عصرایران ؛ کامران مرادی، دانشآموخته روابط بینالملل - وقتی از پنجره امنیت ملی به افقهای غبارآلود خلیج فارس نگاه میکنیم، دیگر نمیتوانیم خود را به سادگی قانع کنیم که «اتکا به درون» و «نگاه به شرق» صرفاً دو شعار سیاسی اند.
حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای نظامی، اقتصادی و صنعتی ایران، دیگر یک تهدید بالقوه نیست؛ یک واقعیت تمامعیار است که نفسهای اقتصاد و امنیت کشور را نشانه گرفته است. و این مبارزهی تلخ و طاقتفرسا، هنوز به پایان نرسیده است.
در چنین میدانی، هر کشوری که بتواند نه فقط در بیانیههای دیپلماتیک، که در عمل و در لحظههای سرنوشتساز در کنار ایران بایستد، باید در همین روزهای جنگ و پس از آن مورد توجه ویژه قرار گیرد. حالا تصور کنید چنین کشوری، همسایه شمالی ما روسیه باشد.
اولین نشانه همراهی مسکو با تهران در جریان جنگ اخیر، دور آن میز گرد آبی رنگ در شورای امنیت هویدا شد. وقتی آمریکا و متحدانش در میان کشورهای عربی قطعنامه موسوم به «بحرین» را برای محکومیت ایران روی میز آوردند تا یک اجماع جهانی برای مقابله با وضعیت تنگه هرمز ایجاد کنند روسیه و چین وتو کردند.
همین یک «وتو» آن هم در شرایطی که فشار بینالمللی به اوج رسیده بود در تهران به هیچ وجه کمارزش تلقی نشد. ایران در آن لحظه متوجه شد که تنها نیست. بعلاوه، کمتر کشوری همچون روسیه از ابتدای جنگ رسما از ایران اعلام حمایت کرد. حتی چین هم آن صراحت کلام را نداشت.
البته این رویکرد مسکو ریشه در تقویت روابط طی سالهای اخیر دارد. مدتی قبل پیمان همکاری راهبردی درازمدت میان دو کشور امضا شد؛ یک چهارچوب حقوقی و سیاسی که حالا در روزهای سخت جنگ، کارایی خود را نشان داده است. این روابط دیگر مقطعی و تاکتیکی نیست، بلکه ریشه در زیرساختهای امنیتی و اقتصادی دارد.
آن سو، میز مذاکره در سنپترزبورگ در همین روزهای اخیر، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، سفری به سن پترزبورگ داشت و با ولادیمیر پوتین دیدار کرد. برخی گزارشهای تحلیلی از پاکستان و روسیه حکایت از این دارد که هدف اصلی این سفر، فقط گفتگوی معمول نبوده؛ بلکه تهران در اقدامی هوشمندانه به دنبال آن بوده که روسیه را به عنوان یک میانجی و ضامن در روند مذاکرات صلح با آمریکا در جریان بگذارد. هرچند که این مسئله در گزارش های رسمی کشورمان ذکر نشد اما حداقل این بود که ایران به بزرگترین متحد خود گزارش میداد که پشت میز مذاکره با دشمن، چه خبرهایی گذشته است. برای تهران ضروری است، اطمینان حاصل کند که مسکو تمام مواضعش را درک می کند و همچنان به حمایت سیاسیاش ادامه خواهد داد.
این رفتار، روایتی از یک رابطه سطح بالا را نشان میدهد. رابطهای که در طول جنگ، طبق اعلام سفیر ایران در روسیه، ۱۱ بار تماس تلفنی بین وزرای خارجه و سه بار تماس بین روسای جمهور را رقم زده است. این یک تعامل بیوقفه و استراتژیک است.
اما جالبترین بخش ماجرا، بلافاصله پس از دیدار عراقچی و پوتین رخ داد. رئیسجمهور روسیه یک تماس تلفنی یک ساعت و نیمه با دونالد ترامپ داشت. رسانههای روس گزارش دادهاند که بخش عمده این گفتگوی طولانی، به جنگ ایران و آمریکا مرتبط بوده است. جزئیات کامل منتشر نشده، اما به نوشته برخی منابع نزدیک به کرملین، پوتین از ادامه آتشبس و مذاکره استقبال کرده و در عین حال به ترامپ هشدار داده است: بازگشت به جنگ، به ویژه استفاده از نیروی زمینی، یک اشتباه مرگبار و بسیار خطرناک خواهد بود.
پوتین در همان دیدار با عراقچی نیز صریحاً از مقاومت کشور و ملت ایران در راه حفظ استقلال خود تمجید کرد و بر حمایت مسکو از تلاشهای جمهوری اسلامی برای رسیدن به صلح عادلانه در منطقه تأکید نمود. این در حالی است که اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی که همگی روابط حسنهای با مسکو دارند مدام برای تغییر موضع کشورهایی همچون روسیه و چین لابی میکردند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که تهران نیمنگاهی به همکاری بیشتر با روسیه برای تقویت پدافند هوایی و نیروی هوایی خود داشته باشد. اما مهمتر از آن، تهران میخواهد اطمینان یابد که شریک راهبردیاش به حمایت سیاسی و دیپلماتیک ادامه خواهد داد. این یک نیاز حیاتی است.
با این حال، شاید بزرگترین دستاورد رابطه ایران و روسیه، در لایههای پنهانتری جریان دارد؛ لایههایی که نامشان اقتصاد و تابآوری است.
در شرایطی که خلیج فارس ناامن شده و روابط ایران با امارات متحده عربی (به عنوان گلوگاه تجاری ایران در دوران تحریم) عملاً به حالت تعلیق غیررسمی درآمده، روسیه به یکی از اصلیترین دریچههای تجارت ایران تبدیل خواهد شد. مسکو میتواند تأمینکننده کالاهای اساسی کشور باشد؛ از غلات، حبوبات و نهاده های دامی گرفته تا روغن خوراکی و حتی زغالسنگ و سوخت. این یعنی اگر محاصره دریایی علیه ایران تشدید شود، خطوط زمینی و ریلی از طریق قفقاز و دریای خزر، همچنان باز خواهند بود.
اما فراتر از این، دو کشور در حال معماری یک شاهراه اقتصادی به نام کریدور شمال-جنوب (INSTC) هستند. اتصال ریلی رشت-آستارا که به طول ۱۶۲ کیلومتر در حال اجراست، میتواند سالانه ۱۵ میلیون تن ترانزیت کالا را میان هند، ایران، روسیه و اروپای شمالی جابهجا کند. این پروژه، سودای تغییر نقشه تجارت جهانی را در سر دارد.
علاوه بر این، ایران از ژانویه ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۳) قرارداد تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) را اجرایی کرده است. این یعنی دسترسی ترجیحی به بازاری نزدیک به ۲۰۰ میلیون نفری که روسیه موتور محرکه آن است. در حوزه انرژی نیز ایجاد خط سوآپ با روسیه میتواند در شرایط تحریمی، صادرات منابع ایران را تسهیل کند.
آنچه امروز بین تهران و مسکو در حال شکلگیری است، فراتر از یک ائتلاف تاکتیکی در برابر یک جبهه مشترک است. این رابطه دارد به یک نظم نوین منطقهای تبدیل میشود؛ نظمی که در آن غرب دیگر تنها بازیگر تعیینکننده عرصه مالی و انرژی نیست و منطقه و جهان بیش از پیش به سوی چندجانبهگرایی و احترام به حقوق بینالملل حرکت می کنند.
البته که روسیه هم از روی حب همسایگی این رویکرد را در پیش نگرفته و منافعی در ادامه حیات سیاسی تهران به طور مستقل از آمریکا دارد و شاید این مسئله به نوعی به نتایج جنگ اوکراین هم گره خورده باشد.
در این روزهای سخن برای کشورمان، داشتن یک همسایه و شریک که نه فقط در عرصه سیاسی میتواند وتوهایش را در راستای منافع ایران به کار بگیرد، بلکه در زمینه امنیتی و نظامی و اطلاعاتی و حتی تامین نیازهای غذایی و انرژی کمک کند، بسیار ارزشمند است.
این دو، ناگزیر از همکاری هستند. نه از روی محبت ایدئولوژیک، که از روی اشتراک در تهدیدها و منافع راهبردی. و در روزهایی که جنگ تمام نشده و محاصره ادامه دارد، همین «ناگزیری» بزرگترین برگ برنده ایران برای بقا و صیانت از استقلال خود خواهد بود.