عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - قبل از بررسی گزارش جدید سایت آکسیوس لازم است تا تعریف دقیقی از سوآپ ارزش داشته باشیم. در سادهترین تعریف، «خطوط سوآپ ارزی» توافقی میان بانکهای مرکزی دو کشور است که به آنها اجازه میدهد در مواقع اضطراری، ارز یکدیگر را به طور موقت مبادله کنند. این ابزار معمولاً در زمان بحرانهای مالی به کار میرود تا کمبود دلار یا سایر ارزهای معتبر، بازارهای پولی را دچار تنش نکند.
حالا اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد برای امارات متحده عربی و دیگر کشورهای خلیج فارس که از اختلال احتمالی در تنگه هرمز آسیب دیدهاند، نقدینگی دلاری فراهم کند، این اقدام میتواند نشانه استفادهای تازه از ابزاری قدیمی باشد؛ ابزاری که تاکنون بیشتر با هدف ثبات مالی جهانی به کار رفته، اما حالا آشکارا رنگ و بوی ژئوپلیتکی به خود گرفته است.
برای فهم سادهتر، تصور کنید دلار مثل یک کالای حیاتی است که ناگهان در بازار کمیاب شده است. بانکهای امارات برای تجارت خارجی و پرداختهای بینالمللی به دلار نیاز دارند، اما دسترسی به آن سخت شده است.
در چنین شرایطی، بانک مرکزی امارات میتواند با فدرال رزرو آمریکا یک خط سوآپ فعال کند. فدرال رزرو مقدار مشخصی دلار در اختیار امارات میگذارد و در مقابل، معادل آن درهم دریافت میکند. پس از فروکش کردن بحران، این معامله برعکس میشود: دلارها بازگردانده میشوند و درهمها به امارات پس داده میشوند.
به بیان دیگر، این یک «امانت دادن موقت ارز» میان بانکهای مرکزی است؛ روشی برای خاموش کردن آتش کمبود نقدینگی، پیش از آنکه به بحران گستردهتر تبدیل شود.
فدرال رزرو از سال ۲۰۰۷ و همزمان با آغاز بحران مالی جهانی، استفاده گسترده از خطوط سوآپ را شروع کرد. منطق تصمیمگیران ساده بود: اگر در جهان کمبود دلار ایجاد شود، این بحران دیر یا زود به اقتصاد آمریکا بازمیگردد.
در اوج بحران، در دسامبر ۲۰۰۸، حجم استفاده از خطوط سوآپ به حدود ۶۰۰ میلیارد دلار رسید. این خطوط ابتدا در اختیار بانکهای مرکزی بزرگ صنعتی مانند بانک مرکزی اروپا، بانک ژاپن و بانک انگلستان قرار گرفت و سپس به کشورهایی چون سوئیس، سوئد و دانمارک گسترش یافت. بعدها چند اقتصاد نوظهور مهم مانند مکزیک، برزیل و کره جنوبی نیز به این فهرست اضافه شدند.
نکته مهم این بود که معیار اصلی، اهمیت اقتصادی و اعتماد به نهادهای مالی آن کشورها بود؛ نه ملاحظات ژئوپلیتکی یا حداقل می توان به این شکل تفسیر کرد که علت اصلی استفاده از حربه در بحران های قبلی حفظ ارزش دلار بوده است اما حالا به طور رسمی اگر این کمک انجام شود می توان علت اصلی آن را تنش های ژئوپلیتکی دانست که با بسته شدن تنگه هرمز به کشور های عربی وارد شده است.
اکنون در واشنگتن این پرسش مطرح شده است که آیا ایالات متحده از ابزار «خطوط سوآپ ارزی» برای حمایت از متحدان خود در خلیج فارس استفاده خواهد کرد یا نه.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهتازگی اعلام کرده است که «بسیاری از متحدان ما در خلیج فارس درخواست خطوط سوآپ کردهاند». این درخواستها نشان میدهد کشورهایی که اقتصادشان به دلار وابسته است، به دنبال نوعی دسترسی اضطراری به نقدینگی دلاری هستند؛ دسترسیای که در صورت بروز شوکهای مالی یا اختلال در بازارهای منطقهای میتواند از فشار بر سیستم بانکی آنها جلوگیری کند.
در ساختار مالی آمریکا دو نهاد اصلی میتوانند در چنین مواردی نقش ایفا کنند: وزارت خزانهداری و فدرال رزرو. در وزارت خزانهداری صندوقی به نام «صندوق تثبیت ارز» (Exchange Stabilization Fund) وجود دارد که برای مداخله در بازار ارز و کمک به ثبات مالی ایجاد شده است. منابع این صندوق که از دهه ۱۹۳۰ شکل گرفته، در حال حاضر حدود ۲۱۸ میلیارد دلار برآورد میشود. دولت آمریکا میتواند از این منابع برای اعطای وام کوتاهمدت به دولتهای دیگر یا انجام عملیات ارزی در بازارهای بینالمللی استفاده کند.
با این حال، توان واقعی برای تأمین گسترده دلار در سطح جهانی در اختیار فدرال رزرو است. به عنوان بانک مرکزی آمریکا، فدرال رزرو میتواند از طریق ترازنامه خود نقدینگی دلاری در مقیاس بسیار بزرگتری فراهم کند. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ نشان داد که این نهاد قادر است صدها میلیارد دلار نقدینگی در اختیار بانکهای مرکزی دیگر کشورها قرار دهد؛ رقمی که بسیار فراتر از ظرفیت صندوق تثبیت ارز خزانهداری است.
در چنین شرایطی، بحث دیگری نیز مطرح شده، میزان هماهنگی میان دولت آمریکا و فدرال رزرو در استفاده از این ابزار است. کوین وارش، که در جلسه بررسی صلاحیت خود برای ریاست فدرال رزرو سخن میگفت، تأکید کرده است که در حوزه مسائل بینالملل مالی نباید فرض کرد بانک مرکزی کاملا جدا از دولت عمل میکند. این اظهارنظر از نگاه برخی تحلیلگران به معنای احتمال همکاری نزدیکتر میان دولت و بانک مرکزی در تصمیمگیری درباره خطوط سوآپ و سایر ابزارهای مالی بینالمللی است.
اهمیت این بحث برای خلیج فارس از آنجا ناشی میشود که اقتصاد بسیاری از کشورهای منطقه به شدت به دلار وابسته است. بخش بزرگی از تجارت انرژی با دلار انجام میشود و ارز برخی از این کشورها نیز به دلار متصل است. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در دسترسی به دلار میتواند به سرعت به نظام بانکی و تجارت خارجی آنها فشار وارد کند. به همین دلیل، دسترسی به خطوط سوآپ برای این کشورها نوعی پشتوانه مالی محسوب میشود که در زمان بحران میتواند جریان دلار را در اقتصادشان حفظ کند.
در گذشته، خطوط سوآپ عمدتا برای جلوگیری از سرایت بحران مالی به آمریکا طراحی شده بودند؛ ابزاری برای حفظ ثبات نظام بانکی جهانی و تقویت جایگاه دلار.
اما اگر این بار برای حمایت از کشورهایی مانند امارات، قطر یا بحرین فعال شوند، معنایی فراتر از مدیریت بحران مالی خواهند داشت. در این سناریو، دلار نهتنها ابزار ثبات اقتصادی، بلکه اهرمی برای تقویت پیوندهای راهبردی خواهد بود.