«فعالیت کودکستانها تا اطلاع ثانوی ممنوع شد»؛ این خبری است که رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، در پایان فروردین امسال اعلام کرد. حالا و بعد از گذشت حدود دو هفته از آن روز، هنوز خبری از بازگشایی مهدکودکها نیست؛ آب سردی روی سر خانوادههایی که با تعطیلی کودکستانها، در هزارتوی خانواده، کار، درآمد و نگهداری از فرزندانشان گرفتار شدهاند.
نیلوفر حامدی در گزارشی در روزنامه شرق نوشت: در این وضعیت گروهی از خانوادهها دربهدر محل دیگری هستند تا فرزندانشان را به آن بسپرند؛ از مهدکودکی جدید تا خانه پدربزرگ و مادربزرگ و دوست و آشنا و حتی استخدام پرستار که البته خود پرونده اقتصادی جدیدی برای آنها باز خواهد کرد.
از سوی دیگر، برخی خانوادهها میکوشند بتوانند شهریهای را که برای ماههای بیشتری پرداخت کرده بودند، از کودکستانها پس بگیرند، اما به درِ بسته میخورند. در این میان، بررسیهای «شرق» نشان داده است برخی مهدها هم به شکل چراغخاموش کرکره کودکستانها را بالا بردهاند.
نیاز به مجوزهای بالادستی
«حمیدرضا شیخالاسلام»، رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، 28 فروردین با اعلام خبر تعطیلی مهدکودکها تا اطلاع ثانوی عنوان کرد: «درباره زمان ادامه تعطیلی کودکستانها در شرایط ویژه و وضعیتهای مشابه شرایط جنگی، تلاش میشود روند آموزش متوقف نشود، اما برخی تصمیمات نیازمند مجوز از نهادهای بالادستی است و حتی وزارت آموزش و پرورش نیز بهطور مستقیم نمیتواند درباره حضور دانشآموزان و نوآموزان اعلام نظر کند».
او این را هم اضافه کرد: «در شرایط خاص باید تصمیماتی گرفته شود که از بروز هرگونه آسیب احتمالی جلوگیری کند. نبود نیروی انسانی کافی میتواند آموزش را مختل کند و هدف اصلی، پیشگیری از هرگونه حادثه و حفظ سلامت کودکان است». شیخالاسلام همچنین با اشاره به تجربه فعالیت داوطلبانه مربیان در دورههای بحرانی گذشته گفت: «تضمینی وجود ندارد که فضاهای جایگزین معرفیشده توسط خانوادهها با خطر روبهرو نشوند».
او همچنین به کودکستانهایی که این قانون را نقض کنند هشدار داد: «کودکستانها تا اطلاع ثانوی حق فعالیت حضوری ندارند و در صورت گزارش فعالیت برخی مراکز، اقدامات لازم انجام خواهد شد». او چندی بعد و در نشستی که با حضور معاون آموزش ابتدایی مدارس برگزار شد، اعلام کرد تا زمانی که سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک بهصورت رسمی اعلام نکند، هرگونه فعالیت حضوری کودکستانها و مراکز پیشدبستانی مطلقا ممنوع است.
کلاف سردرگم تعطیلی مهدها برای والدین
از نهم اسفند سال گذشته که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز شد، درِ مهدهای کودک هم شبیه درهای دیگری بودند که به امید بازشدن دوباره، بسته شدند. با گذشت بیش از دو ماه از آن روز و به سر بردن در روزهای آتشبس اما، هنوز درِ این مراکز باز نشدهاند؛ موضوعی که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد اما در ابعادی گسترده روی زندگی مردم اثر گذاشته است.
«ثمین» یک دختر پنجساله دارد و خودش و همسرش هم مدیران یک شرکت هستند.
این دو نفر، در میان دستوپنجه نرمکردن با مشکلات شرکتی که تعداد زیادی از نیروهایش بیکار شدهاند و هیچ پروژهای هم برای درآمدزایی ندارند، هر روز دربهدر خانه این فامیل و آن دوست هستند تا بتوانند بچه را به جایی بسپرند و خودشان عازم محل کارشان شوند: «روزهای اول که به کار برگشته بودیم، ساعت کاری کوتاهتر بود. حتی چند مرتبه دخترمان را با خودمان بردیم. اما این کار یک روز و دو روز نیست. نه برای بچه ما حضور دائم در محیط کاری پر از بزرگسالهایی که مشغول هزار مشغله و تنش هستند مناسب است و نه حق نیروهای خودمان در شرکت است که ملاحظات یک کودک را رعایت کنند. در ادامه از خانوادههایمان کمک گرفتیم. والدین همسرم که در قید حیات نیستند اما مادر و پدرم چند روزی توانستند این کار را انجام دهند. چند روز هم دخترم را به یکی از دوستان سپردم اما این گزینه مناسبی برای طولانیمدت نیست. بهویژه حالا و پس از جنگ که همه درگیر هزاران دردسر شخصی برای خودشان و زندگیشان هستند».
این زن و شوهر حتی به فکر استخدام یک پرستار در خانه بودند، اما فرصت و زمان کافی برای تحقیق در این موضوع حساس برایشان پیش نیامده است. «مهرداد»، همسر ثمین که این روزها پروفایل پرستاران زیادی را رصد کرده، توضیح میدهد: «آدم خجالت میکشد وسط این وضعیت مردم از چنین چیزی بگوید، ولی ما حتی به فکر استخدام پرستار هستیم. یعنی میخواهم بگویم که شرایط اقتصادی ما هنوز در سطحی قرار دارد که بتوانیم از چنین خدماتی استفاده کنیم و روند زندگی کاملا مختل نشود. اما پرستار کودک انتخابکردن هم کار سادهای نیست. نیاز به آزمون و خطای متعدد دارد. پیداکردن کسی که دختر ما هم با او راحت باشد و بتوانند ساعات طولانی روز را با هم بگذارنند و علاوه بر آن عامل رشدش هم باشد، چیزی نیست که بتوانیم در چند روز به نتیجه برسیم».
ثمین در ادامه میگوید مهدکودک دخترشان هم گفته است هیچ برنامهای برای بازگشایی ندارند: «قسمت ناامیدکننده ماجرا این است که مدیریت مهدکودک دخترمان بهصراحت اعلام کرده که هیچ برنامهای برای بازگشایی ندارند. احتمالا با خودشان فکر میکنند، هنوز سایه جنگ بالای سر کشور است. از سوی دیگر، چیزی تا پایان سال تحصیلی باقی نمانده، اصلا نمیارزد بخواهند در این اوضاع بلاتکلیف، دوباره مهدکودک را باز کنند. این را هم شنیدهایم که خیلی از مربیان مهد تمایلی به حضور و کار و فعالیت ندارند».
خانوادهها به دنبال بازگرداندن شهریه
در بررسی تعطیلی مهدکودکها، بُعد دیگری که نمایان میشود موضوع شهریه است؛ شهریهای که البته آنچنان ارزان نیست که بشود ساده از آن گذشت. خانوادهها مبالغ مشخصشده برای ثبتنام در مهدکودک موردنظرشان را برای 9 ماه پرداخت کردهاند، اما کمتر از شش ماه فرصت دریافت خدمات داشتند. چراکه جنگ شد و هنوز هم اثرات آن پابرجاست. مهدهای کودک به گفته مسئولان امر هنوز تعطیل هستند و برنامهای برای بازگشایی آنها وجود ندارد؛ اتفاقی که شبیه به آن در مدارس هم رخ داده و هیچ خبری از آموزش حضوری تا اطلاع ثانوی نشده است، اما در آن حوزه دستکم آموزش مجازی با وجود تمام کموکاستیهایش برقرار است.
«شقایق» به «شرق» میگوید پول زیادی به مهدکودک پسرشان دادهاند و با وجود تعطیلی هیچ حرفی از بازگرداندن شهریهها زده نمیشود: «هزینه شهریه، به علاوه چند ساعت اضافه که من و همسرم به خاطر کارمان نیاز داشتیم پسرمان بیشتر در مهد بماند را اگر به علاوه هزینه برنامههای مازاد مهدکودک کنیم، تا همین الان 100 میلیون تومان پرداخت کردهایم. پول ناقابلی که قرار بود هزینه 9 ماه حضور فرزندمان در مهدکودک شود. اما از نهم اسفند تا به امروز مهدها باز نشدهاند، در حالی که در وضعیت آتشبس قرار داریم». او برای پیگیری موضوع مالی به مدیریت مهدکودک مراجعه کرده، اما پاسخ روشنی دریافت نکرده است: «من به مدیریت مهدکودک فرزندم مراجعه کردم و سعی کردم خیلی همدلانه گفتوگو کنم. یعنی همان ابتدا برای آنها توضیح دادم که این وضعیت قابل درک است و هرکسی به نحوی به خاطر شرایط موجود در خطر است. مشکلات مالی هم برای همه است و ما خانوادهها این موضوع را درک میکنیم. همه حرف من این بود، هزینهای که برای این مهد پرداخت شده، عدد کمی نیست و ما حق داریم بخواهیم بخشی از پولمان را با وضعیتی که رخ داده به ما برگردانند. اما مدیر مهدکودک به ما گفت این شرایط را پیشبینی نمیکردند و تمام آن پولها خرج شده، چک دادهاند یا اینکه هنوز هم با نیروهایشان قرارداد دارند و باید حقوق آنها را بپردازند. راستش شرایط بهگونهای نیست که بتوانیم سر حرفمان اصرار کنیم. این شد که دست از پا درازتر به خانه برگشتم».
شهریه امسال برای سال آینده
مدیران مهدکودکها هم از این شرایط آسیب دیدهاند و درباره آنچه برایشان اتفاق افتاده توضیح میدهند. صاحب یکی از مهدکودکهای خصوصی سطح بالا در یکی از نقاط شمالی شهر تهران میگوید عددی که در قبال ثبتنام کودکان دریافت میکنند بالاست، اما در مقابل مدعی است که بهترین خدمات آموزشی و فرهنگی و تربیتی را به آنها ارائه میدهد و یکی از امنترین مهدکودکهای کشور است.
او که این روزها با موضوع تعطیلی و شهریههایی که خانوادهها توقع بازگشتش را دارند روبهروست، درباره وضعیت مالی مهدکودکش توضیح میدهد و میگوید: «خانوادهها حق دارند پولشان را بخواهند اما واقعا ما هم عاری از حق و حقوق نیستیم. من همین الان باید طبق قراردادی که با نیرویم دارم تا پایان خردادماه به حدود 12 نفر حقوق بدهم؛ حقوقی که از محل شهریههای خانوادهها تأمین میشد. حالا مهدکودکی در کار نیست و خانواده توقع دارد پولش را پس بگیرد اما نمیداند که من به عنوان یک مدیر، هم از نظر حقوقی و هم از نظر انسانی و اخلاقی نسبت به آن نیروی کار تعهد دارم».
از سوی دیگر، او برای برنامهها و ماههای پیشروی خود در محل کارش چکهایی کشیده که بازهم روی همان شهریهها حساب کرده بود: «موعد و تاریخ چکی که من کشیدم نه جنگ میشناسد و نه چیزی از بیکاری و تعطیلی میداند. من باید آن چک را پاس کنم».
البته مدیر این مهدکودک به خانوادهها گفته است میزان شهریه باقیمانده را برای سال آینده آنها ذخیره خواهد کرد: «ما تنها کاری که از دستمان برمیآید این است که رقمی که از شهریهها باقی مانده را برای سال آینده این افراد ذخیره کنیم. به این شکل که عدد مانده از این چند ماه را محاسبه میکنیم و هر چند میلیون که بشود، از هزینه ثبتنام سال آینده کسر خواهیم کرد». البته این پیشنهاد برای خانوادههایی که نمیخواهند برای سال آینده در همان مؤسسه بمانند، عملا کارکرد ندارد.
بازگشایی چراغخاموش
با همه اینها اما شنیده میشود برخی مراکز نگهداری از کودکان و مهدهای غالبا غیردولتی، سراغ بازگشایی چراغخاموش رفتهاند. مادری که دو پسر دوقلو دارد، توضیح میدهد اگر مهدکودک فرزندانش این کار را نمیکرد، عملا او هیچ راهی برای ادامه زندگی نداشت: «من مادر مجرد هستم و نگهداری از دو پسر دوقلو در شرایط عادی هم کار سادهای نیست. تعداد زیادی از همکارانم کارشان را از دست دادهاند و من به خاطر اینکه سرپرست خانواده هستم و دو بچه دارم بیکار نشدهام. اگر قرار بود مهدکودکی در کار نباشد که از بچههای من نگهداری کند، مجبور میشدم کارم را کنار بگذارم و در آن صورت دیگر هیچ محل درآمدی نداشتم».