جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز و آسیب به زیر ساخت های انرژی در منطقه خلیج فارس، می تواند آینده بازار انرژی فسیلی دنیا را از قطب تپنده سابق آن یعنی خلیج فارس، به سمت قاره آمریکا و به بلوکی تحت هدایت و رهبری آمریکا منتقل کند.
به گزارش عصرایران، وبگاه "اویل پرایس" در گزارشی به تاثیرات میان و بلند مدت بحران عرضه انرژی کنونی از منطقه خلیج فارس در بازآرایی بازار جهانی نفت و گاز پرداخته است.
بر اساس این گزارش: حتی اگر جنگ ترامپ علیه ایران همین امروز متوقف شود، ماهها طول خواهد کشید تا حجم عرضه گاز و نفت خاورمیانه به طور کامل بازیابی شده و به سطح قبلی باز گردد.
در مورد برخی از سایتهای کلیدی، مانند سایت گازی میدان شمالی قطر (پارس جنوبی ایران) - که چرخدنده اصلی در تامین ماشین گاز طبیعی مایع (LNG) جهانی است - بهبود چندین سال طول خواهد کشید.
در مورد گاز، طبق اظهار نظر اخیر "فیلیپ مشلبیلا"، دبیرکل مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF)، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران "باعث افزایش شدید قیمت شده و بازار را به نوساناتی که در سال 2022 متعاقب جنگ روسیه و اوکراین مشاهده شد، بازگردانده است."
او گفت که این امر پویایی عرضه و تقاضا را تغییر داده است، به طوری که انتظار میرفت بازار گاز قبل از جنگ امسال به سمت عرضه بیش از حد حرکت کند. با این حال، او نتیجه گرفت که اکنون مشخص نیست که آیا جنگ ایالات متحده/اسرائیل علیه ایران این عرضه بیش از حد را به تاخیر میاندازد یا اینکه هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
در همین حال، با توجه به آسیب به میادین و خطوط لوله نفتی در چندین کشور، تعطیلیها، اختلالات در حمل و نقل و از دست دادن کارگران در محل به دلیل تعطیلیها و تخلیهها، به گفته تحلیلگران این صنعت، تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه ممکن است 6 ماه تا یک سال طول بکشد تا پس از پایان جنگ، تولید خود را به طور کامل احیا کنند.
البته، در "بازی مجموع صفر" در بازار انرژی جهانی، برای هر بازندهای که ایجاد میشود، یک برنده وجود دارد، زیرا ایالات متحده خود را به عنوان ذینفع اصلی محمولههای نفت و LNG برای جبران هرگونه کمبود جهانی قرار داده است. اما واشنگتن همچنین به دنبال استفاده از این فرصت برای افزایش وفاداری کشورهای تولیدکننده نفت و گاز در حوزه نفوذ خودخوانده آمریکای جنوبی با دادن چنین فرصتهایی به آنها است.
در صدر این فهرست ونزوئلا قرار دارد، که با توجه به جایگزینی بیدردسر رئیس جمهور سابق "نیکولاس مادورو" توسط واشنگتن در 3 ژانویه با "دلسی رودریگز"، رئیس جمهور موقت فعلی (و وزیر نفت و نماینده اوپک)، قابل درک است.
از آن زمان، اقداماتی برای احیای سریع و تحت هدایت ایالات متحده در حال انجام است که میتواند این کشور را از یک کشور نفتیِ سرگردان که بر فراز بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده جهان قرار دارد اما به سختی بخش کوچکی از پتانسیل خود را تولید میکند، به یک غول نفت و گاز جهانی تبدیل کند که یک دارایی مهم ژئوپلیتیکی و انرژی برای واشنگتن است.
با وجود اثرات مخرب افزایش کنترل دولتی در دوران رئیس جمهور اسبق هوگو چاوز و دولت بعدی مادورو، ونزوئلا هنوز تقریبا 303 میلیارد بشکه نفت خام یا حدود 17 درصد از کل نفت جهان را در اختیار دارد. بیشتر این نفت خام فوق سنگین از کمربند "اورینوکو" است که به تخصص فنی بیشتری برای جابجایی نسبت به گریدهای سبکتر نیاز دارد، اما استخراج آن ارزانتر و اغلب سودآورتر است.
چالش در حمل و نقل، ارتقاء و پالایش آن است، نه استخراج آن، با توجه به محدودیتهای واقعی که شامل فروپاشی زیرساختها، کمبود مزمن رقیقکننده، ورشکستگی شرکتهای ارتقادهنده، تحریمها و خالی شدن شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) میشود، اگر این تنگناها برطرف شوند، این کشور میتواند به سرعت به تولید تقریبا 3 میلیون بشکه در روز نفت خام که تا سال 2008 انجام میداد، بازگردد.
در حال حاضر، شرکت غولپیکر آمریکایی "شورون"، موقعیت خود را در بخش نفت این کشور از طریق مبادله داراییها تثبیت کرده است که سهام آن را به 49 درصد در شرکت سرمایهگذاری "پتروایندیپندنسیا"، که پروژه "کارابوبو 3 "را در کمربند نفت سنگین اورینوکو اداره میکند، افزایش داده است.
این شرکت همچنین حق توسعه منطقه "آیاکوچو 8 "در همان کمربند را به دست آورده است و قصد دارد تولید فعلی خود را در این کشور با 260 هزار بشکه در روز، ظرف 18 تا 24 ماه آینده 50 درصد افزایش دهد.
در همین حال، چندین شرکت اروپایی اخیرا تحت چارچوبهای جدید مشارکت در تولید، کنترل داراییهای کلیدی را به دست گرفتهاند. به عنوان مثال، شرکت "رپسول" اسپانیا اکنون سه برابر کردن تولید نفت خود در سراسر ونزوئلا را ظرف 3 سال هدف قرار داده است، در حالی که انتظار میرود شرکت "شل" بریتانیا به زودی قراردادی را برای توسعه میدان گازی "لوران" به عنوان یک پروژه واحد با میدان "ماناتی" در "ترینیداد" امضا کند که مسیری سریع برای صادرات گاز فراهم میکند.
در همین حال، شرکت بزرگ ایتالیایی انی (ENI) همچنان از طریق سرمایهگذاری مشترک "کاردون 4" (Cardón IV) با رپسول (Repsol) در میدان فراساحلی "پرلا" (Perla) به تولید گاز طبیعی ادامه میدهد که حدود 30 درصد از تقاضای گاز ونزوئلا را تامین میکند. ایالات متحده، توانایی انی (ENI) را برای دریافت بازپرداخت نفت در ازای گازی که تولید میکند، لغو کرد، اما این شرکت در حال حاضر در حال مذاکره برای یافتن مکانیسم پرداخت جدیدی است که با تحریمها مطابقت داشته باشد.
برای هر آنچه که میتواند صادر کند، کمبود خریداران سنگین وجود نخواهد داشت، زیرا هند پیش از این تمایل خود را برای ارزیابی خرید از ونزوئلا به عنوان گزینهای اضافی در کنار افزایش بیشتر خرید نفت خود از ایالات متحده اعلام کرده است.
در اینجا سابقه مثبتی وجود دارد، زیرا قبل از افزایش تحریمهای ایالات متحده علیه ونزوئلا در زمان مادورو، هند در سال 2019 حدود 300 هزار بشکه در روز نفت خام ونزوئلا وارد میکرد. شرکت "ریلاینس اینداستریز" در آن زمان یک خریدار عمده هندی بود و اخیرا، شرکت نفت هند آمادگی خود را برای دریافت نفت خام ونزوئلا اعلام کرد و افزود که این شرکت جزو معدود پالایشگاههای این کشور است که میتواند نفت سنگین و با گوگرد بالا را در سیستم خود فرآوری کند.
پیوند دادن هند به عنوان یک خریدار نهایی عمده نفت در کشورهایی که به دلایل ژئوپلیتیکی هدف قرار میدهد، سالها از جمله در اولین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، از ویژگیهای بارز سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه بود. ایالات متحده علاوه بر ایفای نقش میانجی کلیدی برای کشورهای عربی درگیر به منظور افزایش نفوذ واشنگتن بر آنها، توانست از این نوع معاملات برای تشویق هند به ایفای نقش فزاینده به عنوان وزنه تعادل سیاسی، اقتصادی و نظامی در برابر چین در سراسر منطقه آسیا و اقیانوسیه نیز استفاده کند.
"رئیسجمهور محبوبِ" ترامپ - خاویر میلی آرژانتینی - نیز قرار است شاهد بهرهمندی کشورش از سرمایهگذاری مداوم شرکتهای آمریکایی در بخش نفت و گاز خود، بر اساس همان مدل همکاری واشنگتن با ونزوئلا، باشد.
در اکتبر 2025، وزارت خزانهداری ایالات متحده 20 میلیارد دلار به آرژانتین کمک مالی کرد که شامل سوآپ ارزی و خرید مستقیم اوراق قرضه آرژانتین بود که صراحتا برای حمایت از اصلاحات میلی و تثبیت اقتصاد برای سرمایهگذاری خارجی در نظر گرفته شده بود.
این امر در 4 فوریه امسال با "توافقنامه تجارت و سرمایهگذاری متقابل" دنبال شد که سرمایهگذاری ایالات متحده در بخشهای استراتژیک، از جمله انرژی و مواد معدنی حیاتی را تسریع میکند. با توجه به این موضوع، چندین شرکت آمریکایی در حال افزایش فعالیتهای سرمایهگذاری در نفت و گاز این کشور هستند.
شرکت "کانتیننتال ریسورسز" اخیرا سهام غیرعملیاتی چهار بلوک در حوزه "واکا موئرتا" آرژانتین را برای تسریع توسعه خریداری کرده است، در حالی که شورون در تلاش است تا واکا موئرتا را به یک دارایی اصلی در سبد جهانی خود تبدیل کند. در همین حال، شرکت "بیکر هیوز" در اوایل سال 2026 سفارش بزرگی برای تامین واحدهای فشردهسازی گاز برای خط لوله "سن ماتیاس"، که از انتقال گاز از واکا موئرتا پشتیبانی میکند، دریافت کرد. در مجموع، آرژانتین در مسیر رسیدن به تولید 1 میلیون بشکه در روز نفت در سال جاری است که 26 درصد نسبت به سال 2025 افزایش مییابد.
میتوان با اطمینان گفت که "لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا"، رئیس جمهوری برزیل، در فهرست کارتهای کریسمس ترامپ، همان جایگاه بالایی را که همتای آرژانتینیاش دارد، ندارد، اما واشنگتن نمیتواند از اهمیت استراتژیک این کشور به عنوان بخشی از یکی از قدرتهای اصلی بازار نوظهور "بریک" (برزیل، روسیه، هند، چین) یا تولید نفت به سرعت در حال افزایش آن که با موقعیت جغرافیاییاش در "حیاط خلوت" ایالات متحده مرتبط است، غافل شود.
در حال حاضر، برزیل با تولید رکوردشکن 4 میلیون بشکه در روز و بیش از آن، و با احتساب گاز طبیعی، کل تولید هیدروکربن خود را به رکورد جدید 5.3 میلیون بشکه معادل نفت در روز (boe/d) رسانده است. پیشبینیهای صنعتی حاکی از آن است که این کشور ممکن است تا سال 2030 به یکی از پنج تولیدکننده برتر نفت جهان تبدیل شود که توسط برنامههای سرمایهگذاری گسترده "پتروبراس" و شرکتهای نفتی خارجی پشتیبانی میشود.
این شرکتها شامل شرکتهای بزرگ آمریکایی نیز میشوند که اکنون به جای میادین در حال بلوغ، بر اکتشافات با تاثیر بالا و تولید در آبهای عمیق تمرکز دارند. برای مثال، اکتبر گذشته، "اکسون موبیل" اولین تولید بالادستی خود را در برزیل در میدان "باکالهائو" با ظرفیت 220 هزار بشکه در روز به دست آورد. ژوئن گذشته، به شرکت شورون در کنار پتروبراس و اکسون موبیل، بلوکهای فراساحلی جدیدی اعطا شد و بیکر هیوز و هالیبرتون تجهیزات و مهندسی لازم برای طرح سرمایهگذاری پنج ساله 109 میلیارد دلاری پتروبراس را تامین میکنند.
در نهایت، احیای آهسته تولید خاورمیانه تنها نیمی از داستان است. نیمه دیگر، سرعت و مقیاسی است که واشنگتن با آن، آمریکای جنوبی را به عنوان ستون بزرگ بعدی انرژی خود - از موتور نفت سنگین احیا شده ونزوئلا گرفته تا موج شیل آرژانتین و صعود آبهای عمیق برزیل - در حال تغییر جایگاه خود است.
همزمان با بازسازی خلیج فارس، این تولیدکنندگان همسو با ایالات متحده نه تنها یک شکاف موقت را پر میکنند، بلکه تعادل بلندمدت عرضه جهانی را تغییر میدهند. نقشه بازار جهانی نفت در حال بازترسیم مجدد است و به نظر می رسد مرکز ثقل آن در حال حاضر به سمت غرب متمایل شده است.