صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۶۳۱۲۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۵۷ - ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 15 May 2026

دست نامرئی چین در کنترل بازار جهانی نفت 

خطر واقعی این است که بازارهای مالی نفت اکنون رفتار تاکتیکی موقت چین را به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه جهان به اندازه کافی تامین می‌شود، تفسیر می‌کنند. این تفسیر می‌تواند تا اواسط تابستان به طرز فاجعه‌باری اشتباه از آب درآید و نتیجه می‌تواند یک بحران ناگهانی و شدید سوخت در تابستان باشد.

مدیریت بازار جهانی نفت دیگر در دست کارتل کشورهای صادرکننده نفت مثل اوپک و اوپک پلاس نیست، بلکه به نظر می رسد بازار جهانی نفت توسط بزرگ ترین خریدار نفت در جهان یعنی چین مدیریت می شود، مدیریتی که اولویت نخست آن اولویت های داخلی است نه الزاما تامین پایدار نیازهای بازار جهانی.

به گزارش عصرایران، "سیریل ویدرشوون" تحلیلگر ارشد دریایی، انرژی و ژئوپلیتیک و مشاور ارشد در شرکت "استراتژی آب آبی" در وبگاه "اوپل پرایس" نوشت:

چین با ذخیره استراتژیک نفت خام در زمان پایین بودن قیمت‌ها و کاهش واردات در زمان افزایش قیمت‌ها، به "بانکدار مرکزی نامرئی" بازارهای نفت تبدیل شده است و سیگنال‌های سنتی عرضه و تقاضا را تحریف می‌کند.

ذخایر عظیم پکن و کاهش صادرات سوخت تصفیه شده، کمبود فیزیکی واقعی در بازارهای انرژی جهانی را پنهان می‌کند و تصور کاذبی از تقاضای ضعیف ایجاد می‌کند و در عین حال خطر کمبود گازوئیل، سوخت جت و بنزین در تابستان را افزایش می‌دهد.

قدرت قیمت‌گذاری جهانی نفت از اوپک به سمت یک پویایی جدید بین ایالات متحده و چین در حال تغییر است، جایی که واشنگتن بر عرضه تاثیر می‌گذارد و پکن میزان تقاضا و روانشناسی بازار را کنترل می‌کند.

دو دهه است که وزرای اوپک، تحلیلگران وال استریت و معامله‌گران نفت در مورد بازار جهانی نفت خام طوری صحبت می‌کنند که گویی قوانین سنتی هنوز اعمال می‌شوند. 

عربستان سعودی، پادشاه اوپک، هنوز به عنوان مهم ترین تولیدکننده نوسانی دیده می‌شود، در حالی که اوپک پلاس به عنوان مکانیسم متعادل‌کننده در نظر گرفته می‌شود. نفت "شیل" ایالات متحده همچنان نقش بشکه های حاشیه‌ای را ایفا می کند، در حالی که قیمت‌های جهانی نفت ظاهرا توسط عوامل بنیادی قابل مشاهده مانند موجودی‌ها، رشد تقاضا، اختلالات ژئوپلیتیکی و حاشیه سود پالایشگاه‌ها هدایت می‌شوند.

با این حال، در حال حاضر، آن جهان دیگر وجود ندارد.

در پسِ مهِ بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی، واقعیت بازار نفت این است که چین به عنوان یک بازیگر استراتژیک کلیدی ظهور کرده است و بی‌سروصدا قیمت‌های جهانی نفت خام را از طریق مدیریت تقاضای اختیاری و کنترل موجودی در مقیاسی که می‌تواند سیگنال‌های بازار را تحریف کند، شکل می‌دهد.

چین دیگر تنها بزرگترین واردکننده نفت خام جهان نیست. این کشور به بانکدار مرکزی نامرئی بازارهای نفت تبدیل شده است.

در یک محیط ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی کمتر ناپایدار، این تغییر ممکن است حتی توجه را جلب نکرده باشد. اما بازارها و سیاست‌گذاران فعلی باید توجه داشته باشند. پیامدهای این تحول را نباید دست کم گرفت، به خصوص که می‌توانند در ماه‌های تابستان به طرز خطرناکی قابل مشاهده شوند.

در حالی که بازارهای غربی در مورد اشباع نفت مطمئن باقی مانده‌اند، چین حدود 1.2 تا 1.3 میلیارد بشکه ذخایر نفت خام - که به طور بالقوه بزرگترین موجودی ملی نفت است - جمع‌آوری کرده است و آن را به یک بازیگر اصلی در پویایی عرضه جهانی تبدیل می‌کند.

کنترل فزاینده پکن بر واردات نفت خام و صادرات فرآورده‌های نفتی، ناشی از محاسبات استراتژیک اقتصاد کلان و ژئوپلیتیک است، نه منطق عادی بازار، که باعث ایجاد یک انحراف خطرناک می‌شود که قیمت‌ها را از کمبود واقعی منحرف می‌کند.

این انحراف، خطر ایجاد یکی از خطرناک‌ترین عدم تطابق‌های قیمت نفت از دهه 1970 را به همراه دارد که باید سیاست‌گذاران و تحلیلگران را در مورد بی‌ثباتی بالقوه نگران کند.

این تحول در حال حاضر در عوامل بنیادی قابل مشاهده است. در اوایل سال 2026، در حالی که تنش‌های ژئوپلیتیکی پیرامون ایران و هرمز به شدت افزایش یافت، چین به شدت واردات و ذخیره‌سازی نفت خام را افزایش داد. واردات ژانویه-فوریه 2026 نسبت به سال گذشته حدود 16 درصد افزایش یافت و به تقریبا 12 میلیون بشکه در روز رسید. موجودی‌ها حتی در حالی که تقاضای پالایشگاه‌ها نسبتا کم بود، همچنان رو به افزایش بودند. پکن بشکه‌های تخفیف‌دار روسیه، ایران و فرصت‌طلبان خاورمیانه را از بازار جمع کرد.

با تشدید بحران تنگه هرمز و افزایش قیمت‌ها، اوضاع به طرز چشمگیری تغییر کرد.

پکن استراتژی خود را تغییر داده و واردات آن سقوط کرده است.

طبق گزارش‌ها، در ماه آوریل، واردات نفت خام چین حدود 20 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافت و به پایین‌ترین سطح در چهار سال گذشته رسید. واردات دریایی به 8 میلیون بشکه در روز کاهش یافت که پایین‌ترین سطح از سال 2022 است. در عین حال، چین صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت را به شدت کاهش داد.

این رفتار عادی بازار نیست.

چین عملا به ضربه‌گیر بازارهای جهانی نفت تبدیل شده است. پکن وقتی قیمت‌ها پایین است، خرید می‌کند و ذخایر خود را افزایش می‌دهد و بازار را بیشتر محدود می‌کند. وقتی قیمت‌ها خیلی سریع افزایش می‌یابند، چین از خرید نقدی عقب‌نشینی می‌کند، ذخائر موجودی نفت خود را به روی سیستم‌های پالایش داخلی آزاد می‌کند و صادرات محصولات را برای محافظت از اقتصاد خود محدود می‌کند.

نتیجه واضح است: چین امنیت انرژی خود را مدیریت می‌کند و در عین حال نوسانات را به دیگران صادر می‌کند.

حتی پس از ماه‌ها اختلال قابل مشاهده، بازارها هنوز به طور کامل درک نمی‌کنند که این به چه معناست.

استراتژی چین اساسا با مدل سنتی تولیدکننده نوسانی عربستان سعودی متفاوت است. عربستان سعودی بازارهای خود را از طریق افزایش یا کاهش تولید متعادل کرد. شیل ایالات متحده نیز از طریق انعطاف‌پذیری حفاری نقش خود را ایفا کرد. با این حال، سازوکار چین مسلما بی‌ثبات‌کننده‌تر است زیرا خودِ تقاضا را دستکاری می‌کند، به طوری که جهان دیگر نمی‌داند تقاضای "واقعی" واقعا چیست.

وقتی چین ناگهان واردات را چند میلیون بشکه در روز کاهش می‌دهد، معامله‌گران این را به عنوان نشانه‌ای از تقاضای جهانی ضعیف تفسیر می‌کنند. قیمت‌ها کاهش می‌یابند، سفته‌بازان موقعیت‌های صعودی را کاهش می‌دهند و تحلیلگران عرضه بیش از حد را پیش‌بینی می‌کنند. با این حال، در زیر سطح، محدودیت فیزیکی همچنان در حال افزایش است زیرا پالایشگاه‌های چینی به فعالیت خود ادامه می‌دهند، موجودی‌ها به صورت مرکزی مدیریت می‌شوند و محدودیت‌های صادراتی، تعادل محصولات منطقه‌ای را تشدید می‌کند.

این حرکات دقیقا زمانی که بازار باید کمبود ساختاری را قیمت‌گذاری کند، یک سیگنال نزولی کاذب ایجاد می‌کنند.

از زمان بحران تنگه هرمز، این تحریف به ویژه قابل مشاهده شده است. حتی با وجود حدود یک میلیارد بشکه اختلال در عرضه و خسارات لجستیکی که به بازار وارد شده است، قیمت‌های نفت برنت به سطوحی که بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند، افزایش نیافته است.

چرا؟

زیرا چین به طور موقت بخشی از شوک را از طریق کاهش موجودی و کاهش تقاضای واردات جذب کرده است. پکن در حال سرکوب علائم قابل مشاهده کمبود است. اما سرکوب، راه حل نیست.

خطر واقعی این است که بازارهای مالی نفت اکنون رفتار تاکتیکی موقت چین را به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه جهان به اندازه کافی تامین می‌شود، تفسیر می‌کنند. این نتیجه‌گیری می‌تواند تا اواسط تابستان به طرز فاجعه‌باری اشتباه از آب درآید.

سیستم جهانی فعلی فقط تا زمانی کار می‌کند که چین بتواند به برداشت از موجودی‌های انباشته شده در دو سال گذشته ادامه دهد. اما ذخایر پکن بی‌نهایت نیست. مهمتر از آن، استراتژی چین به طور فزاینده‌ای ثبات داخلی را بر تعادل بازار جهانی اولویت می‌دهد.

این تمایز در ماه‌های آینده بسیار مهم خواهد بود.

چین با کاهش شدید صادرات محصولات پالایش‌شده، درست زمانی که تقاضای منطقه‌ای وارد فصل اوج تابستان می‌شود، عملا بشکه‌های متعادل‌کننده را از بازارهای آسیایی حذف می‌کند. بازارهای گازوئیل، سوخت جت و بنزین آسیا در حال حاضر به دلیل اختلالات کشتیرانی، هزینه‌های بیمه، ناکارآمدی در تغییر مسیر و خطرات عرضه در خاورمیانه، با کمبود عرضه مواجه هستند. محدودیت‌های صادراتی پکن، همه این فشارها را به طور همزمان تشدید می‌کند.

نتیجه می‌تواند یک بحران ناگهانی و شدید سوخت در تابستان باشد.

این امر به ویژه خطرناک است زیرا سیاست‌گذاران و بازارهای مالی تقریبا به طور کامل بر قیمت‌های اصلی نفت خام متمرکز هستند و در عین حال از در دسترس بودن محصولات پالایش‌شده غافلند. اقتصادهای مدرن با نفت خام انباشته شده در مخازن اداره نمی‌شوند. آنها با گازوئیل، سوخت جت، بنزین و خوراک پتروشیمی اداره می‌شوند.

چین این موضوع را کاملا درک می‌کند.

سیاست پکن از منظر داخلی منطقی است. این سیاست با حفظ انعطاف‌پذیری پالایش در مرزهای خود، از تداوم صنعتی، ثبات حمل‌ونقل و مدیریت تورم محافظت می‌کند. با این حال، از منظر جهانی، این امر عمیقا بی‌ثبات‌کننده است.

اروپا و آسیا به ویژه در معرض خطر هستند.

سیاست‌گذاران اروپایی هنوز فرض می‌کنند که واردات ضعیف چین نشانه‌ای از کاهش مصرف جهانی است. با این حال، واقعیت بسیار متفاوت است. چین ممکن است به سادگی از خریدهای خارجی به سمت مصرف داخلی ذخایر تغییر جهت دهد و همزمان محصولات پالایش‌شده را از بازارهای صادراتی دور نگه دارد. بنابراین، "ضعف آشکار تقاضا" تا حد زیادی یک توهم آماری است.

آسیا با خطرات حتی بزرگتری روبرو است.

اکثر اقتصادهای آسیایی از نظر ساختاری به نفت خام وارداتی و محصولات پالایش‌شده که از طریق تنگه هرمز جریان دارند، وابسته هستند. وضعیت ذخایر چین به پکن یک سپر استراتژیک می‌دهد که کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، پاکستان، اندونزی و بخش‌های بزرگی از جنوب شرقی آسیا از آن برخوردار نیستند.

با افزایش تقاضای تابستانی، این کشورها ممکن است دریابند که بشکه‌های متعادل‌کننده‌ای که قبلا از پالایشگاه‌های چینی به آنها متکی بودند، دیگر در دسترس نیستند.

نتیجه می‌تواند جنگ‌های مزایده‌ای برای گازوئیل و سوخت جت در بازارهای نقدی آسیا باشد.

با این حال، پیامدهای آن فراتر از انرژی است.

استراتژی مدیریت نفت چین به طور فزاینده‌ای به جای مشارکت در بازارهای جهانی شفاف، به "مرکانتیلیسم کالایی" شباهت دارد. مرکانتیلیسم جدید حول محور عدم شفافیت بنا شده است و به عنوان ابزاری استراتژیک مورد استفاده قرار می‌گیرد. برخلاف کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، چین اطلاعات قابل اعتماد کمی در مورد سطح ذخایر استراتژیک، جابجایی موجودی یا رفتار خرید هماهنگ دولتی افشا می‌کند.

نتیجه، قدرت اطلاعات نامتقارن است.

در حالی که معامله‌گران و تحلیلگران غربی تلاش می‌کنند بازارها را بر اساس جریان‌های کشتیرانی، داده‌های گمرکی و تخمین‌های توان عملیاتی پالایشگاه‌ها قیمت‌گذاری کنند، پکن سطح واقعی موجودی را کنترل می‌کند. بنابراین، چین می‌تواند بدون افشای کامل موضع خود، بر روانشناسی بازار تاثیر بگذارد.

این قدرت واقعی است.

و این در حال تغییر شکل سیستم جهانی نفت بسیار اساسی‌تر از آن چیزی است که اکثر دولت‌ها در حال حاضر درک می‌کنند.

در عین حال، یک تحول مهم‌تر دیگر نیز بر بازار سایه افکنده است: تجدید تعامل بین شی جین پینگ و دونالد ترامپ.

نشست ترامپ و شی صرفا یک نشست ژئوپلیتیکی دیگر نیست. این می‌تواند به نشستی بین دو قدرت مسلط تبدیل شود که بازارهای جهانی نفت و گاز را شکل می‌دهند.

جهان اکنون ممکن است وارد دورانی شود که در آن نه واشنگتن و ریاض، بلکه واشنگتن و پکن به طور فزاینده‌ای ثبات انرژی را تعیین می‌کنند. ایالات متحده از طریق شیل، LNG و تسلط بر بازار مالی، بزرگترین سیستم تولید هیدروکربن انعطاف‌پذیر جهان را کنترل می‌کند، در حالی که چین بزرگترین سیستم تقاضای اختیاری و موجودی جهان را کنترل می‌کند.

واشنگتن بر کشش عرضه تاثیر می‌گذارد. پکن بر شفافیت تقاضا تاثیر می‌گذارد.

آنها می‌توانند با هم، بیش از خود اوپک، قیمت نفت را شکل دهند.

سوال کلیدی برای ماه‌های آینده این است که آیا نوعی هماهنگی ضمنی انرژی بین ایالات متحده و چین در حال ظهور است یا خیر؟

رسما، هر دو همچنان رقبای استراتژیک باقی می‌مانند. بحث‌های عمومی همچنان بر تعرفه‌ها، نیمه‌رساناها، تحریم‌ها و تایوان متمرکز خواهد بود. اما در زیر سطح خصومت ژئوپلیتیکی، هر دو طرف یک علاقه مشترک دارند: جلوگیری از افزایش کنترل نشده قیمت انرژی.

برای ترامپ، افزایش قیمت نفت به سطح 130 تا 150 دلار در هر بشکه خطرناک است و می تواند کنترل تورم، بازارهای مالی و ثبات سیاسی داخلی را تهدید کند. برای شی، قیمت‌های بالای پایدار انرژی، رقابت‌پذیری صنعتی، عملکرد صادراتی و ثبات اجتماعی را در زمانی که اقتصاد چین همچنان تحت فشار شدید است، تضعیف می‌کند.

بنابراین، هر دو انگیزه‌هایی برای سرکوب نوسانات دارند.

اینجاست که استراتژی فعلی نفت خام چین حتی جذاب‌تر می‌شود. رفتار پکن ممکن است دیگر فقط از حمایت‌گرایی داخلی حمایت نکند. همچنین ممکن است به عنوان یک تثبیت‌کننده ژئوپلیتیکی پیش از تفاهمات گسترده‌تر بین واشنگتن و پکن در مورد جریان‌های تجاری، اجرای تحریم‌ها، بشکه‌های نفت ایران یا حتی هماهنگی ذخایر استراتژیک عمل کند.

حتی هماهنگی غیررسمی می‌تواند بازارها را شکل دهد.

سیگنال‌دهی غیرمستقیم بین دو قدرت بزرگ انرژی جهان ممکن است در حال حاضر باعث ایجاد محدودیت ملایمی برای قیمت نفت شود. با این حال، این امر بسیار خطرناک است زیرا تشدید تنگنای ساختاری را در زیر سطح پنهان می‌کند.

اگر واشنگتن و پکن نوسانات سیاسی را مدیریت کنند در حالی که بازارهای فیزیکی همچنان در زیر سطح تنگنا قرار دارند، خطر تغییر قیمت نهایی افزایش می‌یابد. تحلیلگران و معامله‌گران ممکن است به اشتباه نتیجه بگیرند که تهدیدات ژئوپلیتیکی مهار شده‌اند، در حالی که موجودی‌ها بی‌سروصدا در حال کاهش هستند، ظرفیت صادرات اضافی کاهش می‌یابد و دسترسی به محصولات پالایش‌شده رو به وخامت می گذارد.

برای دهه‌ها، بازارهای نفت از دستکاری اوپک می‌ترسیدند. اکنون خطر بسیار بزرگتر ممکن است یک سیستم مدیریت انرژی مبهم ایالات متحده و چین باشد که عمدتا خارج از سازوکارهای سنتی شفافیت عمل می‌کند.

چین بدون اینکه آشکارا به آن اعتراف کند، اکنون در مرکز این سیستم قرار دارد و نه از طریق اعلام تولید، بلکه از طریق خرید سکوت، بر قیمت‌ها تاثیر می‌گذارد.

بازارها هنوز این سکوت را به عنوان ضعف تفسیر می‌کنند و این می‌تواند به محاسبه اشتباه تعیین‌کننده سال 2026 تبدیل شود.

در ماه‌های آینده، خطر واقعی کمبود فوری و قابل مشاهده نفت خام در صفحه‌های معاملات آتی نیست، بلکه تشخیص دیرهنگام این است که موجودی‌های خارج از چین بسیار سریع‌تر از حد انتظار در حال کاهش هستند. در عین حال، پکن همچنان خود را از نوسانات خارجی مصون نگه می‌دارد.

هنگامی که معامله‌گران سرانجام متوجه شوند که واردات کمتر چین به معنای مصرف کمتر چین نیست، قیمت‌گذاری مجدد می‌تواند تنش آمیز شود.

بازارهای جهانی کالا از نظر تاریخی حداقل به درجه‌ای از شفافیت و منطق تجاری مشترک وابسته بوده‌اند. استراتژی انرژی چین به طور فزاینده‌ای هر دو فرض را رد می‌کند. نفت دیگر در درجه اول به عنوان یک کالای تجاری تلقی نمی‌شود بلکه به طور فزاینده‌ای به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی برای انعطاف‌پذیری دولت تلقی می‌شود و این همه چیز را تغییر می‌دهد.

جهان اکنون با بازار نفتی مواجه است که در آن بزرگترین واردکننده می‌تواند به طور استراتژیک سیگنال‌های تقاضا و موجودی فیزیکی را تحریف کند، در حالی که تا حد زیادی خارج از سیستم‌های شفافیت سنتی باقی می‌ماند و این دیگر صرفا یک چرخه کالایی متعارف نیست.

این ظهور یک نظم انرژی جدید است که در آن چین همزمان به عنوان مصرف‌کننده، ذخیره‌کننده، تثبیت‌کننده و بی‌ثبات‌کننده عمل می‌کند. در عین حال، به نظر می‌رسد ایالات متحده به طور فزاینده‌ای مایل است این واقعیت را تحمل کند یا حتی بی‌سروصدا در اطراف آن هماهنگی ایجاد کند تا از یک شوک مالی سیستماتیک جلوگیری کند.

 

ارسال به تلگرام