «توازن وحشت» جایگزین «نظم تحمیلی» شده است. شاید قرارداد صلح بهزودی امضا نشود، اما قدرتهای جهانی دیگر اشتهایی برای جنگ بیپایان ندارند. ماحصلِ این آتشبس نامحدود، حتی صلح سرد نیست؛ بهرسمیتشناختنِ توازن جدید قدرت در منطقه است.