صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۲۶۹۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۸ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 13 May 2026

عناصر کمیاب، مهم‌ترین چالش ترامپ در سفر چین

یک کارشناس اقتصادی گفت: مهم‌ترین مسئله‌ اقتصادی ترامپ در سفر به چین، انحصار ۹۰ درصدی پکن در پالایش عناصر خاکی کمیاب و اعمال محدودیت در صادرات آن است که صنایع نظامی آمریکا از جمله تولید جنگنده اف‌- ۳۵ به آن وابسته است.

حسن حسن‌خانی کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگویی، درباره تحلیل سفر ترامپ به چین از منظر اقتصادی توضیح داد: پرونده اقتصادی چین و آمریکا بسیار بسیار پیچیده است؛ ترامپ هم در این معادله پیچیده یک خواسته‌هایی دارد و آن خواسته‌ها را طبیعتاً یا به صورت نمادین یا به صورت واقعی با یک دستور کار مشخصی دنبال می‌کند.

وی با بیان اینکه مهم‌ترین مسئله‌ای که ترامپ در این سفر با چینی‌ها درباره آن صحبت کند و چالش داشته باشد، موضوع انحصار چین در عناصر خاکی کمیاب است، اظهار کرد: ۹۰ درصد عناصر خاکی کمیاب را چینی‌ها پالایش می‌کنند.

دلیل عمده‌ این کار، این نیست که این عناصر خاکی کمیاب هستند بلکه به این دلیل است که پلایش این ۱۷ عنصر برای کشورها مقرون به صرفه نیست و مشکل آلایندگی شدید زیست محیطی نیز دارد.

حسن خانی با بیان اینکه صرفه‌های ناشی از مقیاس برای کشورها محدودیت ایجاد می‌کند، افزود: در شمال چین یک منطقه به نام مغولستان جنوبی وجود دارد که آنجا محل اصلی پالایش عناصر خاکی کمیاب است که یک دریاچه مصنوعی ایجاد شده، دریاچه بسیار سمی. چینی‌ها از معافیت‌های قانونی استفاده می‌کنند و عناصر خاکی کمیاب را آنجا پالایش می‌کنند.

پسماندهایی که از این عناصر ایجاد می‌شود، رادیواکتیو و دارای مواد مضر زیست‌محیطی است و در آن دریاچه جمع می‌شود.

این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: چین در این موضوع انحصار دارد و بسیاری از صنایع آمریکایی از جمله صنایع نظامی‌شان وابسته به این استحصال و فراوری عناصر خاکی کمیاب چین است.

بنابراین تقریباً ۹۰۰ پوند از وزن یک جنگنده اف‌ - ۳۵ که حدود ۴ تا ۵ هزار پوند وزن دارد، از عناصر خاکی کمیاب تشکیل شده است.

وی با یادآوری اینکه بخش مهمی از این عناصر خاکی کمیاب در ایجاد یا تولید آهنرباها برای تجهیزات الکترونیک و تجهیزات پیشرفته نظامی استفاده می‌شود، تصریح کرد: مهم‌ترین دستور کار ترامپ احتمالاً این باشد که در آن جنگ تعرفه‌ای که ایجاد کرده و علیه چین به کار گرفته، بیاید از آن قدرت جنگ تعرفه‌ای استفاده کند و کارتی را روی میز بگذارد که بتواند با چین مبادله کند و چینی‌ها را از کاری که انجام داده‌اند، در مقابل آمریکا سرعتش را کم کند و زهرش را بگیرد تا خود آمریکایی‌ها بتوانند در این عناصر خاکی کمیاب یک کارآمدی از خودشان نشان دهند.

تلاش برای گرفتن کارت بازی از چین

حسن‌خانی در ادامه به موضوع تایوان، جنگ در منطقه غرب آسیا و بحث جریان انرژی اشاره کرد و گفت: آمریکایی‌ها با محاصره ایران و منطقه خلیج فارس می خواستند یک کارت بازی جدیدی را علیه چین به دست بیاورند؛ ولی مقاومت ایران و پیروزی ایران در این جنگ نشان داد که ترامپ از منطقه غرب آسیا احتمالاً نتواند کارتی برای مقابله با چین، برای تضعیف چین و برای چانه‌زنی با چین داشته باشد.

وی افزود: به نظرم می‌رسد موضوع ایران و منطقه خلیج فارس الان بیشتر یک ابزار است برای چینی‌ها تا اینکه آمریکایی‌ها بخواهند از آن استفاده کنند؛ چون ایران روابط راهبردی با چین دارد و می‌تواند در تعامل و در آن مقابله‌ای که ترامپ و پینگ می‌خواهند یک معاملاتی با هم داشته باشند، چینی‌ها بتوانند دست برتر خوبی با تکیه بر توانمندی ایران داشته باشند.

این کارشناس اقتصادی در پاسخ به این سؤال که آیا این سفر دستاوردی برای ایران دارد، گفت: قطعاً به یقین دارد زیرا ایران با چین روابط راهبردی خوبی دارد؛ البته باید یادآور شد که ایران یکی از کشورهای اقماری چین نیست و استقلال سیاسی و معادلات خاص خود را دارد و با تکیه بر توانمندی و ایستادگی خودمان می‌تواند منافعی را برای ملت ایران رقم بزند.

رابطه مستقیم کنترل تنگه هرمز با تضعیف پترودلار

وی در پاسخ به سؤال درباره مختل شدن تنگه هرمز، تقویت کریدور شمال-جنوب و رقابت ارزی دلار و یوآن گفت: اگر ایران کنترل تنگه هرمز را در دست داشته باشد، می تواند در سیستم فروش نفت با ارز دلار اخلال ایجاد کند و به این ترتیب پترودلار یعنی دلارهایی که از محل فروش نفت به دلار به دست می‌آید، تضعیف می شود و تقاضا برای دلار آمریکا کاهش می یابد و در مقابل میزان تسویه‌های یوآنی افزایش پیدا می‌کند و از آنجا که یکی از بال‌های هژمونی آمریکا چرخش دلار است، این کار یک فرصت بزرگ برای بی اثرکردن تحریم ها بوجود می آورد.

حسن‌خانی درباره کریدور شمال - جنوب اظهار داشت: یک جریان کالایی بین هند و روسیه وجود دارد. یک جریان کالایی عظیم‌تری بین چین و اروپا وجود دارد. اگر ایران به عنوان یک مسیر اصلی در تبادلات کالایی بین چین و اروپا قرار بگیرد، سالانه حدود ۸۵۰ میلیارد دلار حجم مبادلات چین به اروپاست. سهم ایران حتی اگر ۱۰ درصد از این تبادل باشد، از ترانزیت این کالاها و عبور و مرور آنها از مرز ایران، بسیاری عواید نصیب ایران خواهد شد و می‌تواند فرصت‌های بسیاری ایجاد کند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: موضوع تنگه هرمز برای ایران فقط یک واژه اخذ عوارض نیست که بخواهیم درباره کسب درآمد از این ناحیه بحث کنیم؛ تنگه هرمز می‌تواند یک نقطه عطف و یک مرکز ثقل برای ایجاد فروپاشی نظم فعلی و ایجاد نظم جدید در حوزه‌های مختلف به خصوص حوزه اقتصادی در دنیا باشد و این نکته ای است که هرگز نباید در رایزنی های دیپلماتیک فراموش شود.

ارسال به تلگرام