صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۲۷۷۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۷ - ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 13 May 2026
خواندن این مطلب برای پیروان قرن بیست و یکمی خوارج توصیه نمی شود!

نه فقط امام علی (ع) که قرآن هم می فرماید "اگر دشمن دعوت به صلح کرد، بپذیر و در همان حال مراقب نیرنگ های احتمالی باش"

دقت کنید نمی فرمایند صلح نکنید چون ممکن است دشمن نیرنگ کند ؛ بلکه خیلی صریح دستور می دهند صلح را بپذیرید ولی نسبت نیرنگ احتمالی هوشیار باشید. این نکته مهمی است.

عصر ایران ؛ جعفر محمدی - مسعود پزشکیان، در سخنان اخیر خود حدیثی از حضرت علی علیه السلام آورده که می فرمایند: اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، آن را رد نکن.

این سخن، هر چند از امام اول شیعیان است، اما به مذاق کسانی که در طالع ایران، چیزی جز جنگ نمی بینند، خوش نیامده است. مخالفان صلح، این سخن رئیس جمهور را "تسلیم طلبی" خواندند و نشان دادند که در ذهن های خطی و دو قطبی شده آنها، روی دیگر جنگ، نه "صلح" که "تسلیم" است! و البته نگفتند اگر چنین است، چرا حضرت علی علیه السلام و چنان چه در سطور بعد خواهد آمد، قرآن کریم، دعوت به "پذیرش صلح" کرده اند؟!

برخی منتقدان نیز مدعی شده اند که روایت، ناقص ذکر شده تا از آن، بهره برداری خاص سیاسی شود.

از این رو، ابتدا به قرآن مجید و سپس به روایت حضرت علی علیه السلام می پردازیم تا ببینیم بر اساس متن کامل ، این دو منبع اصلی و اصیل اسلامی، دقیقا در این باره  چه گفته اند.

ابتدا آیه 61 سوره مبارکه انفال را می خوانیم:
«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» (و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو نیز به صلح گرای و بر خدا توکل کن، که یقیناً او شنوا و داناست).

و حالا آیه های بعد و قبل را می خوانیم:

آیه 62 : «وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (تو اگر بخواهند تو را بفریبند، یقیناً خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.)

آیه 60:  وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ (و در برابر آنان هر نيرويى كه مى‏توانيد، از جمله نگاهدارى اسبان، فراهم آوريد، تا به آن وسيله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد، همچنين ديگرانى را هم غير از آنان، كه شما ايشان را نمى ‏شناسيد، و خداوند مى‏ شناسدشان، و آنچه در راه خدا انفاق كنيد، پاداشش به شما بر مى‏گردد، و بر شما ستم نمی رود.)


با توجه به آیه ای که دعوت به پذیرش صلح می کند و آیتین قبل و بعدش، کاملاً مشهود و صریح است که نص صریح قرآن این گونه می گوید: 
- اگر دشمن دعوت به صلح کرد، بپذیرید
- اگر شما حرف خدا را قبول کردید و صلح را پذیرفتید و دشمن در صدد نیرنگ و فریب برآمد، این خود خداست که شما را یاری خواهد کرد.
- قدرت، مقدمه صلح است. حتماً باید ادوات نظامی مناسب روز و ابزار قدرت را فراهم کنید تا دشمن را به رعب درآورید.

 در وضعیت موجود بین ایران و آمریکا، آنچه تا این لحظه محقق و ثابت شده این است که که ایران، در حد توان و مقدورات به آیه 60 یعنی فراهم سازی ساز و برگ قدرت، عمل کرده است و الا آمریکا و اسرائیل، ذره ای در نابود کردن ایران ضعیف، تردید نمی کردند.

حالا اگر در این وضعیت، دشمن خواهان مصالحه باشد، توصیه صریح قرآن، پذیرش آن است، پذیرشی که شرایطش را در حدیث مفسر بزرگ قرآن، حضرت علی علیه السلام می خوانیم:
«وَلاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَيْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِيهِ رِضًى، فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ وَأَمْناً لِبِلاَدِکَ، وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فِي ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ. وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَْمَانَةِ»
 (اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روى برمتاب كه خشنودى خداى در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهيانت می شود و تو را از رنج و غم می رهاند و كشورت را امنيت می بخشد. ولى، پس از پيمان صلح، از دشمن برحذر باش و نيك برحذر باش. زيرا دشمن، چه بسا نزديكى كند تا تو را به غفلت فرو گيرد. پس دورانديشى را از دست منه و حسن ظن را به يك سو نه و اگر ميان خود و دشمنت پيمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خويش وفا كن و امانى را كه داده اى، نيك، رعايت نماى.) 

بر اساس آموزه های قرآنی پیش گفته و حدیث مذکور،  رضای خدا در پذیرش صلحی است که بدان دعوت شده ایم (وَلِلَّهِ فِيهِ رِضًى) و علاوه بر آن بُعد معنوی، سه دستاورد دنیوی دارد:
- آسودن سپاه 
- رهایی از رنج و  غم
- امنیت کشور.

حال اگر دعوت به صلح ( و نه تسلیم) شویم و بپذیریم، طبق فرمایش امام علیعلیه السلام و این صلح:
- فرصتی برای آسودگی و بازسازی توان نظامی ایران می شود
- با گشایش های اقتصادی مانند رفع تحریم ها و آزاد سازی دارایی های مسدود شده، مردم ایران را از رنج هایی که ناشی از شرایط جنگ و تحریم است نجات می دهد
-و کشور را به امنیت می رساند
لذا هم عقل سلیم، هم دستور صریح قرآن و هم توصیه حکیمانه حضرت علی علیه السلام ایجاب می کند که در پذیرش چنین صلحی درنگ نکنیم.

دو نکته مهم نیز در این روایت وجود دارد که پروسه صلح را کامل می کند:

اول این که در عین پذیرش صلح حواس مان به نیرنگ های دشمن باشد که حتی در دوران صلح نیز می تواند ادامه داشته باشد. در واقع، چنین صلحی، به معنای تجویز آسوده خیال بودن از جبهه دشمن نیست بلکه رفع شر اوست و فرصت توسعه یافتن و در عین حال، رصد دائمی دشمن برای جلوگیری از ضربات احتمالی آتی.
دقت کنید نمی فرمایند صلح نکنید چون ممکن است دشمن نیرنگ کند ؛ بلکه خیلی صریح دستور می دهند صلح را بپذیرید ولی نسبت نیرنگ احتمالی هوشیار باشید. این نکته مهمی است.

شیخ طبرسی در این باره چنین توضیح می دهد که عبارت "وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ" در آیه شریفه، نشان‌دهنده آن است که حتی اگر مسلمانان نگران نیت دشمن باشند، باید به خدا توکل کنند، زیرا او از نیت واقعی آن‌ها آگاه است.  یعنی حتی اگر احتمال خیانت در صلح وجود داشته باشد، مسلمانان نباید از پذیرش آن بترسند، بلکه باید به خدا اعتماد کنند (و البته خود نیز مراقبت های بعدی را لحاظ کنند).

 علامه طباطبایی نیز می گوید حضرت محمد (ص) در دوران حکومت خود بارها این اصل را به کار بست و هر جا که امکان صلح بود، آن را بر جنگ ترجیح داد.

نکته مهم و ظریف دیگر این است که روایت تصریح دارد به این که به پیمانی که بسته اید وفا کنید. این یعنی شما در صلح نامه، تعهداتی را پذیرفته و به تعبیر امروز، امتیازاتی داده اید که باید نسبت به آنها وفادار باشید و پیمان نشکنید. چنانچه در ادامه روایت می فرمایند: "پس در آنچه بر عهده گرفته اى، خيانت مكن و پيمانت را نشكن و دشمنت را فریب نده."*

ملاحظه می کنید که تمام ماجرا، درباره  صلحی است که ناشی از قدرت ماست، فواید سه گانه دارد و در عین حال باید مراقب نیات و تحرکات بعدی دشمن هم باشیم و هیچ جا، سخن از تسلیم نیست.

با این اوصاف، می توان در برابر آمریکا تسلیم نشد بلکه با او صلح کرد و چنین صلحی را دستور صریح قرآن و حضرت علی علیه السلام خواند، مشروط بر آن که:
اولاً مقدمه صلح، قدرت ما باشد (وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) 
ثانیاً دشمن خواهان مصالحه شود (وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ)
ثالثاً در عین مصالحه، حواس مان به نیرنگ های احتمالی بعدی دشمن باشد و حُسن اندیشی را در قبال او کنار بگذاریم (وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ)
و رابعاً در بده بستان هایی که در قرارداد صلح داریم، پیمان نشکنیم. ( وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَْمَانَةِ)

با این اوصاف، مدعیان دینداری باید فارغ از گرایش های سیاسی و جناحی، خود را این آیات و روایت تطبیق دهند.
اگر هم  کسی از این شرایط حرف زد و متهم شد به تسلیم طلبی یا اگر مقامات کشور، با این شرایط صلح را پذیرفتند و متهم شدند به خیانت، بدانید که متهم کنندگان، حتماً ، افرادی ناآگاه به قرآن و شریعت اسلام هستند و احتمالاً مأموران سرویس امنیتی اسرائیل اند که وظیفه دارند ایران را همواره در حالت التهاب نگه دارند تا نتواند توسعه بیابد و آیه 60 انفال (و اعدوا لهم من استطعتم من قوه) را همواره عملیاتی کند.

ایران ضعیفِ نظامی، ایران ناتوانِ اقتصادی، ایران منزویِ سیاسی و ایران فروپاشیدۀ اجتماعی، هدف نهایی این طائفه نادان/خائن است. گول ظاهرشان را نخورید که اینان بازمانده همان خوارجی اند که شبی صوت زیبا و جانسوز قرائت قرآن یکی شان، دل یاران امام را  لرزاند و حضرت فرمودند: «صدای دلنشین او فریب تان ندهد، این قاری قرآن، از اهالی جهنم است.»

______________________________

  • پی نوشت:
    *متن کامل این بخش  از روایت را اینجا می آوریم:
    وَلاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَيْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِيهِ رِضًى، فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ وَأَمْناً لِبِلاَدِکَ، وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فِي ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ. وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاَْمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللهِ شَيْءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً، مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ، مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ. وَقَدْ لَزِمَ ذَلِکَ الْمُشْرِکُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ؛ فَلاَ تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِکَ، وَلاَ تَخِيسَنَّ بِعَهْدِکَ، وَلاَ تَخْتِلَنَّ عَدُوَّکَ، فَإِنَّهُ لاَ يَجْتَرِئُ عَلَى اللهِ إِلاَّ جَاهِلٌ شَقِيٌّ. وَقَدْ جَعَلَ اللهُ عَهْدَهُ وَذِمَّتَهُ أَمْناً أَفْضَاهُ بَيْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ، وَحَرِيماً يَسْکُنُونَ إِلَى مَنَعَتِهِ، وَيَسْتَفِيضُونَ إِلَى جِوَارِهِ، فَلاَ إِدْغَالَ وَلاَ مُدَالَسَةَ وَلاَ خِدَاعَ فِيهِ. وَلاَ تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ، وَلاَ تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْل بَعْدَ التَّأْکِيدِ وَالتَّوْثِقَةِ، وَلاَ يَدْعُوَنَّکَ ضِيقُ أَمْر لَزِمَکَ فِيهِ عَهْدُ اللهِ، إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ؛ فَإِنَّ صَبْرَکَ عَلَى ضِيقِ أَمْر تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَفَضْلَ عَاقِبَتِهِ، خَيْرٌ مِنْ غَدْر تَخَافُ تَبِعَتَهُ، وَأَنْ تُحِيطَ بِکَ مِنَ اللهِ فِيهِ طِلْبَةٌ، لاَ تَسْتَقْبِلُ فِيهَا دُنْيَاکَ وَلاَ آخِرَتَکَ.

    ترجمه: اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روى برمتاب كه خشنودى خداى در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهيانت می شود و تو را از رنج و غم می رهاند و كشورت را امنيت می بخشد. ولى، پس از پيمان صلح، از دشمن برحذر باش و نيك برحذر باش. زيرا دشمن، چه بسا نزديكى كند تا تو را به غفلت فرو گيرد. پس دورانديشى را از دست منه و حسن ظن را به يك سو نه و اگر ميان خود و دشمنت پيمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خويش وفا كن و امانى را كه داده اى، نيك، رعايت نماى. 
    در برابر پيمانى كه بسته اى و امانى كه داده اى خود را سپر ساز، زيرا هيچ يك از واجبات خداوندى كه مردم با وجود اختلاف در آرا و عقايد، در آن همداستان و همرأى هستند، بزرگتر از وفاى به عهد و پيمان نيست. حتى مشركان هم وفاى به عهد را در ميان خود لازم مى شمردند، زيرا عواقب ناگوار غدر و پيمان شكنى را دريافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفته اى، خيانت مكن و پيمانت را مشكن و خصمت را به پيمان مفريب. زيرا تنها نادانان شقى در برابر خداى تعالى، دليرى كنند. خداوند پيمان و زينهار خود را به سبب رحمت و محبتى كه بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حريمى ساخته كه در سايه سار استوار آن زندگى كنند و به جوار آن پناه آورند. پس نه خيانت را جايى براى خودنمايى است و نه فريب را و نه حيله گرى را. 
    پيمانى مبند كه در آن تأويل را راه تواند بود و پس از بستن و استوار كردن پيمان براى بر هم زدنش به عبارتهاى دو پهلو كه در آنها ايهامى باشد، تكيه منماى. و مبادا كه سختى اجراى پيمانى كه بر گردن گرفته اى و بايد عهد خدا را در آن رعايت كنى، تو را به شكستن و فسخ آن وادارد، بى آنكه در آن حقى داشته باشى. زيرا پايدارى تو در برابر كار دشوارى كه اميد به گشايش آن بسته اى و عاقبت خوشش را چشم مى دارى، از غدرى كه از سرانجامش بيمناك هستى بسى بهتر است. و نيز به از آن است كه خداوندت بازخواست كند و راه طلب بخشايش در دنيا و آخرت بر تو بسته شود. 

    *نامه 53 نهج البلاغه (عهدنامه مالک اشتر)؛ بخش بیست و چهارم: وفای به عهد و پیمان  
ارسال به تلگرام