عصر ایران؛ مهرداد خدیر- سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس گفته است: وزیر آموزش و پرورش درخواست تغییر تاثیر معدل پایه یازدهم کنکور را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کرده است.
اگرچه پیش تر مجمع فرهنگیان نیز در اطلاعیه ای که در عصر ایران منتشر شد همین درخواست را مطرح کرده بود و دلیل آن هم این است که وضعیت آموزش در مدارس به خاطر تعطیلی های مکرر ناشی از آلودگی هوا و اعتراضات و جنگ به گونه ای نبوده که بتوان معدل را مبنا قرار داد اما این خبر کوتاه از چند منظر دیگر هم قابل توجه و تأمل است:
اول این که اگر کنکور یک مسابقه برای ورود به دانشگاه هاست به معدل سال تحصیلی در مدرسه چه کار دارند؟ چه بسا دانش آموزی به دلایل شرایط خانوادگی و روحی در دبیرستان درس خوان نبوده باشد ولی بعد از دیپلم خود را برای کنکور آماده کرده باشد. خود دکتر پزشکیان گفته بود در دبیرستان چندان کوشا و درس خوان نبوده و با دیپلم به خدمت سربازی در سیستان و بلوچستان رفته و در آنجا تصمیم گرفته در کنکور پزشکی شرکت کند و خود را آماده کرده و اگر قرار بر احتساب شرط معدل دبیرستان بود قطعا پذیرفته نمی شد. بامزه این که زور او هم به شورای عالی انقلاب فرهنگی نرسید در حالی که رییس جمهوری و رییس این شوراست! رییس جمهور رییس شوراست و وزیر عضو آن و هر دو باید دست به دامن همین نهاد شوند.
دوم این که اگر درخواست وزیر به شورا ارائه شده خبر آن را چرا سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس داده است؟ یک ده مگر چند کدخدا دارد؟
شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان نهاد سیاست گذار باید فعالیت کند اما عملا نه تنها قانون گذاری می کند بلکه در جزئیات اجرایی کنکور هم دخالت می کند و نمونه واضح آن همین فقره تغییر تأثیر معدل پایه یازدهم در کنکور است.
نکته سوم این که اگر قضیه به وزارت آموزش و پرورش مربوط نیست چرا دخالت می کند و اگر مربوط است چرا اختیار ندارد؟ آدم درمی ماند که بگوید ین وضعیت کمیک است یا تراژیک؟
چهارم هماین که آموزش و پرورش در ایران به دو نیمه ۶ ساله تقسیم می شود. در نیمه اول محصلین و معلمان و والدین احساس بهتری دارند چون فرزندان در فرآیند رشد مهارت آموزی می کنند و پیشرفت آنان قابل محاسبه است و سایه کنکور دانشگاه بر سرشان نیست ولی در نیمه دوم وارد تونل کنکور می شوند و عملا هر درسی که در کنکور ضریب یا اهمیت ندارد یا کمتر مورد توجه است مورد بی مهری قرار می گیرد و قبلا نوشتم بیهوده نیست که بچه های ما با جغرافیای سرزمین شان بیگانه اند و خیلی ها تازه دریافته اند اهمیت تنگه هرمز تا چه حد است.
پنجم. راه حل ساده است:
شورای انقلاب فرهنگی در جمهوری سوم منحل شود. چون نهادی مداخله گر و بی حاصل است و اگر قرار بر انحلال آن نیست دست کم دست از جزئیات و دخالت در امور مربوط به وزارتین علوم و آموزش و پرورش بردارد و به کلیات و با ادبیات رسمی ریل گذاری بپردازد نه این که این همه مقام رسمی دور هم بنشینند و درباره تاثیر معدل پایه ۱۱ یا انتصاب فلان رییس دانشگاه تصمیم بگیرند.
کار دیگر هم این که آموزش و پرورش از کمند و تونل کنکور رها شود.