عصر ایران - نشریه Responsible Statecraft رسانه تحلیلی «مؤسسه کوئینسی برای سیاستورزی مسئولانه» در مطلبی تحت عنوان «توهم «تغییر رژیم» در ایران؛ چرا شرطبندی ترامپ روی قدرت نظامی شکست خورد؟» به قلم پژوهشگرانش نانسی گالاگر، کلی رمزِی و ساموئل هیکی به طرح تغییر رژیم تهران توسط ترامپ پرداخته و نوشته است:
بررسیهای آماری و نظرسنجیهای بلندمدت نشان میدهد که راهبرد «فشار حداکثری» و تصور وجود یک اکثریت خاموش در ایران که حامی حمله نظامی آمریکا باشد، چیزی جز یک سراب سیاسی نبوده است. بر اساس تحلیل دادههای آماری ۱۰ سال اخیر، ترامپ و متحدانش بر روی گروهی از مردم حساب باز کرده بودند که در واقعیت وجود خارجی ندارند.
پس از ترور رهبر عالی ایران، دونالد ترامپ خطاب به ایرانیان مدعی شد که این «تنها شانس آنها برای نسلهای متمادی» جهت سرنگونی حکومت است. پنج هفته بعد، در حالی که هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ افزایش یافته و تندروها کنترل را در دست گرفته بودند، ترامپ همچنان ادعا میکرد که مردم ایران از او میخواهند به بمباران ادامه دهد.
اما واقعیت میدانی و دادههای آماری، روایت دیگری را بازگو میکنند. نانسی گالاگر و همکارانش با انجام ۲۲ نظرسنجی استاندارد در ایران از سال ۲۰۱۴، به نتایج تکاندهندهای دست یافتهاند که نشان میدهد چرا قدرت هوایی نتوانست جرقه یک قیام مردمی را بزند.
دادههای تلفیقی از ۱۵ نظرسنجی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ نشان میدهد که خروج واشینگتن از برجام (JCPOA) ضربه مهلکی به پایگاه اجتماعی هواداران آمریکا در داخل ایران وارد کرده است به طوری که پیش از خروج از برجام موافقان ایالات متحده در ایران ۲۶.۵٪ بودند ولی پس از خروج از برجام این رقم به ۱۴.۳٪ کاهش یافت.
این آمار نشان میدهد که سیاستهای فشار حداکثری نهتنها باعث تقویت اپوزیسیون داخلی نشد، بلکه باعث شد نیمی از دوستان آمریکا در ایران نیز از این کشور روگردان شوند.
برخلاف تصور مقامات کاخ سفید، اقلیتِ متمایل به آمریکا در ایران، یک طبقه فرودستِ خشمگین و آماده رادیکال شدن نیست. ویژگیهای این گروه عبارتند از:
تحصیلات و محل سکونت: اغلب ساکن کلانشهرها (بهویژه تهران)، تحصیلکرده و دارای وضعیت اقتصادی بهتر از میانگین جامعه.
تمایز بین ملت و دولت: ۸۷.۷٪ از این گروه به مردم آمریکا نگاه مثبتی دارند، اما تنها ۳۴.۳٪ نسبت به دولت آمریکا خوشبین هستند.(هر دو گزینه می توانستند انتخاب شوند و به همین دلیل عدد تجمیعی بالای 100 است).
مخالفت با تحریم: ۶۸.۴٪ از این افراد معتقدند تحریمها آسیب شدیدی به مردم عادی میزند، که مستقیماً ادعای حامیان فشار اقتصادی را رد میکند.
نکتهای که شاهبیت شکست راهبرد ترامپ محسوب میشود، حس ناسیونالیستی قوی حتی در میان مخالفان حکومت است. طبق این گزارش:
۷۸.۶٪ از اقلیتِ متمایل به آمریکا، توسعه برنامه موشکی ایران را «مهم» میدانند.
اکثریت این گروه معتقدند ایران باید در برابر نقض حاکمیت ملی خود پاسخ نظامی بدهد تا از حملات آینده جلوگیری کند.
تحلیلگران معتقدند «جنگ ۱۲ روزه» سال گذشته که با هدف تحریک مردم به قیام انجام شد، نتیجه معکوس داشته و پدیده «گردآمدن دور پرچم» را تقویت کرده است.
در نهایت، گزارشهای اطلاعاتی ایالات متحده نیز تأیید کردهاند که علیرغم وجود نارضایتیهای عمیق داخلی در ایران، این نارضایتیها به معنای تمایل به مداخله نظامی خارجی یا رهبری آمریکا نیست. طرفداران دیپلماسی در ایران شاید به دنبال تغییر باشند، اما آنها پایگاهی برای «آزادسازی از طریق بمباران» نبوده و نخواهند بود.
نشریه Responsible Statecraft بازوی رسانهای «مؤسسه کوئینسی» است که به عنوان یکی از منتقدان صریح سیاستهای جنگطلبانه آمریکا، مروج دیپلماسی و «خویشتنداری نظامی» در روابط بینالملل است. این رسانه که با حمایت مالی غیرمنتظره چهرههای متضادی همچون جورج سوروس و چارلز کوک راهاندازی شده، تمرکز اصلی خود را بر افشای نفوذ لابیهای اسلحه، نقد مداخلهجوییهای نظامی واشینگتن در خاورمیانه و ارائه راهکارهای صلحآمیز برای پایان دادن به «جنگهای ابدی» قرار داده است.
مؤسسه کوئینسی برای سیاستورزی مسئولانه (Quincy Institute) یک اندیشکده غیرحزبی در واشینگتن است که در سال ۲۰۱۹ با هدف پایان دادن به «جنگهای ابدی» و تغییر جهت سیاست خارجی آمریکا از نظامیگری به سمت دیپلماسی تأسیس شد. این مؤسسه که با همکاری نادر و بحثبرانگیز میان جورج سوروس (لیبرال) و چارلز کوک (محافظهکار) بنیانگذاری شده، بر این باور است که امنیت ملی ایالات متحده از طریق خویشتنداری نظامی، احترام به حاکمیت کشورها و تعامل سازنده با جهان بهتر تأمین میشود تا از طریق مداخلهجویی و سلطه نظامی.